راوی حکیم طوس

آیین یادبود زنده‌یاد جلال خالقی مطلق در مرکز دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی برگزار شد

در میهن‌‌دوستی و وطن‎‌خواهی جلال خالقی مطلق (۲۰ شهریور ۱۳۱۶، تهران – ۹ اسفند ۱۴۰۴، هامبورگ) هرچه بگوییم، کم گفته‌ایم. حماسه‌پژوه و شاهنامه‌شناسِ بی‌مانندی که اگر مدعی شویم قاطبه عمرش را مصروف و مشغول شاهکار حکیم طوس کرده است، اغراق نکرده‌ایم و به بیراهه نرفته‌ایم. همه وجودش آکنده از مهر به وطن بود اما در غربت درگذشت. او که معتقد بود «مفهوم وطن و مفهوم ایران را مدیون فردوسی و شاهنامه‌اش هستیم»، تمام عمر، به جدّ و جهد و جان برای ایران کوشید و پویید و آنی و دمی از اندیشیدن به آن عدول و نزول نورزید و تا همین اواخر هم از فکر شاهنامه و ادامه نهضتی که آغاز کرده بود، بیرون نیفتاد و حالا شاگردانی که تعلیم داده، این راه سترگ و بزرگ را پی خواهند گرفت و به سرمنزلش خواهند رساند. برای بزرگداشت خدمات علمی‌اش به میهن، آیین یادبودی با عنوان «راوی حکیمِ طوس»، عصر یک‌شنبه، سوم خرداد در مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی برگزار شد.

حمیدرضا محمدی
روزنامه‌نگار

چراغی پرفروغ
در این مجلس کاظم موسوی بجنوردی، رئیس مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی گفت: «امروز برای بزرگداشت و گرامیداشت یاد و خاطره بزرگمردی گرد هم آمده‌ایم که بی‌اغراق بیش از نیم‌قرن از لحظه‌لحظه زندگی پرثمر خود را بر سر شناخت هرچه بیشتر و بهتر شاهنامه فردوسی نهاد. اگر فردوسی طوسی، فرزانه بزرگ ایران‌‎زمین، بیش از هزار سال پیش، کاخی بلند از نظم پارسی پی افکند، زنده‎یاد دکتر جلال خالقی مطلق یکی از بهترین و‌ شایسته‌ترین نگه دارندگان آن کاخ پرشکوه بود. او از هنگامی‌ که شاهنامه را همچون هدف زندگی خود برگزید، تا واپسین‌دم کوشید با توجه به نسخه‌های معتبر و ‌قابل استناد شاهنامه و مطالعات و بررسی‌های جانبی، از پژوهش‌های زبانی و لغوی تا تحقیقات حماسی و اسطوره‌ای، شاهنامه را تا حد ممکن، برکنار از انبوه تحریفات و تصرفات کاتبان و ابیات الحاقی به دلبستگان زبان فارسی و فرهنگ ایرانی عرضه کند. کار شاهنامه، به‌راستی عزم و همتی همچون خود فردوسی می‌طلبد و اگر صاحب همتی عزم کار شاهنامه دارد، باید مانند شاعر بزرگوار این منظومه شگفت‌انگیز همه زندگی را وقف آن کند. دکتر خالقی در طول زمان کوشید شرایط تحقق هدف بزرگ خویش را هر چه بیشتر و بهتر در خود گرد آورد و اینک انبوه یادداشت‌ها و مقاله‌ها و از همه مهم‌تر متن شاهنامه تصحیح شده او بهترین گواه برای داوری است. با کوشش پنجاه ساله او اینک دلبستگان به این منظومه بلند و‌ شاهکار بی‌مانند بشری، متنی مضبوط‌تر در دست دارند و با خاطری آسوده‌تر می‌توانند آن را اساس مطالعات و پژوهش‌های بعدی قرار دهند. حتی اگر نسخه‌های کهن‌تری از شاهنامه به دست آید شاهنامه به تصحیح خالقی مطلق در هشت جلد و یادداشت‌های محققانه او در چهار جلد که مجلس باشکوه و خاطره‌انگیز رونمایی آن، در نوزدهم تیر 1386 در همین مرکز برگزار شد، راهنمایی بسیار ارزشمند و چراغی پرفروغ بر سر این راه دشوار خواهد بود.‌»
رئیس مرکز دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی در ادامه تأکید کرد: «از هر سو‌ که بنگریم دستاورد خالقی مطلق‌ مانند خود شاهنامه پرشکوه و ستودنی است. او عشق به ایران و ادب فارسی را با روش علمی و تحقیقی در تصحیح متون کهن به هم آمیخته بود و به گمان من، او الگویی ارجمند برای آیندگان بر جای نهاد. زنده‌یاد خالقی مطلق به درستی هدفی که برگزیده بود عقیده داشت و به آن همچون وظیفه‌ای مقدس می‌نگریست و آنقدر وارسته بود که شخصیت خود را ورای تمجیدها و تجلیل‌ها نگه داشته بود. شناخت هر چه بیشتر زنده‌یاد دکتر خالقی مطلق و روش علمی او در تصحیح شاهنامه و پژوهش‌های مربوط به شاهنامه لازم است و می‌توان آن را الگو و‌ معیاری برای عرضه متون نظم و نثر کهن قرار داد؛ راه و روشی که با شخصیت‌هایی چون علامه قزوینی و استاد مینوی شناخته می‌شود و دکتر خالقی هم در آن جایگاهی خاص و‌ ممتاز دارد. اگر برگزاری این‌ مجلس حتی اندکی از حق دکتر خالقی مطلق را بر گردن دوستداران ادب فارسی و فرهنگ ایران که در 28 اردیبهشت 1385 به عضویت شورای عالی علمی مرکز ما درآمد و در 20 تیر 1396 مدیریت علمی و سرویراستاری دانشنامه ادب حماسی ایران به ایشان محول شد، یادآوری کند، مایه کمال افتخار و سرافرازی خواهد بود.»
 
