از خانه تا جامعه؛ روایتی روشن از نقشی که زنان این روزها ایفا می‌کنند

تدریس مسئولیت و وفاداری


زنان و دختران این روزها فقط در تجمعات خیابانی دیده نمی‌شوند؛ آنها با حضور خود، معنایی زنده از تعلق، مسئولیت و وفاداری به وطن را به نمایش می‌گذارند. در میان این تصاویر، حضور مادرانی که فرزندان خردسال خود را نیز همراه آورده‌اند، بیش از هر چیز جلب توجه می‌کند؛ مادرانی که بی‌نیاز از توضیحی طولانی، با رفتار خود به نسل آینده می‌آموزند وطن‌دوستی فقط یک احساس درونی نیست، بلکه مسئولیتی است که در بزنگاه‌های اجتماعی باید آن را فهمید، زیست و به یاد سپرد.
آنچه این روزها در سطح شهر دیده می‌شود، فقط رفت‌وآمدی عادی یا حضوری گذرا در فضای عمومی نیست. در چهره زنان و دخترانی که در صحنه اجتماعی حضور دارند، می‌توان نشانه‌هایی از آگاهی، ایستادگی، حس تعلق و مراقبت از سرنوشت جمعی را دید. این حضور، به‌ویژه آنجا که با همراهی کودکان و نوجوانان شکل می‌گیرد، از سطح یک کنش روزمره فراتر می‌رود و به روایتی اجتماعی و تربیتی بدل می‌شود؛ روایتی که در آن، وطن نه یک مفهوم انتزاعی، بلکه حقیقتی زنده و قابل لمس برای نسل آینده معرفی می‌شود. یک جامعه‌شناس معتقد است در این میان، نقش مادران معنایی عمیق‌تر دارد. مادری که دست کودک خود را می‌گیرد و او را با خود به متن جامعه می‌آورد، فقط او را همراهی نمی‌کند؛ بلکه در حال انتقال نوعی تجربه زیسته از تعلق، مسئولیت و وفاداری است. کودک در کنار مادر، فقط یک صحنه اجتماعی را مشاهده نمی‌کند، بلکه معنای ایستادن برای ارزش‌ها، اهمیت بی‌تفاوت نبودن نسبت به سرنوشت کشور و ضرورت حفظ آرمان‌هایی را می‌آموزد که دوام هر جامعه‌ای به آنها وابسته است.
حضور زنان و دختران را می‌توان تجلی زنده مفاهیمی مانند فداکاری، ایثار، صبوری و عشق به میهن دانست که در فرهنگ ایرانی همواره جایگاهی والا داشته‌اند؛ این حضور، وقتی در آرامش، وقار و آگاهی شکل می‌گیرد، خود به یک «درس عمومی» بدل می‌شود؛ درسی که فقط با کلمات منتقل نمی‌شود، بلکه در رفتار، همراهی، ماندن و احساس مسئولیتی که به فضای جامعه منتقل می‌شود، معنا پیدا می‌کند.
دکتر طاهره رستمی، جامعه‌شناس و عضو شورای راهبردی زنان و خانواده جهاددانشگاهی، در گفت‌وگو با «ایران» با اشاره به این ابعاد می‌گوید: «حضور زنان در عرصه عمومی را نباید صرفاً از منظر حضور فیزیکی یا فردی تحلیل کرد. زنان در بسیاری از موقعیت‌های اجتماعی، حامل بخشی از تجربه عاطفی، اخلاقی و ارتباطی خانواده در فضای عمومی هستند و از همین رو می‌توانند نقشی برجسته در تقویت همبستگی اجتماعی، احساس تعلق و مسئولیت‌پذیری جمعی ایفا کنند.»

زنان فقط ناظر نیستند
این جامعه‌شناس با بیان اینکه زنان در چنین موقعیت‌هایی صرفاً ناظر یا همراه نیستند، توضیح می‌دهد: «زن ایرانی در بسیاری از صحنه‌های اجتماعی، در عمل به پلی میان خانه، جامعه و آینده بدل می‌شود. او بخشی از فرهنگ مراقبت، پیوند، ایثار و توجه به دیگری را با خود به اجتماع می‌آورد و همین ویژگی است که به حضور او معنایی فراتر از یک حضور معمولی می‌بخشد.»
به گفته رستمی، این معنا زمانی روشن‌تر می‌شود که مادران، فرزندان خود را نیز در این تجربه اجتماعی شریک می‌کنند. او می‌گوید: «وقتی مادری با فرزند خود در صحنه اجتماعی حاضر می‌شود، نوعی آموزش عمیق و غیرمستقیم در حال وقوع است؛ آموزشی که در آن کودک می‌آموزد نسبت به سرزمین خود بی‌تفاوت نباشد، میان زندگی فردی و سرنوشت جمعی پیوند برقرار کند و مفهوم وطن‌دوستی را نه در سطح شعار، بلکه در متن یک تجربه واقعی درک کند.»

