جلال چراغپور، مربی اسبق تیم ملی فوتبال در گفتوگو با «ایران»:
بازی با نیوزیلند حکم «جعبه سیاه» دارد
مهری رنجبر / در آستانه رقابتهای جام جهانی، تیم ملی فوتبال ایران با مجموعهای از ابهامات و چالشها روبهروست؛ از انتخاب ترکیب نهایی و ایجاد هماهنگی تاکتیکی گرفته تا رویارویی با حریفانی که از نظر سبک بازی و سطح کیفی، شرایط متفاوت و بالاتری دارند. در چنین فضایی، ارزیابی دقیق وضعیت تیم بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا میکند. به همین بهانه، به سراغ جلال چراغپور رفتیم تا با نگاهی موشکافانه، ابعاد مختلف عملکرد تیم ملی را بررسی کرده و راهکارهای پیشروی امیر قلعهنویی برای تدوین فهرست نهایی را مورد ارزیابی قرار دهیم. متن کامل این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
ارزیابی شما از دیدار تدارکاتی تیم ملی فوتبال مقابل گامبیا و پیروزی ۳ بر یک چیست؟
نمایشی که بازیکنان ارائه دادند قابل قبول بود. به نظر میرسد ترکیب تیم از هماهنگی نسبی برخوردار بود و هارمونی مناسبی میان خطوط مختلف دیده میشد. از نظر نتیجه نیز، چه در تعداد گلها و چه در خلق موقعیتهای گلزنی، عملکرد تیم رضایتبخش ارزیابی میشود.
آیا میتوان گفت دراین بازی، عیار واقعی تیم ملی برای حضور در جام جهانی مشخص شد؟
فوتبال ورزشی غیرقابل پیشبینی است و هر مسابقه شرایط خاص خود را دارد. ممکن است دو تیم در یک دیدار به نتیجهای مانند ۲ بر صفر برسند، اما اگر همان بازی بهدلیل عواملی مثل قطع برق یا بارندگی متوقف شود و ۲۴ ساعت بعد ادامه یابد، نتیجهای کاملاً متفاوت رقم بخورد. حتی در لیگهای معتبری مانند لیگ برتر انگلیس نیز میبینیم تیمی ۱۱برد و ۱۱ باخت دارد؛ این نشاندهنده ماهیت غیرقابل پیشبینی فوتبال است. عوامل متعددی خارج از کنترل، مانند قضاوت داور، محل دقیق ارسال یک کرنر، زمانبندی یک ضربه سر یا جایگیری دروازهبان، میتوانند نتیجه را تعیین کنند؛ اتفاقاتی که شاید هرگز تکرار نشوند. درباره تیم ملی ایران نیز همین شرایط صدق میکند و نمیتوان تنها بر اساس یک بازی، قضاوت نهایی داشت.
تا چه اندازه برگزاری بازیهای تدارکاتی با تیمهای همسبک رقبا اهمیت دارد؟
در فوتبال روز دنیا، بسیاری از تیمها تلاش میکنند پیش از رقابتهای مهم، با حریفانی بازی کنند که از نظر سبک بازی به رقبای اصلیشان شباهت دارند. سبک بازی تیمها نیز تحت تأثیر عواملی مانند شرایط آبوهوایی، ویژگیهای منطقهای، فیزیک بازیکنان و حتی سلیقه هواداران شکل میگیرد. تیم ملی ایران در حالی مقابل گامبیا به میدان رفت که این تیم از نظر سبک بازی شباهت چندانی به رقبای پیشرو، مانند بلژیک با بازیکنانی چون لوکاکو و دیبروینه، یا حتی تیمهایی مانند مصر و نیوزیلند ندارد. البته این انتقاد تا حدی وارد است، اما باید در نظر داشت که همین گزینه در دسترس بوده است. بنابراین، نمیتوان بهطور کامل خرده گرفت، هرچند از دیدگاه فنی، این دیدار بیشتر یک بازی تدارکاتی صرف بود و دستاورد تاکتیکی مشخصی در تطبیق سبک بازی به همراه نداشت.
یعنی در چنین بازیهایی نباید به دنبال دستاورد مشخصی بود؟
در اینگونه دیدارها الزاماً نباید بهدنبال دستاورد فنی یا تاکتیکی مشخص بود. این مسابقه بیش از هر چیز برای ایجاد هماهنگی در تیم برگزار شد و صرفاً هدف این بود که تیم ملی مقابل گامبیا به میدان برود. اگر این تیم از نظر انگیزه در سطح بالایی برای رویارویی با ایران نباشد یا در زمره تیمهای مطرح قرار نگیرد، طبیعی است که کیفیت رقابت نیز متفاوت باشد. در حالیکه به زودی ، تیم ملی باید در بزرگترین رویداد فوتبال جهان به میدان برود؛ جایی که سطح انگیزه، کلاس بازی و نوع مواجهه تیمها کاملاً متفاوت است و در نهایت به شخصیت تیمها بازمیگردد.
