دستگیری سارقان سیاهپوش در ایست بازرسی

گروه حوادث: مرضیه همایونی/ اعضای یک باند سرقت معروف به «سیاهپوشان» که در بوستان‌های غرب تهران از افراد ورزشکار و رهگذران سرقت می‌کردند، هنگام عبور از یک مرکز ایست بازرسی دستگیر شدند.
به گزارش «ایران»، از چندی قبل گزارش سرقت‌های سریالی اعضای یک باند که سر تا پا لباس مشکی می‌پوشیدند و حتی ماسکشان نیز مشکی بود، به پلیس گزارش شد. متهمان با ورود به پارک‌های غرب تهران در مکان‌های خلوت و تاریک به کمین نشسته و اقدام به خفتگیری و سرقت از افرادی می‌کردند که برای تفریح یا ورزش به پارک آمده بودند. تمامی سرقت‌ها در زمان تاریکی هوا رخ می‌داد و سارقان خشن با تهدید چاقو، سناریوی سرقت‌هایشان را اجرا می‌کردند و طلا، پول و ساعت‌های گرانقیمت را به سرقت می‌بردند. 
با گزارش سرقت‌های سریالی، تحقیقات از سوی کارآگاهان پلیس آغاز شد تا اینکه چند روز قبل مأموران ایست بازرسی در غرب تهران به چهار مرد افغانستانی که سوار بر خودروی پژو با سرعتی سرسام‌آور در حرکت بودند، مشکوک شدند. بلافاصله خودرو متوقف شد و مأموران در بازرسی از آن مقدار زیادی طلا و وسایل باارزش پیدا کردند؛ وسایلی که مشخص بود متعلق به مردان افغانستانی نیست. به همین دلیل چهار متهم بلافاصله بازداشت و به اداره آگاهی منتقل شدند و این فرضیه مطرح شد که آنها همان سارقان نقاب‌دار پارک‌های غرب تهران هستند. با این احتمال، از شاکی‌ها خواسته شد آنها را شناسایی کنند که همگی با توجه به ظاهر و لهجه خاص‌ آنان مدعی شدند این افراد همان سارقان اموالشان هستند. در ادامه، متهمان نیز لب به اعتراف گشودند و به جرایم خود اقرار کردند.

سرقت به خاطر مهاجرت به آلمان
سردسته باند، مردی ۳۶ ساله است که به صورت غیرقانونی وارد ایران شده است. وی درباره انگیزه خود از سرقت‌ها گفت: «هیچ وقت تصورش را نمی‌کردم سارق شوم. من چند سال قبل قاچاقی به ایران آمدم و کار کردم. هر چه پول به دست می‌آوردم طلا می‌خریدم، چون تصمیم داشتم به آلمان بروم. دوستان دیگرم هم به آلمان رفته بودند و خیلی راضی بودند، اما من شانس نیاوردم.»
مگر چه اتفاقی افتاد؟
قاچاق‌بری که می‌خواست ما را به آلمان ببرد، در نقطه صفر مرزی پول و طلاهایم را گرفت ‌و مرا در شرایط سختی رها کرد. خدا می‌داند به چه زحمتی خودم را به ایران رساندم. زمانی که به ایران رسیدم دیگر هیچ پولی نداشتم، از طرفی افغانستانی‌های بدون مجوز را از کشور بیرون می‌کردند و این شرایط برایم خیلی سخت بود، به همین دلیل به فکر سرقت افتادم. مجبور بودم راه صد ساله را یک‌شبه طی کنم، به همین خاطر از حدود سه ماه قبل با همدستی سه نفر از اقوامم باند سرقت تشکیل دادیم. 
چرا برای سرقت به پارک‌ها می‌رفتید؟
چون راحت‌ترین راه سرقت بود. زنان و مردان زیادی برای ورزش و پیاده‌روی و تفریح به پارک می‌روند که اغلب طلا و پول و گوشی‌های گرانقیمت دارند و ما آنها را با چاقو تهدید و اموالشان را سرقت می‌کردیم.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • اندیشه
  • خودرو
  • حوادث
  • ورزشی
  • علم و فناوری
  • ایران زمین
  • کتاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و سی و هشت
 - شماره نه هزار و سی و هشت - ۱۱ خرداد ۱۴۰۵