در حافظه موقت ذخیره شد...
اعترافات هولناک راننده تاکسی اینترنتی به قتل ۲ زن
به خاطر سرکوفتهای همسرم سارق شدم
به گزارش «ایران»، اوایل سال 1404 مردی با مراجعه به پلیس ناپدیدشدن همسر 45 سالهاش به نام مریم را گزارش داد. او در توضیح ماجرا گفت: «همسرم برای خرید از خانه خارج شد اما دیگر بازنگشت. تلفن همراهش هم خاموش شده است.»
پس از این اظهارات، مأموران ردیابی زن گمشده را در دستورکار قرار دادند و مشخص شد آخرین بار در محدوده قلعهحسنخان تلفن همراهش آنتندهی داشته است. در ادامه تحقیقات، مأموران به بازبینی دوربینهای مداربسته محل پرداختند. تصاویر نشان میداد که مریم آخرین بار سوار یک خودروی پراید عبوری شده است.
در حالی که تلاش برای یافتن زن میانسال ادامه داشت یک ماه بعد مرد دیگری با مراجعه به پلیس از ناپدید شدن همسرش سمیرا در منطقه قلعهحسنخان خبر داد. مأموران با بررسی دوربینها دریافتند که سمیرا نیز سوار همان خودروی پراید شده است و احتمال سریالی بودن ناپدید شدن این دو زن قوت گرفت.
به این ترتیب مأموران با اقدامات فنی و پلیسی راننده خودروی پراید به نام مسعود را شناسایی و دستگیر کردند.
مسعود در ابتدا قصد داشت تا خودش را بیگناه نشان دهد اما وقتی در برابر مستندات پلیسی قرار گرفت به ناچار به دو فقره قتل با همدستی یکی از اقوامشان به نام کریم اعتراف کرد و مدعی شد قصدمان سرقت بود اما مرتکب قتل شدیم.
با این اعتراف کریم نیز دستگیر شد اما مدعی شد نقشی در قتل دو زن جوان نداشته و فقط همراه مسعود بوده است.
در ادامه بازجوییها مسعود گفت طلاهای سرقتشده از دو زن جوان را به یک پسر و دختر جوان فروخته و در ازای آن دلار گرفته که بخشی از دلارها کشف شد و دو مالخر نیز دستگیر شدند.
همچنین مسعود مدعی شد، اجساد را در آزادراه ساوه زیر یک پل رها کرده که هر دو جسد پیدا شد.
از مسعود یک قبضه کلت کمری با 18 فشنگ هم کشف و ضبط شد و پس از تکمیل تحقیقات برای مسعود و کریم به اتهام مشارکت در دو قتل کیفرخواست صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 2 دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
در دادگاه چه گذشت؟
در ابتدای جلسه اعلام شد که دو مالخر پرونده با قید وثیقه آزاد هستند و کریم نیز به صورت ویدیوکنفرانس از داخل زندان از اتهامش دفاع میکند اما مسعود در جلسه حضور داشت.
پس از آن اولیایدم هر دو مقتول خواستار قصاص متهمان و پس دادن طلاها شدند.
ولیدم سمیرا گفت: «ما اعلام کردیم که مقتول 300 گرم طلا داشته اما متهمان ادعا کردند 120 گرم طلا ربودهاند که صحت ندارد و ما خواستار بازگرداندن 300 گرم طلا هستیم.»
سپس مسعود به جایگاه رفت و گفت: «من اتهام قتل هردو قربانی را قبول دارم و تأکید میکنم که کریم هیچ نقشی در این ماجرا نداشت.»
قاضی گفت: «اما در بازجوییها عنوان کرده بودی که او هم نقش داشته و حتی در جایی گفته بودی که او یکی از آنها را کشته بود.»
متهم جواب داد: «زمانی که دستگیر شدم به لحاظ روانی اصلاً حال خوبی نداشتم و اعترافم درست نبود.»
قاضی پرسید: «چطور شد که دست به این جنایت زدی؟»
متهم جواب داد: «مشکلات مالی زیادی داشتم و تصمیم به سرقت گرفتم بعد با کریم که از بستگانم بود تماس گرفتم و پیشنهاد سرقت دادم و راضیاش کردم تا از شهرستان به تهران بیاید. روز حادثه او پشت فرمان نشست و من روی صندلی عقب. به کریم گفتم آن زنی را که کنار خیابان منتظر ماشین است سوار کن. من هم طوری نشسته بودم که زن مسافر مجبور شود روی صندلی جلو بنشیند. چند دقیقه بعد از اینکه مریم سوار شد من اسلحه را بیرون کشیدم و او را کشتم. کریم از ترس بهتزده و شوکه شده بود، به او گفتم برو عقب بنشین و خودم پشت فرمان نشستم و به سمت بزرگراه ساوه رفتم و در آنجا جسد را زیر پل بردم با سیمچین النگو و گردنبند و گوشوارهاش را بریدم و همانجا هم جسدش را رها کردم و پتویی هم که داخل ماشین بود روی جسد انداختم و از آنجا دور شدیم.»
متهم افزود: «کریم نزدیک عوارضی پیاده شد و برای مدتی به عراق رفت. طلاها را به تجریش بردم تا بفروشم اما طلافروشی بعد از دیدن آنها گفت که بدلی است. چند هفته بعد متوجه شدم کریم به ایران آمده که با او تماس گرفتم و خواستم تا دوباره سرقت کنیم اما او قبول نمیکرد تا اینکه تهدیدش کردم که اگر نیاید او را به پلیس لو میدهم. کریم هم به شرط اینکه دیگر کسی را نکشیم قبول کرد و آمد. دومین نفر را که سوار کردیم من بازهم او را کشتم و طلاهای او را به یک دختر و پسر مالخر دادم و دلار گرفتم.»
قاضی پرسید: «اسلحه را از کجا آورده بودی؟ مگر نگفتی سارق بودی چرا دست به جنایت میزدی؟»
متهم گفت: «چند روز قبل از سرقتها به عراق رفته بودم و کلت کمری با 20 گلوله خریده بودم. نمیخواستم بکشم از ترس اینکه شناسایی شوم مرتکب قتلها شدم.»
قاضی سؤال کرد: «از چه زمانی سارق شدی؟»
متهم جواب داد: «من 16 سال کارمند یک شرکت بودم و بعد هم راننده تاکسی اینترنتی شدم. مشکلات اقتصادی و اختلاف با همسرم که مدام به خاطر بیپولی به من سرکوفت میزد سبب شد تا به فکر سرقت بیفتم.»
در ادامه کریم به صورت آنلاین از خودش دفاع کرد و با تکرار اظهاراتش در مراحل بازجویی گفت: «نقشی در قتلها نداشتهام، اتهامم را قبول ندارم.»
در پایان جلسه قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.