با توجه به اینکه این ترکیب، تیم اصلی گامبیا نبود و در رده ۱۱۶ رنکینگ قرار دارد، آیا این مسائل بر میزان آمادگی تیم ملی تأثیر نمیگذارد؟
اگر قرار است برنامهای برای آمادگی داشته باشیم، ابتدا باید مشخص کنیم برای چه هدفی آماده میشویم. بهعنوان مثال، یک سرباز در پادگان لزوماً برای شرایط واقعی جنگ آماده نمیشود. در تعریف کلاسیک، سطح مسابقه، کیفیت حریف در بازی تدارکاتی و حتی ویژگیهای فیزیکی و رفتاری بازیکنان اهمیت دارد. تفاوتهایی که میان بازیکنان از مناطق مختلف جهان-اعم از آسیایی، آفریقایی، اروپایی یا عرب-در واکنشها، فیزیک بدنی و رفتارهای فوتبالی وجود دارد، قابل انکار نیست.
از سوی دیگر، جایگاه تیمها در رنکینگ جهانی بر اساس نتایج شکل میگیرد و این نتایج نیز حاصل مجموعهای از عوامل فنی مانند کیفیت پاس، دریافت توپ، بازی هوشمندانه، تصمیمگیری بهموقع، دید وسیع در زمین و حضور بازیکنان در لیگهای معتبر جهان است. زمانی تیم ملی ایران از این مزیت برخوردار بود که با آغاز اردو، بازیکنانی مانند علی دایی، مهدی مهدویکیا و مهدی پاشازاده از لیگهای معتبر اروپایی به تیم ملحق میشدند و بهطور ناخودآگاه تفکر تاکتیکی مربیان باشگاهی خود را به تیم ملی منتقل میکردند. بازیکنی که شش ماه در سطح اول فوتبال اروپا بازی کرده، در نقش مهاجم مرکزی، سبک کلاسیک و باکیفیتی ارائه میدهد؛ این تفاوت قابل مقایسه با بازیکنی نیست که در لیگهای سطح پایینتر فعالیت داشته باشد. بنابراین، مجموعه این عوامل برعملکرد کادر فنی، از جمله امیر قلعهنویی، تأثیرگذار است، در حالی که او الزاماً نمیتواند بر کیفیت عناصر در اختیارش تأثیر مستقیم بگذارد.
مهمترین استراتژی امیرقلعهنویی برای کسب نتیجه در سه بازی مرحله مقدماتی چه میتواند باشد؟
واقعیت این است که فوتبال ما، دستکم روی کاغذ، در سطحی بالاتر از تیمهایی مانند بلژیک قرار نمیگیرد؛ هرچند در فوتبال هیچچیز قطعی نیست. با این حال، به نظر میرسد در دیدار با قهرمان آفریقا با چالشهای جدی مواجه شویم؛ تیمی که هم از لژیونرهای متعدد در اروپا بهره میبرد و هم در داخل کشورش بازیکنان باکیفیتی دارد. این تیم از نسلی جوان و مدرن برخوردار است؛ پرس شدید و «هایپرس» انجام میدهد، در میانه میدان با حملات سریع و حتی در زمین خود نیز با بازپسگیری سریع توپ، ضدحملههای خطرناکی شکل میدهد. زمان بازپسگیری توپ در این تیم به حداقل رسیده و گاه در عرض دو تا سه ثانیه انجام میشود. همچنین دوندگی گروهی و هماهنگ-گاه با حضور همزمان ۷ تا ۸ بازیکن-از ویژگیهای بارز آنهاست.
در کنار این تیم، مصر نیز میتواند حریف دردسرسازی برای ما باشد. به نظر میرسد برای صعود به جمع ۳۲ تیم، احتمالاً باید بهعنوان تیم سوم امیدوار باشیم و در این میان، دیدار مقابل نیوزیلند نقش تعیینکنندهای خواهد داشت. با این حال، از آنجا که بازی اول ما برابر نیوزیلند برگزار میشود، شناخت دقیقی از این تیم و نقاط ضعف آن نداریم و از سوی دیگر، آنها نیز هنوز مسابقهای انجام ندادهاند؛ بنابراین این دیدار برای ما حکم «جعبه سیاه» را دارد. حتی اگر موفق به پیروزی شویم، ممکن است اختلاف گل کم، در سرنوشت صعود تأثیرگذار باشد. در مجموع، باید پذیرفت که در برابر تیمهایی مانند بلژیک و مصر، روی کاغذ برتری محسوسی نداریم.
