سردار جعفری، مؤسس تیپ زرهی سپاه در گفتوگو با «ایران» از پیوند سوم خرداد با جنگ رمضان گفت
آزادسازی خرمشهر چگونه نقطه عطف جنگ شد؟
در چهل و چهارمین سالروز آزادسازی خرمشهر، سردار فتحالله جعفری مؤسس و نخستین فرمانده تیپ زرهی سپاه پاسداران و استاد دانشگاه جامع امام حسین(ع) در گفتوگو با «ایران»، به تشریح ابعاد نظامی و راهبردی عملیات بیتالمقدس، نقش تعیینکننده نیروهای مردمی در تغییر معادلات جنگ و تأثیر آزادسازی خرمشهر بر تغییر نگاه قدرتهای جهانی به جمهوری اسلامی ایران پرداخت. او با برشمردن ویژگیهایی که سوم خرداد را به نقطه عطفی در جنگ تحمیلی هشتساله تبدیل کرد، تأکید کرد که جسارت در طراحی عملیات، اتکا به توان داخلی و حضور مردم در میدان، مهمترین عوامل پیروزی ایران بودند؛ مؤلفههایی که به گفته وی، در مقاومت و ایستادگی مقدس ۴۰ روزه ایرانیان در برابر حملات آمریکا نیز بار دیگر خود را نشان دادند.
آزادسازی خرمشهر چه ویژگیهایی داشت که آن را به یک نقطه عطف در جنگ تبدیل کرد؟ چرا امروز از آن به عنوان یک نقطه عطف یاد میشود؟
اول باید به وقایع بعد از ۱۶ دی ۱۳۵۹ برگردیم؛ زمانی که عملیات هویزه انجام شد و آن موقع آقای بنیصدر فرمانده کل نیروهای مسلح بودند. بعد از شکست ما در آن مقطع، صدام مصاحبهای انجام داد و گفت: «وضعیت امروز ما بهتر از روزهای ابتدایی جنگ است. من به جنگ پایان نمیدهم. حاکمیت اروندرود را میخواهم، خرمشهر را میخواهم و ایران باید اینها را به ما واگذار کند تا جنگ تمام شود.»
در همان مقطع، جلسهای در اتاق جنگ باشگاه گلف اهواز تشکیل شد. در آن جلسه، شورای عالی سپاه از تهران به خوزستان آمدند، فرماندهان محورها حضور داشتند و رهبر شهید انقلاب نیز به عنوان نماینده امام(ره) در شورای عالی دفاع در جلسه حضور داشتند. این جلسه حدود چهار یا پنج روز بعد از صحبتهای صدام برگزار شد.
در آن جلسه، شهید حسن باقری گفت ما نباید عقبنشینی کنیم، میتوانیم جنگ را اداره کنیم، میتوانیم مناطق اشغالی را آزاد کنیم و بر دشمن تسلط اطلاعاتی داریم. او تأکید کرد که دشمن شکستپذیر است. این دیدگاه شهید حسن باقری برای فرماندهان و مخصوصاً برای حضرت آقا بسیار قابل توجه بود و همانجا تصویب شد. این موضوع به امام منتقل شد و امام هم در اول بهمن ۱۳۵۹ نیروهای مسلح را به ادامه مقابله با رژیم بعث عراق و اجرای عملیات تشویق کردند.
ما بعد از آن شش ماه عملیات محدود داشتیم؛ یعنی ۱۴ عملیات محدود در مناطق مختلف انجام شد. بعد از این شش ماه، فرمانده سپاه سوم عراق در بصره اعتراف کرده بود که ما با یک پدیده جدید مواجه شدهایم و آن حضور نیروهای مردمی در جنگ است؛ نیروهایی که از مرگ نمیترسند و توانستهاند بخشهایی از مناطق را آزاد کنند.
در پنجم مهر ۱۳۶۰ عملیات شکست حصر آبادان انجام شد. این عملیات مشترک سپاه و ارتش بود. طراحی عملیات متعلق به سپاه بود اما اجرا به صورت مشترک انجام شد. سپاه با ۱۵ گردان نیروی مردمی و لشکر ۷۷ خراسان با ۹ گردان وارد عمل شدند و حصر آبادان شکسته شد. بعد از آن، سقوط هواپیمای فرماندهان اتفاق افتاد و تیمسار فلاحی و تعدادی از فرماندهان به شهادت رسیدند. شهید صیادشیرازی فرمانده نیروی زمینی ارتش شد و در همان ایام، آقای محسن رضایی فرمانده سپاه شد و قرارگاه مشترکی بین سپاه و ارتش شکل گرفت. این قرارگاه تا پیش از آزادسازی خرمشهر، سه عملیات مهم انجام داد؛ از جمله عملیات طریقالقدس که منجر به آزادی بستان شد و ما وارد منطقه خرمشهر شدیم. اما خرمشهر با سه منطقه قبلی تفاوت اساسی داشت. در مرحله طراحی، هم سپاه و هم ارتش طرحهای خود را در قرارگاه کربلا ارائه کردند، اما در نهایت طرح سپاه تصویب شد؛ طرحی که بسیار جسورانه بود و از نظر نظامی برای بسیاری از افسران غیرقابل باور به نظر میرسید.
