در حافظه موقت ذخیره شد...
اساتید دانشگاه در میزگرد مشترک معاونت راهبردی ریاست جمهوری و خبرگزاری جمهوری اسلامی تشریح کردند
ضرورتهای حفظ بقای ملی
حسامالدین آشنا در اظهارات خود، با برشمردن وظایف دولت -به معنای قوه مجریه و منتخب مردم- تصریح کرد: «اولین وظیفه، دیپلماسی فعال است؛ وظیفه وزارت امور خارجه در شرایط جنگ، ایجاد کانالهای پنهان و آشکار مدیریت تنش است و در این زمینه استفاده از میانجیهای سنتی مانند عمان، قطر و پاکستان، برای انتقال پیامهای شفاف درباره خطوط قرمز ایران و هزینههای افزایش تنش مهم است.»
وی دومین وظیفه دولت را دیپلماسی عمومی مداوم دانست و افزود: « یک کمیته عملیات روانی - البته نه به این معنا که سبک و زرد باشد - بلکه کمیته تبیین بازدارندگی در وزارت امور خارجه، باید بهطور منظم تشکیل شود و از یک طرف، توانمندیهای دفاعی و از طرف دیگر، پایبندی ایران به قواعد بشردوستانه را برای افکار عمومی جهان توضیح دهد. این استاد دانشگاه رایزنی با کشورهای عرب منطقه را وظیفه سوم قوه مجریه در شرایط جنگ دانست و گفت: « پیشنهاد گفتوگوی فنی درباره مدیریت بحرانهای دریایی به عربستان، حتی به امارات، کویت و دیگر کشورهای منطقه، برای کاهش خطر اجماع علیه مسأله هرمز لازم است. همچنین باید هماهنگیهای لازم با چین و روسیه صورت گیرد؛ یعنی تبدیل همکاریها به موضعگیریهای مشخص در شورای امنیت علیه محکومیت ایران در موضوع تنگه هرمز.» رئیس پیشین مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری ادامه داد: « مدیریت اقتصادی در جنگ، وظیفه دیگر دولت است؛ یعنی بانک مرکزی و وزارت امور اقتصادی و دارایی باید ثباتسازی نرخ ارز از طریق مدیریت هوشمندانه ذخایر ارزی و مذاکره با کشورهای دوست برای تهاتر کالا به کالا را در دستور کار قرار دهند. همچنین برای تأمین کالاهای اساسی باید فعالسازی مکانیزمهای غیررسمی مانند بازار سلف و بورس انرژی برای دور زدن تحریمهای جدید پس از جنگ انجام شود.» وی سومین حوزهای که دولت در آن وظیفه دارد را «مدیریت اجتماعی و کاهش شکافها» دانست و افزود: «مرتب درباره مشارکت سخن میگوییم، یعنی جایی که مردم بیایند و از ما اعلام حمایت کنند؛ آیا این تمام موضوع و کافی است؟ ما نیازمند یک ساختار رسمی هستیم که من نام آن را «شورای ملی هماهنگی پشتیبانی از تابآوری» میگذارم، با حضور نمایندگان منتخب از استانها و مناطق آسیبدیده که بتوانیم جلب «مشارکت عمومی» در دفاع مقدس را انجام دهیم. آشنا، تلاش برای تداوم شرایط و بقا را به معنای از دست دادن فرصتهای ارتقا و رقابت دانست و گفت: «بزرگترین هدف از تمام اتهاماتی که در طول ۴۷ سال گذشته به ایران وارد شده، جایگزینی وضعیت «بقا» به جای «ارتقا» بوده است.»
دغدغه اصلی ما، پایدارسازی بقای ملی است
علی عبدالله خانی قائممقام معاون راهبردی رئیسجمهور نیز در سخنان خود، اظهار کرد که «دغدغه اصلی ما، پایدارسازی بقای ملی و رساندن وضعیت کشور در این موضوع حساس و حیاتی به درجهای از دوام و تضمینپذیری است.» وی در ادامه به ارکان بقای ملی پرداخت و افزود: «بقای ملی چند «موضوع مرجع» یا رکن اساسی دارد که شکلدهنده بود و نبود یک دولت ملیاند، تمامیت ارضی، وحدت سرزمینی، نظم و انتظام ملی، معیشت ملی، زیرساختها و داراییهای حیاتی و نظام سیاسی از جمله این ارکان هستند؛ تمامیت ارضی همان سرزمین و مرزهای بهرسمیتشناختهشدهای است که موجودیت یک کشور را شکل میدهد.»
