در حافظه موقت ذخیره شد...
رنسانس «النهضة»
مسلمانان، البته، تنها جمعیت عرب در دل امپراطوری عثمانی نبودند. در سوریه و کوهستان لبنان، جوامع مسیحی بزرگ و پرنفوذی حضور داشتند.
این گروهها چگونه به جریانهای نوین اصلاحات اسلامی واکنش نشان دادند و خود را در دولتی که روزبهروز بر میراث اسلامی خود تأکید میکرد، چه جایگاهی میدیدند؟ در نیمه دوم قرن نوزدهم، مسیحیان عرب سوریه و لبنان شاهد یک رنسانس فرهنگی و اقتصادی بودند که به نام «النهضة» یا «بیداری» شناخته میشود.
این حرکت احیاگرانه، بر مسلمانان عرب نیز تأثیر گذاشت، اما بیشترین بهره را اعضای جوامع مسیحی بردند. از عوامل اصلی این بیداری میتوان به فعالیتهای بشردوستانه مسیحیان خارجی و توسعه چاپ و نشر اشاره کرد.
از زمان اشغال سوریه توسط مصر (۱۸۳۱–۱۸۴۰)، فعالیتهای مبلغان پروتستان آمریکایی، کاتولیکهای فرانسوی و ارتدوکسهای روسی به طور چشمگیری افزایش یافت. انگیزه اولیه مبلغان، تبدیل مسیحیان محلی به نسخهای «اصیلتر» و غربیتر از ایمان بود، اما این هدف به سرعت به زمینهای برای آموزش عمومی و رقابتی داغ میان پروتستانها و ژزویتها تبدیل شد؛ رقابتی برای جذب اعضای جوامع مسیحی به مدارس خود.
این رقابت، اثرات جانبی خوشایندی به همراه داشت: تا سال ۱۸۶۰، پروتستانها ۳۳ مدرسه در بیروت، قدس و روستاهای لبنان تأسیس کرده بودند. این موفقیت در سال ۱۸۶۶ با افتتاح کالج پروتستان سوری در بیروت تکمیل شد؛ نهادی که بعدها به دانشگاه آمریکایی بیروت بدل گردید و قرار بود نسلی درخشان از فارغالتحصیلان در حوزههای سیاست، پزشکی و ادبیات پرورش دهد.
ژزویتها نیز در همین مسیر گام برداشتند و مدارس خود را در بیروت، دمشق، حلب و روستاهای پیرامون بنیان نهادند. کشیش دانیل بلیس، مؤسس کالج پروتستان سوری، از رقابت میان مبلغان پروتستان و کاتولیک آگاه بود و گفته میشود در مراسم افتتاح کالج اظهار کرد که در واقع دو دانشگاه تأسیس میکند.
پیشبینی او نه سال بعد تحقق یافت، زمانی که ژزویتها دانشگاه «سنت جوزف» را در بیروت برپا کردند. علاوه بر تأسیس مدارس، مبلغان آمریکایی و ژزویتها ماشینهای چاپ عربی وارد کردند تا کتابهای درسی و متون مذهبی تولید کنند.
این چاپخانهها به مرور زمان نسخههای تازهای از متون کلاسیک عربی منتشر نمودند و الهامبخش شکوفایی سنت روزنامهنگاری زنده در منطقه شدند.