فرزند صالح این سرزمین
ژاله آموزگار، استاد فرهنگ و زبان‌های باستانی دانشگاه تهران در این برنامه گفت: «می‌توانم ساعت‌ها در مورد نکات برجسته مقالات دکتر خالقی که کمتر از آن صحبت شده است سخن بگویم ولی حوصله مجلس را می‌دانم. همان‌طور که می‌دانید رساله دکترای دکتر خالقی درباره زنان در شاهنامه است که اخیراً چاپ جدیدی از ترجمه فارسی آن در مجموعه انتشارات بنیاد موقوفات دکتر افشار به چاپ رسیده است و خوشبختانه فرصتی بوده است که دکتر خالقی بر آن نظارت کند و افزوده‌های مفیدی در حاشیه‌ها بدان بیفزاید. دکتر خالقی عزیز ما عمری پربار و سعادتمند داشت. ساده زیست ولی خوشبخت. چون سال‌های عمرش را در نیل به هدفی گذراند که برای او ارزشمند بود و بدان عشق می‌ورزید. او فرزند صالح این سرزمین بود که ایران را عاشقانه دوست داشت و به این دوستی بها داد. خود را مدیون سرزمینش می‌دانست و به قول خودش دینش را با همه وجودش در طبق اخلاص گذاشت و به ایران تقدیم کرد. خوشبختانه این سعادت را داشت که در دوران زندگی‌اش قدرش شناخته شده بود و کار و تلاش‌هایش مورد توجه نخبگان پیر و جوان بود؛ دوستش داشتند و از شهرت نیک فرهنگی برخوردار بود، صادقانه تمام عمرش به ایران اندیشید و در راه اعتلای آن کوشید.»
 