عبدالله خانی اظهار کرد: « در حوزه نظم و انتظام ملی، اگر جامعه به نقطهای برسد که گروههای اجتماعی نسبت به یکدیگر آمادگی کنشهای خشونتآمیز پیدا کنند، بهگونهای که هر قطب، «بودِ» خود را در «نبودِ» دیگری تعریف کند، در واقع با نوعی وضعیت «جنگ همه علیه همه» در قالب قطببندیهای عمیق اجتماعی مواجه هستیم. در چنین شرایطی، انسجام ملی و حاکمیت قانون در معرض تهدید وجودی قرار میگیرد.»
وی گفت: «معیشت ملی به معنای تأمین و توزیع پایدار کالاهای اساسی برای جمعیت کشور است. اگر کشوری در وضعیتی قرار گیرد که نتواند کالاهای اساسی را تأمین و توزیع کند، یا اکثریت مردم از حداقلهای تغذیهای و زیستی محروم شوند و فقر به پدیدهای فراگیر تبدیل شود، آن کشور از منظر معیشتی در وضعیت تهدید وجودی قرار میگیرد. زیرا استمرار چنین وضعی، بنیانهای اجتماعی و سیاسی را متزلزل میکند.» قائممقام معاون راهبردی رئیسجمهور تصریح کرد: «منظور از زیرساختهای حیاتی، تمامی سامانههایی است که خدمات عمومی ارائه میدهند؛ از آب، برق، سوخت و حملونقل گرفته تا ارتباطات، تراکنشهای مالی و شبکههای ارتباطی. اگر این زیرساختها در معرض ناتوانی، انسداد یا اختلال پایدار در تأمین و توزیع قرار گیرند، یا بهگونهای باشند که در برابر عملیات دشمن بهآسانی آسیبپذیر و قابل تخریب باشند، کشور در این حوزه نیز با تهدید وجودی مواجه است.»
حفظ دستاوردهای جنگ مهمترین وظیفه است
سیدجلال دهقانی فیروزآبادی استاد روابط بینالملل دانشگاه علامه طباطبایی نیز مهمترین منفعت ملی در زمان جنگ را حفظ بقا و امنیت ملی خواند و گفت: «وظیفه ما پس از پایان جنگ، حفظ دستاوردهای آن، تأمین منافع عمومی و منافع ملی و تبدیل دستاوردهای حاصل از جنگ به دستاوردهای پایدار اقتصادی و سیاسی است.»
استاد روابط بینالملل دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به اینکه ما وحدت حاکمیت و وحدت ملت و دولت را بر حسب دفاع انجام میدهیم که نمونه آن این است که خیلیها که ما انتظار نداشتیم، الان آمدهاند زیر پرچم ایران، یادآور شد: « این بدان دلیل است که جنگ خودش باعث هویتسازی میشود و البته نه به صورت محض، بلکه آمیزهای است از ایدئولوژی، دین و ناسیونالیسم. این نکته مهمی است و همانطور که اشاره شد، چنین دولتی مهمترین اولویت خود را حفظ بقا، امنیت ملی و دفاع میهنی قرار داده است.»
دهقانیفیروزآبادی گفت: «دولت دفاع ملی یا دولت دفاع میهنی دولتی مقتدر است. دولت جنگی، دولت ضعیف نیست؛ اتفاقاً باید دولت مقتدری باشد، یعنی هم تولید قدرت کند و هم بتواند اعمال قدرت کند. دولت زمان جنگ اقتدار دارد و البته در حالت طبیعی و غیرجنگ هم باید به همین شکل باشد؛ یعنی دولت هم میتواند مقتدر باشد و تولید قدرت کند، هم امرار قدرت کند و مدیریت مؤثر در کشور داشته باشد.»
وی با بیان اینکه در زمان جنگ به عقلانیت به تمام معنا نیاز داریم که تعریف آن را همه ما میدانیم یعنی ارجحیت دادن به منافع عمومی و منافع ملی، افزود: «باید این شاخص را در نظر بگیریم، کاری که اکنون میخواهیم انجام دهیم نسبت آن به منافع عمومی و منافع ملی چقدر است. البته مهمترین منفعت ملی در زمان جنگ، حفظ بقا و امنیت ملی است.»