پیوند میان عاطفه و مسئولیت
این جامعه‌شناس با تأکید بر اینکه شکل‌گیری هویت اجتماعی و ملی نسل آینده، فقط از مسیر آموزش رسمی رخ نمی‌دهد، می‌گوید: «بخشی از مهم‌ترین یادگیری‌های نسل جدید در بطن مشاهده و تجربه شکل می‌گیرد. کودک وقتی در کنار مادر خود صحنه‌هایی از مسئولیت، همراهی و پایبندی به ارزش‌های جمعی را می‌بیند، این مفاهیم را عمیق‌تر و ماندگارتر از هر آموزش مستقیم دریافت می‌کند.»
در چنین شرایطی، حضور زنان و دختران را باید بخشی از سرمایه اجتماعی جامعه نیز دانست. رستمی می‌گوید: «جامعه‌ای که در آن حس تعلق، وفاداری، مسئولیت و آمادگی برای پاسداری از ارزش‌های مشترک زنده بماند، از توان بیشتری برای عبور از دشواری‌ها و حفظ انسجام خود برخوردار خواهد بود. زنان در این میان، نه‌فقط به‌ عنوان نیمی از جامعه، بلکه به‌ عنوان حاملان فرهنگ پیوند، آرامش و پایداری، نقشی متمایز و تعیین‌کننده دارند.»
به گفته این جامعه‌شناس، «آنچه در این روزها بیش از هر چیز در تصاویر شهری دیده می‌شود، همین پیوند میان عاطفه و مسئولیت است؛ جایی که زنان و دختران با حضوری آگاهانه، آرام و معنادار، نشان می‌دهند دفاع از وطن فقط در میدان‌های سخت و استثنایی تعریف نمی‌شود، بلکه در حفظ امید، انتقال ارزش‌ها، پاسداری از آرمان‌ها و پرورش نسلی که معنای تعلق به میهن را بفهمد نیز تحقق پیدا می‌کند.» او می‌گوید: «مادری که کودک خود را با خویش همراه کرده، فقط در یک خیابان حضور نیافته است؛ او در حال نوشتن اولین سطرهای یک درس ماندگار در ذهن فرزند خویش است: درس عشق به وطن، درس ایثار برای سرزمین و درس مسئولیت‌پذیری در قبال آینده کشوری که باید آن را شناخت، دوست داشت و برای حفظ ارزش‌هایش ایستاد.»

 

بــــرش

نقش محوری زنان در تقویت وحدت ملی

زنان به عنوان بخش مهمی از پیکر اجتماع، در جامعه حامل بار سنگین مسئولیت‌های خانوادگی و اجتماعی هستند. آنها دوشادوش مردان می‌توانند در صحنه‌های مختلف اجتماعی حضور پیدا کنند. صحنه ماندگار حضور زنان بزرگی چون بی‌بی مریم بختیاری هنوز در تاریخ این مرز و بوم جاویدان مانده است. وقوع انقلاب اسلامی ایران مشارکت اجتماعی زنان را به اوج خود رساند. در روزهای جنگ تحمیلی کشورمان با رژیم بعث عراق، زنان در جبهه‌ها و پشت جبهه‌ها به نماد مقاومت و مدیریت اجتماعی تبدیل شدند. آنها در جبهه‌ها وظیفه درمان و پرستاری را به دوش کشیدند و در پشت جبهه‌ها در گروه‌های مردمی و داوطلبی در مساجد به تأمین نیازها و ملزومات جنگ همت گماشتند. در روزهای پس از جنگ نیز با گسترش نهادهای مدنی و آموزشی، حضور زنان در عرصه‌های مدیریتی و فرهنگی پررنگ‌تر شد. این حضور زنان در تهاجم دشمن صهیونی-آمریکایی در جنگ 12 روزه و جنگ تحمیلی رمضان ابعاد والاتری به خود گرفت. زنان که همواره در تحولات اجتماعی کشور نقشی برجسته داشته‌اند در روزهای خون و آتش نقشی برجسته‌تر را بر دوش گرفتند.
آنها با تأکید بر مسئولیت اجتماعی و دینی خود، در مواجهه با چالش‌هاحضوری فعال در بزنگاه‌های اجتماعی داشته‌اند. مهم‌ترین کارکرد این حضور این بود که زنان در جنگ رمضان از قالب زنان قربانیان جنگ خارج شده‌اند. آنها با رجزخوانی در وسط میادین یا بعد از شهادت همسر و فرزندان خود به نماد مقاومت، صبر، شکوه و جلال تبدیل شده‌اند. زنان امروز ایران در میادین، زینب‌وار پرچم رسالتی سترگ را برافراشته‌اند؛ پرچمی که منادی اصلی حق و عدالت است. زنان در میدان این باور را به عینیت رسانده‌اند که هیچ عشقی بدون حضور زن معنا پیدا نمی‌کند. آنها این باور را که تاریخ تمدن بشری مدیون نقش‌آفرینی زنان است معنا بخشیده‌اند و بر این نکته تأکید می‌کنند که اگر زنان از صحنه زندگی حذف شوند، نه‌تنها ادبیات و هنر بلکه تمام ارزش‌های انسانی صدمه می‌بینند. زنان در نقش مادران این مرزوبوم، به‌عنوان معلمان نسل آینده، مسئولیتی خطیر هم برعهده دارند. نمی‌توانیم از نقش محوری آنها در تربیت نسل آینده چشم‌پوشی کنیم. زنان امروز تنها به‌عنوان افرادی حاضر در فضای عمومی دیده نمی‌شوند، بلکه به نوعی حامل تجربه‌های خانواده در عرصه اجتماعی نیز هستند. آنها با خود نوعی فرهنگ ارتباطی، روحیه مراقبت و حساسیت نسبت به روابط انسانی را وارد فضاهای اجتماعی می‌کنند؛ موضوعی که می‌تواند در تقویت اعتماد اجتماعی، کاهش فاصله‌های میان افراد و افزایش همدلی در جامعه نقش داشته باشد. بنابراین در این مقطع حساسی که کشورمان در آن قرار گرفته است، نقش محوری زنان می‌تواند به مهم‌ترین عامل حفظ وحدت ملی و تقویت همدلی در جامعه منجر شود.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و بیست و سه
 - شماره نه هزار و بیست و سه - ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