راه بی‌پایان تصحیح شاهنامه
سپس علی‌اشرف صادقی، عضو شورای عالی علمی مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی گفت: «دکتر خالقی مطلق قسمت‌های الحاقی شاهنامه را شناساند و سره را از ناسره تشخیص داد. چون متنی نداریم که به خط فردوسی یا از روی خط او نوشته شده باشد، درباره ضعف‌های شاهنامه جای تردید داریم که ممکن است تغییر کرده باشد. خود خالقی هم پس از تصحیح شاهنامه، وقتی نسخه سن‌ژوزف پیدا شد و دید که این ضعف‌ها مرجح است آن را هم مورد توجه قرار داد. در آینده هم ممکن است نسخه‌هایی پیدا شود و در نتیجه گمان نبرید که کار تصحیح شاهنامه تمام شده است و سال‌ها ادامه خواهد یافت و زوایا و مکاتب ادبی و روان‌شناختی و جامعه‌شناختی و تاریخی و جغرافیایی بررسی خواهد شد. حتی به شاهنامه خالقی مطلق هم ایراداتی وارد است و بعدها رساله‌ها و کتاب‌هایی، بنا بر اطلاعات و تحقیقات جدید نوشته می‌شود. دیگر آنکه باید از روی یادداشت‌های ایشان فرهنگ شاهنامه نوشته شود و باید مؤسسه‌ای پشتیبان آن باشد و عده‌ای را به این کار بگمارد. البته فرهنگ‌هایی براساس چاپ‌هایی مانند مسکو که مخدوش است، تألیف شده اما کار اساسی لازم است. «واج‌شناسی شاهنامه» ایشان کتابی مفید است که نیاز به بازنگری زبان‌شناسانه دارد. اما فراموش نکنیم که پانویس‌های شاهنامه خالقی منبع لایزالی برای تحقیقات زبانی است.
سجّاد آیدنلو، شاهنامه‌پژوه و استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور ارومیه نیز در پیامی تصویری خالقی مطلق را برجسته‌ترین و پرکارترین شاهنامه‌شناسِ تاریخ تحقیقات شاهنامه‌شناختی داخل و خارج ایران دانست، آثارش را بر چهار بخش تقسیم کرد و به تشریح این شقوق پرداخت.
 
الگویی نادر در تحقیقات ایرانی
سخنران بعدی مهدی علیایی‌مقدّم، مدیر گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران بود که گفت: «جلال خالقی مطلق عمر خود را بر سر تصحیح شاهنامه گذشت و راه درازی را پیمود. او زندگی را خود را وقف این شاهکار و حق تصحیح‌اش را ادا کرد. اثری که برای شاهنامه‌پژوهی مفید است و به کار پژوهشگران آینده می‌آید. البته سلوک خالقی و دایره وسیع کارهای او، مستقیم یا غیرمستقیم به شاهنامه گره خورده است. خالقی مطلق الگو و انگاره‌ای استثنایی و نادر در تحقیقات ایرانی است و این به خوی آلمانی او برمی‌گردد؛ از ابتدا می‌دانست می‌خواهد چه کند، نیم قرن همان کار را کرد و موفق هم بود و دستاوردش همین تصحیح شاهنامه و تحقیقات مفصلی است که دراین‌باره سامان داده است. مرگ او خلل و خسرانی به پیکره مطالعات ایرانی و شاهنامه‌پژوهی وارد کرد.»
 