با این اوصاف میتوان گفت شرایط صعود تیم ملی بسیار دشوار است؟
شرایط، هم از نظر فنی و هم از دیدگاه استراتژیک برای فوتبال ما دشوار است؛ چراکه مسیر تیم ملی در جام جهانی با دیدار مقابل تیمی آغاز میشود که به ظاهر ضعیفترین تیم گروه است، اما خود این تیم چنین برداشتی ندارد؛ بویژه آنکه هنوز گلی دریافت نکرده و با اعتمادبهنفس وارد میدان میشود. اگر اولین بازی ما مقابل تیمهایی مانند بلژیک یا مصر بود و پس از آن به مصاف نیوزیلند میرفتیم، شرایط متفاوت میشد. از سوی دیگر، تیمهایی مانند مصر و بلژیک در دیدارهای ابتدایی خود با آرامش بیشتری بازی میکنند و معمولاً تمام توان خود را به نمایش نمیگذارند؛ این مسابقات اغلب کمحادثهتر و با فشار بدنی کمتر همراه است. در مقابل، دیدار ایران برابر نیوزیلند میتواند به مسابقهای پرتنش و تعیینکننده تبدیل شود؛ دیداری که از همان ابتدا بار روانی و فنی بالایی بر دوش تیم ملی خواهد گذاشت.
موضوع ویزای بازیکنان تا چه حد میتواند برای سرمربی در انتخاب فهرست ۲۶ نفره چالش برانگیز باشد؟
ماجرای ویزا شبیه معاملهای است که سند آن هنوز به نام فرد منتقل نشده؛ طبیعی است در چنین شرایطی، آرامش از بین میرود. اکنون نیز تیم ملی در موقعیتی قرار دارد که بیش از هر زمان دیگری به یک مشاور مورد اعتماد نیاز دارد؛ فردی که هم بازیکنان و هم کادر فنی به حرفهایش اطمینان داشته باشند. در کنار این مسأله، نگرانیهای دیگری هم وجود دارد. از جمله بحث شیوع بیماریهایی مانند ابولا که گفته میشود به مکزیک رسیده و احتمال ایجاد کانون شیوع وجود دارد؛ موضوعی که تیم باید نسبت به آن بسیار هوشیار باشد. با در نظر گرفتن همه این شرایط، شاید بتوان با قدری اغراق گفت حضور تیم ملی در جام جهانی چیزی شبیه «اعمال شاقه» است. مکزیک نیز کشوری است با شرایط خاص که میتواند نگرانیهایی از نظر امنیت و سلامت ایجاد کند. از یک سو دغدغههای محیطی و از سوی دیگر احتمال ابتلا به بیماری و حتی قرنطینه، همه و همه باعث میشود این رقابت برای تیم ملی به تجربهای دشوار تبدیل شود.
امیر قلعهنویی با چه راهکاری میتواند بهترین ترکیب ۲۶ نفره را انتخاب کند؟
فوتبال در گذر زمان، دهه به دهه دچار تحول و «پوستاندازی» میشود. این تغییرات را حتی در رفتار مربیان و نوع نگرش آنها نیز میبینیم؛ مربیانی که با نسل جدید سازگار نمیشوند، بهتدریج کنار میروند. بازیکنان نیز از این قاعده مستثنا نیستند؛ برای مثال، بازیکنی مانند لواندوفسکی ممکن است در تیمی مانند بارسلونا یا تیم ملی کشورش ستاره باشد، اما در تیمی دیگر نقش محدودتری پیدا کند. به عبارت دیگر، هر بازیکن یک دوره اوج دارد و پس از آن بهتدریج از سطح اول فاصله میگیرد. در فوتبال ایران نیز همین اتفاق رخ داده است. به نظر میرسد نسل فعلی تیم ملی، مدتهاست از دوران اوج خود عبور کرده و این تیم در حدود یک دهه گذشته تغییر محسوسی نداشته است. در حالی که فوتبال مدرن به سمت بازیکنان جوانتر، قدبلندتر، سریعتر و با تکنیک بالاتر حرکت کرده است؛ نمونه آن را میتوان در بازیکنان جوانی مانند یامال در بارسلونا مشاهده کرد که نماد نسل جدید فوتبال هستند.
