بلوغ رمان با هوگو

شهرام اشرف ابیانه
نویسنده و منتقد

می‌توان گفت تا پیش از ویکتور هوگو مفهوم «رمانتیسم» در ادبیات آن‌چنان که باید جایی نداشته است. هوگو در آثار خود روی کهن الگوهایی دست می‌گذارد که نویسنده‌های دیگر هیچوقت به این مرز نرسیده بودند، و این یکی از دلایل جهانی بودن این نویسنده بزرگ محسوب می‌شود. هوگو در رمان معروف «بینوایان» شخصیت‌هایی خلق کرده که انگار با کهن الگوها، ارتباط ریشه‌ای دارند. به گونه‌ای که هر کدام بخشی از یک کهن الگو را نمایندگی می‌کنند. انگار شخصیت‌های او با چیزی سر و کله می‌زنند که از ابتدای حضور بشر با او ‌زاده شده و رشد کرده و در زمانه هوگو، به صورت شخصیت‌هایی چون «ژاور» و «ژان‌وال‍ژان» نمود یافته‌‌ا‌ند. به این ترتیب، آن کهن الگوی مورد اشاره بخش جدایی ناپذیر از خصلت بشر و آن کاراکتر خاص می‌شود. هر شخصیتی که از آثار هوگو وارد فرهنگ عامه می‌شود، چون فانتین، ژاور، ژان والژان و... فقط شخصیت‌هایی داستانی نیستند، بلکه به مکالمات روزمره خوانندگان و علاقه‌مندان هم راه پیدا می‌کند تا جایی که تبدیل به ضرب‌المثل هم می‌شوند. در ادامه این شخصیت‌ها به همدیگر شبیه می‌شوند و در نهایت پایه‌گذار یک مدل نگارش زبانی می‌شوند.
هوگو شخصیت‌سازی‌هایی بسیار قوی در داستان‌های خود ارائه می‌کند. در آثار هوگو خواننده هرچه در متن پیش می‌رود، خود را در مواجهه با شخصیت‌هایی جاندار می‌بیند. اوج این اتفاق را در بینوایان شاهد هستیم که هر شخصیت می‌تواند یک کهن الگو را تداعی کند؛ مورد دیگر آنکه شخصیت‌ها می‌توانند مستقل از همدیگر باشند. این ارتباط با کهن الگو و تلاشی که نویسنده برای شخصیت‌سازی اثر می‌کند، مخاطب را درگیر قصه می‌سازد.
 هوگو یک خلاقیت دیگر هم در آثارش به کار برده، آن هم استفاده همزمان از زبان رسمی و زبان آرگو یا زبان محلی _ زبان طبقات پایین و به اصطلاح کوچه و بازار- این خلاقیتی بوده که در «بینوایان» به اوج رسیده است و در ترجمه‌های جدید این بازی ظریف زبانی وجود دارد.
هوگو، پیرو مکتب رمانتیسم است، اما در دوره‌ای زندگی می‌کند که جامعه اروپایی در حال صنعتی شدن است و اتفاقات سیل‌آسایی رخ می‌دهند. وقتی فردی روی آثار هوگو کار می‌کند یا خواننده‌ای اثر او را می‌خواند، انگار یک تصویرسازی بصری را در ذهن خود می‌بینند، این اتفاقی است که هوگو در کتاب‌هایش برای مخاطب به ارمغان می‌آورد. خوانندگان با مرور آثارش، انگار از یک نمایشگاه عکس بازدید کرده و قرن نوزدهم را در شکلِ تصویری زنده و گیرا تماشا می‌کنند. در عین حال که هوگو تصویر فرانسه آن زمان را نشان می‌دهد، مخاطب امروزی، بازتابی از زمانه خودش را هم در آن می‌یابد.
علاوه برآن هوگو یک مصلح اجتماعی هم بود. و برهمین اساس در «آخرین روزهای یک محکوم به اعدام» تفسیری از مجازات اعدام را ارائه می‌کند که بسیار جلوتر از زمان خودش است، و او مسائلی فراتر از آن دوران را در قالب داستان به مخاطب عرضه می‌کند. در مقدمه‌ای که برای «اعترافات یک محکوم» به زبان فرانسه چاپ کرده چنان جزئیات دقیقی از «محاکمه با گیوتین» آورده که حتی در مخاطب هم‌دوره با خود نیز حالت انزجار ایجاد می‌کند. به گمانم او به یک زبان روزنامه‌نگاری دست یافته که نوعی تصویرسازی قوی هم به آن اضافه شده است.
درمیان آثاری که از او به یادگار مانده، «بینوایان» را می‌توان خلاصه و چکیده تمامی آثار هوگو دانست. اقتباس‌های سینمایی، تئاتری، اپرایی و حتی موسیقیایی بسیاری که از این کار انجام شده است نیز نشان از تأثیرگذار بودن آن دارد. هوگو را بدون «بینوایان» نمی‌توان تصور کرد. البته «گوژپشت نتردام» هم رمان بسیار اثرگذاری است اما به «بینوایان» نمی‌رسد. هوگو در این اثر، ارتباط شخصیت با مکان را به نمایش می‌گذارد، او تا جایی پیش می‌رود که خود آن مکان یا ساختمان، بی‌هیچ اشاره‌ای، یک شخصیت داستانی می‌شود. محیط در داستان‌های هوگو چنان اثرگذاری‌ای دارد که افراد نمی‌توانند از آن فرار کنند؛ گویی آنها محبوس دیواری هستند که دور و برشان را احاطه کرده است. در اشاره به میزان اثرگذاری هوگو بر ادبیات، ذکر همین نکته کافی است که ادبیات قرن نوزدهم فرانسه و اروپا را بدون هوگو نمی‌توان تصور کرد. و اغراق نیست اگر بگوییم رمان با هوگو به یک بلوغ می‌رسد، داستان‌ها از فرمت اشرافی و روایت‌گونه شهسواری قرن هجدمی و نوزدهمی جدا می‌شوند و به یک روایت هنری نزدیک می‌شوند.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و سی و یک
 - شماره نه هزار و سی و یک - ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