سرقت مسلحانه از طلافروشی با قتل تمام شد

گروه حوادث - مرضیه همایونی/ دو بچه‌محل قدیمی که قصد سرقت هالیوودی از طلافروشی را داشتند در حالی دستگیر شدند که اتهام قتل نیز در پرونده‌شان ثبت شد.
به گزارش«ایران»، ساعت حدود 8 شب شنبه دوم خرداد، یک خودروی پژو 405 در مقابل طلافروشی در بلوار امیرکبیر شهرک گلستان توقف کرد و دو پسر جوان در حالی که صورت‌هایشان را با ماسک پوشانده بودند از خودرو پیاده شدند. یکی از آنها قمه به‌ دست داشت و دیگری کلت کمری. آنها به سمت مغازه طلافروشی رفته و پسر جوان که قمه به دست داشت وارد مغازه شد و با تهدید دو فروشنده از آنها خواست همه طلاها را داخل کیف او بریزند.
همدستش نیز که کلت کمری در دست داشت بیرون از طلافروشی ایستاد و به دوربین مداربسته طلافروشی تیراندازی کرد و چند تیر هوایی زد، اما ناگهان گلوله در اسلحه گیر کرد و دیگر نتوانست شلیک کند، بعد از همدستش خواست تا هر چه سریع‌تر بیرون بیاید تا فرار کنند. اما در این میان دو مرد طلافروش و چند نفر از کسبه به پسر مسلح حمله و او را دستگیر کردند. دومین نفر با قمه‌ای که در دست داشت به سمت افرادی که قصد داشتند او را خلع‌سلاح کنند حمله و سه نفر را زخمی کرد، اما او نیز خیلی زود توسط مردم دستگیر شد.
با اعلام ماجرا به پلیس، مأموران در محل حاضر شدند اما وقتی به بازرسی خودروی سارقان پرداختند ناگهان با جسد مردی سالخورده روی صندلی عقب مواجه شدند که مشخص شد متعلق به مالک خودروست.  متهمان پس از دستگیری به دستور بازپرس کشیک قتل پایتخت در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفته و تحقیقات از آنها به اتهام اقدام به سرقت مسلحانه، قتل و حمل سلاح گرم و ضرب و جرح ادامه دارد.
 
تمرین تکاوری برای سرقت
طراح  این سرقت ساسان 20 ساله، ویزیتور و پخش‌کننده مواد غذایی است که انگیزه سرقتش را این‌طور بیان می‌کند: «کلی بدهی و قرض داشتم از طرفی موعد اجاره خانه‌مان رسیده بود و صاحبخانه اجاره‌بها را زیاد کرده بود و با مشکلات مالی دیگری که داشتم 800 میلیون تومان پول می‌خواستم. به هر دری زدم جور نشد و به‌ناچار به فکر سرقت از طلافروشی افتادم.»

از چه زمانی نقشه سرقت را طراحی کردید؟
از 5 ماه قبل. یک روز داشتم یک فیلم هالیوودی با موضوع سرقت می‌دیدم که گفتم به روش این فیلم می‌توانیم سرقت کنیم. بعد شروع کردیم به کشیدن نقشه و تمرین برای سرقت. 
تمرین برای سرقت یعنی چی؟
 در این مدت ما مدام ورزش می‌کردیم، به کوهنوردی می‌رفتیم که بدن‌هایمان ورزیده شود و بتوانیم با سرعت فرار کنیم. از دوستانمان ماشین قرض می‌گرفتیم و طرح فرار با ماشین را تمرین می‌کردیم. حتی میخ‌های سه‌پر درست کرده بودیم که اگر پلیس تعقیبمان کرد، جلوی لاستیک آنها بیندازیم. حتی برای شکستن شیشه ویترین مغازه چکش دست‌ساز درست کرده بودیم. خلاصه فکر همه جا را کرده بودیم و تمرین تکاوری می‌کردیم تا سرقت را خیلی حرفه‌ای انجام دهیم، اما تصورش را نمی‌کردیم در ثانیه‌های اول سرقت دستگیر شویم.
ماجرای جسد مرد 70 ساله در خودرو چه بود؟
ما برای سرقت نیاز به خودرو داشتیم، از شهرک استقلال در جنوب‌غربی تهران، یک خودروی پژو 405 را به صورت دربست گرفتیم اما بین راه با تهدید اسلحه و قمه دست و پای راننده را بستیم و برای اینکه سر و صدا نکند دهانش را هم بستیم. بعد او را پشت صندلی عقب گذاشتیم که دیده نشود. اما فکر 
نمی کردیم کشته شود.
چه ساعتی سرقت را شروع کردید؟
ساعت حدود 4 بعدازظهر بود که سوار ماشین مقتول شدیم و ساعت حدود 8 شب بود که سرقت از طلافروشی را انجام دادیم.
اسلحه را از کجا آوردید؟
 چند ماه قبل یک اسلحه از غرب کشور به همراه 16 تیرفشنگ به مبلغ 100 میلیون تومان خریداری کرده و با اسلحه هم تمرین کرده بودیم.
سابقه دارید؟
نه اصلاً.
چطور باهم آشنا شدید؟
هر دویمان بچه‌محل قدیمی بودیم. 

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و سی و چهار
 - شماره نه هزار و سی و چهار - ۰۴ خرداد ۱۴۰۵