چرا این تغییر نسل در تیم ملی ایران رخ نداده است؟
دلایل این موضوع گسترده و چندلایه است و به ساختار آموزش فوتبال بازمیگردد؛ از شیوه تربیت مربی گرفته تا پرورش بازیکن. مشکل اصلی این است که ما تولید مستمر و بهروز نداریم. وقتی مربیان جدید با دانش روز تربیت نمیشوند و مدرسان آموزشی نیز بهروزرسانی نمیشوند -برای مثال وقتی مدرس ۷۷ ساله همچنان با متدهای ۲۵ تا ۳۰ سال قبل آموزش میدهد-طبیعی است که خروجی این سیستم نیز متناسب با فوتبال مدرن نخواهد بود. در چنین شرایطی، بازیکنانی که وارد چرخه ملی میشوند نیز محصول همان سیستم قدیمی هستند. نتیجه آن، شکلگیری تیمی با میانگین سنی بالا و وابسته به نسل گذشته است؛ تیمی که تغییر آن دشوار میشود، چرا که اعتماد به ساختارهای جدید شکل نگرفته است.
راهکار برونرفت از این وضعیت چیست؟
فوتبال ایران حدود ۲۵ سال است که در یک چرخه تکراری گرفتار شده است؛ از سیستم آموزشی و محتوای درسی گرفته تا خروجی کمیته آموزش. بسیاری از مربیان فعلی، متعلق به نسل فوتبال گذشتهاند و همان الگوها را بازتولید میکنند. در نتیجه، فوتبال ما بهتدریج سادهتر، کمکیفیتتر و دور از استانداردهای روز دنیا شده است. برای درک این فاصله، کافی است به فوتبال کشورهای پیشرو مانند آلمان، اسپانیا و بویژه انگلیس نگاه کنیم؛ حتی تیمهای پایین جدول آنها نیز از نظر ساختاری و کیفی، قابل توجه هستند. راهحل، ایجاد تحول بنیادین در ساختار مدیریت و آموزش فوتبال است؛ از کمیته آموزش گرفته تا سطح مدیریت فدراسیون. حضور نسل جوان، تحصیلکرده و آشنا با فوتبال مدرن، میتواند آغازگر این تغییر باشد. هرچند در مقاطعی چنین ظرفیتهایی وجود داشته، اما به دلایل مختلف کنار گذاشته شدهاند.
با در نظر گرفتن همه این شرایط، پیشبینی شما از عملکرد تیم ملی در مرحله مقدماتی جام جهانی چیست؟
به نظر من تیم ملی ایران از مرحله مقدماتی صعود خواهد کرد و به جمع ۳۲ تیم پایانی میرسد؛ مرحلهای که در واقع میتوان گفت از آنجا جام جهانی «واقعی» آغاز میشود. افزایش تعداد تیمها به ۴۸، بیشتر با هدف جهانیتر شدن این رقابتها انجام شده است. بنابراین عبور از مرحله مقدماتی، شبیه همان مرحلهای است که در گذشته تیمها را به محل برگزاری میبردند و تازه از آنجا رقابت جدی شروع میشد.
با توجه به مصدومیت روزبه چشمی و لزوم حذف چهار بازیکن از فهرست، به نظر شما کدام بازیکنان بیشتر در معرض کنار گذاشته شدن هستند؟
حذف بازیکن از فهرست نهایی، یک تصمیم کاملاً استراتژیک است و بهطور مستقیم به سیستم بازی تیم بستگی دارد. وقتی سیستم مشخص میشود، نیازهای تیم نیز به صورت دقیقتر تعریف میشود. برای مثال، اگر تیمی با آرایش ۱-۵-۴ یا ۱-۴-۵ بازی کند، طبیعتاً تنها به یک مهاجم نوک نیاز دارد و منطقی نیست که سه مهاجم در فهرست نهایی قرار بگیرند. در چنین شرایطی، انتخاب بازیکنان بر اساس «پستهای مصرفی» انجام میشود؛ یعنی پستهایی که در طول مسابقات بیشتر در معرض فشار، خطا، مصدومیت یا محرومیت هستند. با مصدومیت روزبه چشمی که در پست هافبک دفاعی (شماره ۶) بازی میکند، اهمیت این موضوع بیشتر هم میشود. این پست بهطور طبیعی یکی از پستهای پرمصرف است؛ بازیکن این منطقه بیشتر درگیر نبردهای فیزیکی میشود، احتمال دریافت کارت زرد و قرمز برای او بالاتر است و فشار بازی نیز روی او زیاد است. از سوی دیگر، با سختگیریهای داوری در فوتبال مدرن، این بازیکنان ناچارند محتاطتر بازی کنند تا از اخراج دور بمانند که خود بر عملکردشان تأثیر میگذارد. بنابراین کادر فنی با یک معادله پیچیده روبهرو است؛ باید بررسی کند کدام پستها بیشترین ریسک را دارند و بر اساس آن، ترکیب نهایی را انتخاب کند. در چنین شرایطی، احتمال کنار گذاشته شدن بازیکنانی بیشتر است که در پستهای کممصرفتر بازی میکنند یا در سیستم مورد نظر نقش کمتری دارند.

