تحلیل «فارن پالیسی» از سفر رئیسجمهوری آمریکا به پکن
برتری از دست رفته
چرا چینیها از موضع بالا و مقتدرانه با دونالد ترامپ رفتار کردند؟
جیمز پالمر، معاون سردبیر نشریه «فارن پالیسی»، در مقالهای به بازتاب سفر اخیر دونالد ترامپ در رسانههای چین میپردازد. او مینویسد که در روز ورود ترامپ، رسانههای اصلی چین این سفر را به حاشیه بردند؛ «چاینا دیلی» صفحه اول را به دیدار شی جینپینگ با رئیسجمهوری تاجیکستان اختصاص داد، «پیپلز دیلی» خبر را به صفحات داخلی منتقل کرد و «شینون لیانبو» نیز تنها چند ثانیه به این دیدار پرداخت و آن را در میان اخبار داخلی و برنامههای اقتصادی در جایگاهی فرعی قرار داد. پالمر تأکید میکند که این کماهمیت جلوه دادن سفر، در ادامه رویکردی گستردهتر از سوی رسانههای چینی است که این بار برخلاف سفرهای پیشین رؤسایجمهور آمریکا، نه به دنبال برجستهسازی دیپلماتیک بودند و نه به دنبال نمایش نمادین اهمیت روابط دو کشور. او مینویسد حتی در سطح سیاسی نیز گفتوگوهای ترامپ و شی عمدتاً به کلیگوییهای آشنا محدود شد و پیشرفت ملموسی در موضوعات حساس به دست نیامد. در نهایت، به باور پالمر، این سفر بیش از آنکه نشانهای از تحول ژئوپلتیکی باشد، بازتابی از تغییر فضای روانی و سیاسی در روابط دو کشور است؛ جایی که چین دیگر نیازی به تأیید واشنگتن نمیبیند و در مقابل، به نظر میرسد خود ترامپ بیش از هر زمان دیگری به دنبال نوعی تأیید شخصی از سوی رهبر چین بوده است.
جیمز پالمر
معاون سردبیر نشریه «فارن پالیسی»
با دنبال کردن مطبوعات چین در هفته گذشته، شاید حتی متوجه نشوید که دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، به پکن سفر کرده است.
روز چهارشنبه، همان روزی که ترامپ وارد چین شد، صفحه اول روزنامه دولتی انگلیسیزبان «چاینا دیلی» تصویری از دست دادن شی جینپینگ، رئیسجمهوری چین، با امامعلی رحمان، رئیسجمهوری تاجیکستان را منتشر کرده بود. همچنین روزنامه «پیپلز دیلی» که وابسته به حزب کمونیست چین (CCP) است، پوشش مربوط به سفر رهبر آمریکا را به صفحه سوم خود منتقل کرده بود.
«شینون لیانبو»، پربینندهترین بخش خبری شبانه در چین، این دیدار را تنها در ۱۲ ثانیه پوشش داد و بلافاصله پس از آن، یک بخش ششدقیقهای با عنوان «ادامه پیشرفتهای جدید در توسعه یکپارچه دلتای رود یانگتسه» پخش شد. در مجموع، دیدار ترامپ و شی فقط دو و نیم دقیقه از زمان این برنامه را به خود اختصاص داد و در جایگاه سیزدهم بخشهای خبری قرار گرفت.
در مجموع، رسانههای چینی زمان چندانی را به پوشش این سفر اختصاص ندادند. از نگاه آنها رفتار ترامپ در این سفر کسلکننده بود و شی نیز به کلیگوییهای سیاسی بسنده کرد و درباره خطوط قرمز آشنایی مانند تایوان، مسیر چین و حق توسعه چین (یعنی توانایی این کشور برای ارتقا در سلسلهمراتب اقتصادی جهان بدون آنکه از سوی واشنگتن عقب رانده شود) صحبت کرد.
در همین چهارچوب، رهبر چین بار دیگر بر محورهای مورد علاقه و همیشگی خود تأکید کرد. اینکه روابط دوجانبه باید بر پایه ثبات استوار باشد، نه رقابت. او هشدار داد که این روابط نباید در «تله توسیدید» (یعنی رویارویی میان یک قدرت تثبیتشده و یک قدرت در حال ظهور) بیفتد و در نهایت تأکید کرد که ایالات متحده و چین باید بهطور پیوسته و همسو در مسیر حرکت به سوی آینده پیش بروند.
با این همه، به نظر میرسد ترامپ و شی در خصوص مسائل اساسی به توافق قابلتوجهی نرسیدند و تنها به برخی از امتیازهای محدود در حوزه تجارت اکتفا کردند. توافقهای مورد انتظار، از جمله وعده چین برای خرید هواپیماهای بوئینگ، بسیار محدودتر از گمانهزنیهای پیش از نشست از آب درآمد و همین مسأله موجب ناامیدی بازارها شد. همچنین، هیچ نشانهای از پیشرفت یا حتی بحث جدی درباره ایران، تایوان، ژاپن یا دیگر حوزههای تنشزا دیده نشد.