نحوه قرائت الفاظ شاهنامه
محمّد افشین‌وفایی، مدیرعامل بنیاد موقوفات افشار هم در این بزرگداشت گفت: «مایلم به ویژگی خاصی که کار خالقی و برخی از دانشمندان این مرزوبوم را از دیگران متمایز می‌کند اشاره کنم. مجتبی مینوی آنگاه که دیوان ناصرخسرو را تصحیح کرد مقابل هر بیتی که معنای آن را درنمی‌یافت علامت سؤال گذاشت تا محقّقان بتوانند درباره ابیات مشکل‌دار بحث کنند و احیاناً به حل آنها بپردازند و کار را به پیش ببرند. بنابراین محققان بعدی این ابیات را به سهولت می‌یافتند و اگر نکته‌ای درباره آنها می‌‎دانستند یا می‌فهمیدند، می‌نوشتند و مشکل حل می‌شد. مینوی می‌توانست علامت سؤال نگذارد و خود را در معرض انتقاد این و آن قرار ندهد. طبعاً کسی هم از او نمی‌پرسید چرا اینجا علامت سؤال نگذاشته‌ای؟ اما او این کار را کرد و باعث شد پس از او نیز کار به پیش برود. یعنی عملاً دامنه تصحیح خود را به پس از مرگش نیز کشاند و آن را ادامه داد. این در حالی است که برخی از مصحّحانِ متون که هیچ علامت سؤالی هم در کارشان نگذاشته‌اند متنهایی را فراهم کرده‌اند که در جای جای آن می‌توان بازنگری و اصلاح کرد. خالقی مطلق نیز به شیوه مینوی عمل کرد و افزون بر گذاشتن نشانه پرسش و تردید در متن، در یادداشت‌های شاهنامه به بحث درباب چگونگی خوانش درست مواضع مشکوک پرداخت. او در پیرایش جدیدتر خود از متن شاهنامه، پس از اصلاح برخی از نادرستی‌های پیشین، با بهره‌وری از دستنویس تازه‌یاب و معتبر بیروت بازنگری‌هایی دیگر هم در متن به عمل آورد. او در پیرایش دوم همچنین قدم در میدان دشواری گذاشت که کسی از او و از هیچ مصحّح دیگری توقّع نداشته و ندارد و در واقع کسی هم تا به حال به چنین کاری دست نزده و آن تعیین تلفظ کلمات است آن گونه که شاعر، یعنی فردوسی ادا می‌کرده است. خالقی مطلق پس از انتشار پیرایشِ دوم شاهنامه، نتیجه مطالعاتش را درباره نحوه قرائت الفاظ شاهنامه، آن گونه که شاعر می‌خوانده، در حالی که هشتاد سالگی را پس پشت گذاشته بود، در کتابی با عنوان واج‌شناسی شاهنامه منتشر کرد. عزم و اراده خالقی که بیش از نیم قرن به طور پیوسته مشغول تحقیق بوده مثال‌زدنی و ستودنی است. او در این مدت دراز با پذیرفتن بسیاری از محرومیت‌ها و مشقّت‌ها، به گفته خود در هفت روز هفته و بدون تعطیلی در عید و عزا، روزانه بیش از ده ساعت به کار علمی ‌پرداخته است. افسوس که در روزهای پایانی سال گذشته و در میان بحران‌های فراگیری که ایران کهن را درگیر مشکلاتی جدید کرده بود، غمی بر غم‌ها افزوده شد و عمر پربار استاد جلال خالقی مطلق به پایان رسید. هرچند تحقیقات و کارهای درخشان خالقی خود چندین عمر را دربرمی‌گیرد و او نیز تمام همت و توان خود را مصروف شاهنامه و شاهنامه‌پژوهی کرد، این فقدان دریغ‌انگیز ما را از ادامه پژوهش‌های درخشان آن محقق دانشمند و ایران‌دوست محروم ساخت. دکتر خالقی حدود 20 سال پیش در مجلس رونمایی از شاهنامه مصحَح خود که در همین مرکز دائره‌‌المعارف بزرگ اسلامی تشکیل شد، سخنی از ویلی برانت، صدر اعظم اسبق آلمان، برنده جایزه صلح نوبل نقل کرد که وصیت کرده بود روی سنگ قبرش بنویسند: «ما سعی خودمان را کردیم». خالقی نیز سعی خود را کرد و البته سعی او به بار نشست. جا دارد در سوگ او همزبان با حکیم فردوسی بگوییم: دریغا تهی از تو ایران‌زمین.
 
یادی از ایرج افشار
در پایان این مجلس سهیل محمودی، شاعر چند رباعی‌ وطنی خود را خواند. در این مراسم همچنین سخنرانی ایرج افشار در مجلس رونمایی شاهنامه جلال خالقی مطلق در مرکز دایره‌‌المعارف بزرگ اسلامی به تاریخ نوزدهم تیر 1386 و دو فیلم مستند کوتاه به نمایش درآمد.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • علم و فناوری
  • خودرو
  • حوادث
  • گزارش
  • اندیشه
  • ایران زمین
  • کتاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و سی و پنج
 - شماره نه هزار و سی و پنج - ۰۵ خرداد ۱۴۰۵