گزارش میدانی از مردمی که شب را در خیابان گذراندند

هم زمین لرزید؛ هم دل ها


آخرین زلزله بزرگ تهران که بیش از 5 ریشتر داشت حدود 50 سال قبل در سال 1352 اتفاق افتاده است. در تمام سال‌های گذشته تهران و شهرهای اطرافش زلزله‌های متعددی را تجربه کرده‌اند. گاهی لرزش و تکان‌ها آنقدر شدید بوده که مردم را به کوچه و خیابان کشانده است و گاهی آنقدر خفیف بوده که هیچ صدایی از کسی در نیامده است. با این اوصاف مردم در شامگاه 22 اردیبهشت ماه دقایقی مانده به ساعت دوازده نیمه شب در برخی نقاط از تهران، پردیس و دماوند تکان‌هایی را احساس کردند. تکان ده ثانیه‌ای و صدای فریاد« وای زلزله».
هنوز چند ثانیه از شروع لرزش نگذشته است که همه‌چیز رنگ ترس می‌گیرد. زمین زیر پا می‌لرزد، دیوارها ناله می‌کنند و صدای فریاد در کوچه‌ها می‌پیچد. مردم با چهره‌هایی رنگ‌پریده، بی‌آنکه حتی فرصت برداشتن وسایلشان را داشته باشند، به‌سمت خیابان‌ها می‌دوند؛ خیابان‌ ناگهان پر از اضطراب، فریاد و گریه می‌شود. در میان این همه آشفتگی، مادرانی دیده می‌شوند که کودکانشان را در آغوش می‌فشارند. ترس، سردرگمی و سکوتی سنگین میان مردم جریان دارد. شقایق یکی از ساکنین غرب تهران است. او در شب ترس، کودکانش را در آغوش گرفته و از خانه بیرون زده است، شقایق به «ایران» می‌گوید:«خانه ما در طبقه چهارم است. در حال خواباندن بچه‌ها بودم که لرزش را احساس کردم. تنها چیزی که به ذهنم رسید بچه‌ها را برداشتم و از خانه بیرون زدم.» شقایق به همراه همسر و فرزندانش بالش و پتو در دست، شب را در ماشین به صبح رسانده‌اند. او می‌گوید:«نگرانم، همه می‌گویند گسل‌های تهران فعال شده است. هر شب که نمی‌توانیم با بچه‌ها در ماشین بخوابیم.» نگرانی از زلزله باعث شده تا بسیاری از شهروندان از ترس پس‌لرزه‌ها شب را در فضای باز سپری کنند. علی به همراه خانواده‌اش به پارک آمده‌اند. او می‌گوید:«لرزش خیلی شدید بود، فکر کردیم سقف روی سرمان خراب می‌شود. لوسترها خیلی بد تکان می‌خوردند. بچه‌ها خیلی می‌ترسند، تصمیم گرفتیم امشب را در پارک چادر بزنیم، چون همه می‌گویند اینها همه پیش‌لرزه است و زلزله بزرگ‌تر تهران حتماً امروز یا فردا از راه می‌رسد.» مریم زن جوانی است که به همراه دخترش تکان‌های زلزله تنشان را لرزانده و آنها را راهی خیابان کرده است. او می‌گوید:«خانه هایمان چندان مقاوم نیست که با 4 ریشتر اینقدر لرزیده‌ایم. دختر من هنوز با استرس و اضطرابِ روزهای جنگ تحمیلی کنار نیامده که با این بحران مواجه شده‌ایم. از امشب به بعد ترس از زلزله هم به ترس‌های دیگرش اضافه شده است. او وقتی لرزش را احساس کرد فقط گریه می‌کرد و جیغ می‌کشید. تنها کاری که از ما بر می‌آمد این بود که او را به فضای باز بیاوریم تا کمی آرام‌تر شود.»
در زمان وقوع زلزله کودکان و سالمندان بیش از دیگران دچار ترس و اضطراب می‌شوند و همین نیاز به حمایت روانی در این افراد را بیش از بیش گوشزد می‌کند. 
اما به گفته مریم هنوز بسیاری از مردم در مواجهه با بحران نمی‌دانند که باید چه اقداماتی را برای خود و اطرافیانشان انجام بدهند. به نظر او اینکه مدارس سالانه فقط یک مانور زلزله برگزار کنند کافی نیست. بسیاری از کارشناسان هم معتقدند که با توجه به اینکه کشورمان با بحران‌های مختلفی مواجه است باید نحوه مواجهه با این بحران‌ها به خصوص بحران‌های طبیعی مانند زلزله در کتاب‌های آموزشی مدارسمان گنجانده شود.
 چراغ خانه‌های شهر یکی در میان روشن و خاموش است. صدای آژیر خودروهای امداد که در خیابان به گوش می‌رسد انگار امید را در دل مردم زنده می‌کند؛ اما نگرانی هنوز از چهره‌ها پاک نشده است. برخی خانواده‌ها با چشمانی اشک‌آلود، کنار خانه‌هایشان در فضای باز ایستاده‌اند و به آینده فکر می‌کنند؛ آینده‌ای که ممکن است در یک لحظه، زیر لرزش زمین تغییر کند. انگار زلزله فقط زمین را نلرزانده، بلکه دل‌های بسیاری را نیز لرزانده؛ دل‌هایی که هنوز از شوک آن لحظه‌ لرزش آرام نگرفته‌اند.

از جنگ که ترسناک‌تر نیست
زلزله اخیر تهران اما مانند زلزله‌های چند سال گذشته نبود، آخرین باری که در تهران زلزله آمد در همان لحظات اولیه پمپ بنزین‌ها شلوغ شد و همه به خیابان آمدند. اما سه‌شنبه شب افراد زیادی هم در خانه‌هایشان ماندند. این افراد معتقد بودند که بعد از پشت سر گذاشتن دو جنگ در کشور دیگر ترس از زلزله چندان منطقی به نظر نمی‌رسد. مجید یکی از این افراد است او به «ایران» می‌گوید: «ما در خانه ماندیم، در کل روزهای جنگ تحمیلی هم در خانه مانده بودیم، اگر قرار باشد اتفاقی بیفتد، چه در خانه باشیم و چه در خیابان می‌افتد. به نظرم دلیلی برای ترسیدن وجود ندارد. بیشتر مردم هم همین طور فکر می‌کنند برای همین خیابان و پمپ بنزین‌ها شلوغ نشده است. من که اصلاً نترسیدم. وقتی زلزله آمد خواب بودم و فقط از خواب پریدم و روی تخت نشستم و بعد از این پهلو به آن پهلو شدم و خوابیدم.» اگر چه این زمین‌لرزه هیچ تلفات و خساراتی نداشته است، اما بار دیگر اهمیت مقاوم‌سازی ساختمان‌ها، آمادگی عمومی و آموزش همگانی در برابر بلایای طبیعی را به همه یادآوری می‌کند.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و بیست و پنج
 - شماره نه هزار و بیست و پنج - ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