شهید حسن باقری که طراح اصلی عملیات بود، اعتقاد داشت که همین غیرقابلباور بودن، نقطه قوت ماست. ایشان میگفت نیروهای مردمی توان اجرای چنین عملیاتی را دارند و به همین دلیل این طرح را با جسارت مطرح کرد.
طرح عملیات به چه صورت بود؟
طرح عملیات بیتالمقدس این بود که در گام اول از رودخانه کارون عبور کنیم و به جاده اهواز- خرمشهر برسیم و در گام دوم به سمت شلمچه برویم. این طراحی نیازمند جسارت بالایی بود. در آن مقطع، ما یک نقطه قوت بسیار مهم داشتیم و آن حضور گسترده نیروهای مردمی بود. حدود ۱۲۰ گردان نیروی مردمی وارد صحنه جنگ شده بودند. ارتش ۴۸ گردان وارد میدان کرد و سپاه ۱۲۰ گردان پیاده و هشت گردان زرهی که از غنائم جنگی تشکیل شده بود.
یگانهایی که عراق برای مقابله آورد، آسیب سنگینی دیدند؛ از جمله لشکر زرهی احتیاط عراق که تا حد زیادی منهدم شد. عراق تصور میکرد ما مستقیماً وارد خرمشهر میشویم، اما ما به سمت مرز رفتیم و همین مسأله دشمن را غافلگیر کرد.
بستن عقبه خرمشهر باعث شد تعداد زیادی از نیروهای عراقی اسیر شوند. تا قبل از آن، عراق در عملیاتها بیشتر از پنج هزار اسیر نداده بود، اما در خرمشهر تعداد اسرا به بیش از ۱۴ هزار نفر رسید. این مسأله بازخورد جهانی داشت.
همچنین سپاه سوم عراق در این منطقه تقریباً منهدم شد و حدود شش هزار کیلومتر مربع از خرمشهر تا هویزه و جنوب اهواز آزاد شد.
دنیا بعد از آزادی خرمشهر متوجه شد که جمهوری اسلامی قابل حذف نیست. تا قبل از آن، آمریکاییها و قدرتهای جهانی به دنبال از بین بردن جمهوری اسلامی بودند، اما بعد از آزادی خرمشهر به این نتیجه رسیدند که با جنگ نمیتوانند جمهوری اسلامی را نابود کنند. به همین دلیل شورای امنیت قطعنامه ۵۱۴ را برای پایان جنگ صادر کرد. علاوه بر این، بیش از دو هزار دستگاه تانک و نفربر در چند عملیات به غنیمت گرفته شد. سپاه توانست یگان زرهی تشکیل دهد و بخش زیادی از تجهیزات و توپخانه ما از غنائم عراقی تأمین شد. در نهایت، دنیا جمهوری اسلامی را به عنوان یک قدرت پذیرفت؛ آن هم بدون اینکه ایران از حمایت یک کشور دیگر برخوردار باشد. یادم هست رهبر شوروی در آن دوره گفته بود که ما به عراق موشک، تانک و نفربر میدهیم تا توازن قوا حفظ شود؛ یعنی ایران در جنگ قدرت پیدا کرده بود و آزادی خرمشهر نقطه اوج این قدرت بود.
اشاره کردید که جسارت در طراحی عملیات و استفاده از نیروهای مردمی، معادله جنگ را تغییر داد. در جنگ ۴۰ روزه هم آمریکا با این تصور وارد شد که میتواند در یک حمله کوتاه به اهدافش برسد، اما با مقاومت جدی مواجه شد. شما تشابه این دو مقطع را در چه میبینید؟
دشمن تصور میکند اگر فرماندهان بزرگ ما را هدف قرار دهد، ساختار دفاعی ما دچار فروپاشی میشود، در حالی که ما در سپاه و نیروهای مسلح، لایههای متعددی از فرماندهی داریم که میتوانند کشور را اداره و دفاع کنند.
از طرف دیگر، ما در دوران جنگ تحمیلی هشت ساله به این نتیجه رسیدیم که کشوری که در حال جنگ است باید خودش بسازد. امام این نگاه را داشتند که نباید منتظر دنیا بمانیم.
همین نگاه باعث شد که ما توان تولید تجهیزات دفاعی را در داخل کشور ایجاد کنیم و امروز هر تجهیزاتی که دشمن تولید میکند، ما هم توان مقابله با آن را داریم. اما مهمتر از همه، مردم هستند. مردم همان قدرت اصلی میداناند. همانطور که سردار سیدمجید موسوی گفتند، «میدان» نظامی به پشتوانه حضور مردم در میدان است. مردم بودند که در دفاع مقدس پیروزی خلق کردند و امروز هم عامل اصلی قدرت کشور هستند.
اگر مردم در جنگ هشتساله حضور نداشتند، ما قطعاً پیروز نمیشدیم. قوه محرکه اصلی جنگ هشتساله، جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه، حضور مردم در صحنه بوده و هست.