با این حال، سفرهای قبلی رؤسایجمهور آمریکا با سر و صدای بسیار بیشتری در رسانههای چین پوشش داده میشد، حتی زمانی که نتیجه مهمی هم از آنها حاصل نمیشد. اما چرا اینبار پکن تا این حد خنثی عمل کرد؟ یکی از دلایل، غیرقابلپیشبینی بودن دونالد ترامپ است. رؤسایجمهور پیشین آمریکا که به چین سفر کردند معمولاً به یک دستور کار از پیش توافقشده پایبند بودند و در سخنان خود محتاط و کنترلشده عمل میکردند. اما از ترامپ چنین چیزی انتظار نمیرفت.
در سفرهای قبلی، رسانههای چینی میتوانستند از قبل برای سفر آماده شوند و درباره آن گزارش و تحلیل بنویسند، بدون اینکه خطر داشته باشد یا در صورت خراب شدن اوضاع نتیجه برعکس به نظر برسد.
در سفرهای قبلی رؤسایجمهور آمریکا، رهبران چین نیز تا حدی به دنبال کسب اعتبار از طریق به رسمیت شناخته شدن از سوی واشنگتن بودند. ایالات متحده به عنوان قدرت برتر جهانی شناخته میشد و چین نیز با نشان دادن خود به عنوان همتراز و میزبان شایسته، در نگاه شهروندانش جایگاه بالاتری پیدا میکرد. رستورانهایی که رؤسایجمهور آمریکا یا حتی مقامات رده پایینتر از آنها از آنها بازدید میکردند، به مکانهای محبوب تبدیل میشدند؛ چیزی که این بار فقط جِنسن هوانگ، میلیاردر چینی-آمریکایی توانست تا حدی به آن دست پیدا کند.
دیدارهای بیل کلینتون، جورج دبلیو بوش و باراک اوباما از چین، موضوع پوشش گسترده رسانهای و توجه عمومی زیاد بودند، همانطور که سفر اول ترامپ در سال ۲۰۱۷ نیز چنین بود. اما این بار حتی کاربران شبکههای اجتماعی هم چندان علاقهای نشان ندادند، جز برخی اظهار نظرهای طعنهآمیز درباره شکست آمریکا در جنگ علیه ایران و همچنین تعریفهایی از رفتار بهظاهر مطیعانه و مؤدبانه ترامپ.
چین دیگر به تأیید و مشروعیت ایالات متحده نیاز ندارد. برتری جهانی این کشور نه فقط بهعنوان یک قدرت عظیم تولیدی، بلکه بهعنوان یک غول فناوری و علمی تا حد کافی تثبیت شده است. در همین حال، رهبری جهانی آمریکا بیش از هر زمان دیگری متزلزل به نظر میرسد؛ چراکه دولت ترامپ رویکردی انزواطلبانه در پیش گرفته، با متحدان خود رفتاری تنشآلود دارد و از نظر نظامی نیز با چالشهایی روبهروست؛ تا آنجا که حتی برخی شرکای دیرینهاش برای ایجاد توازن، به سمت همکاری با پکن متمایل شدهاند.
در واقع، به نظر میرسید این ترامپ بود که در پی کسب تأیید و اعتبار قرار داشت؛ نه در سطح ملی، بلکه در سطح شخصی. رئیسجمهوری آمریکا در سخنانی بسیار ستایشآمیز از شی جینپینگ یاد کرد و به فاکس نیوز گفت: «اگر به هالیوود بروید و بخواهید یک رهبر چین را برای نقش بازی در فیلم پیدا کنید… نمیتوانید کسی مثل او پیدا کنید، حتی از نظر ویژگیهای ظاهری.»
ترامپ به طور مشخصی رهبران قدرتمند و اقتدارگرا علاقه دارد و بارها از رهبران چین تمجید کرده است، اما این بار شرایط متفاوت بود. او در«تروث سوشال» نوشت که شی به شکلی «بسیار ظریف» ایالات متحده را «شاید یک کشور در حال افول» توصیف کرده است، چیزی که در گزارشهای رسمی چین از این دیدار ذکر نشده بود. مشخص نیست ترامپ به چه اظهاراتی (قبلی یا فرضی) اشاره کرده، اما در هر صورت او ادعا کرد که منظور شی احتمالاً فقط دولت بایدن بوده است، زیرا اکنون ایالات متحده «پرطرفدارترین کشور در سراسر جهان» است.
این چاپلوسی ترامپ ممکن است بازتابدهنده یک تغییر واقعی در قدرت و برداشت میان ایالات متحده و چین باشد. اما به نظر میرسد بیش از آنکه مسألهای ژئوپلتیکی باشد، مسألهای روانشناختی است (بازتابی دیگر از ناامنیهای روبهافزایش رئیسجمهوری آمریکا، در حالی که محبوبیتش کاهش یافته و بهطور فزایندهای در برابر جنگ علیه ایران حالت تدافعی دارد.)
در هر صورت، به نظر میرسد ثبات نسبی روابط آمریکا و چین تا حد زیادی تضمین شده است؛ چراکه هیچیک از این دو قدرت و بویژه آمریکا که در جنگ علیه ایران است، تمایلی به ورود به یک درگیری جدید ندارند.
منبع: Foreign Policy

