موتور چندوجهی بازدارندگی؛ از توان دفاعی تا سرمایه اجتماعی
امیررضا واعظ آشتیانی
عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی
در ادبیات راهبردی، «بازدارندگی» مفهومی چندوجهی است که نمیتوان آن را صرفاً به حوزه نظامی تقلیل داد. هرچند توان دفاعی یکی از مهمترین ارکان قدرت ملی محسوب میشود و بهطور طبیعی ظرفیت چانهزنی کشورها را در عرصه بینالمللی افزایش میدهد، اما تجربههای تاریخی و واقعیتهای جاری نشان میدهد که بازدارندگی، حاصل برهمکنش مجموعهای از عوامل در حوزههای مختلف است.
در این میان، آنچه اهمیت دارد، نگاه جامع به مؤلفههای بازدارندگی است. بازدارندگی تنها در تجهیزات نظامی یا توان رزمی خلاصه نمیشود، بلکه ابعاد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و بهویژه انسجام ملی را نیز دربرمیگیرد. هر یک از این حوزهها همانند اجزای یک موتور محرک عمل میکنند؛ موتوری که حرکت کشور را به سمت ثبات و پیشرفت تضمین میکند. اختلال در هر یک از این اجزا، میتواند نقش یک عامل بازدارنده منفی یا حتی «ترمز» را ایفا کند و کارآمدی کل سیستم را تحتتأثیر قرار دهد.
واقعیت این است که هیچ کشوری در جهان از بازدارندگی کامل و بینقص در تمامی حوزهها برخوردار نیست. حتی قدرتهای بزرگ نیز با چالشهای اقتصادی، اجتماعی یا سیاسی دستوپنجه نرم میکنند.
از این رو، بازدارندگی مفهومی نسبی است و آنچه اهمیت دارد، حفظ پویایی و حرکت رو به جلو در این «موتور چندبخشی» است. در این چهارچوب، نقش اقتصاد بهعنوان یکی از ارکان کلیدی بازدارندگی، بیش از پیش برجسته میشود. کشوری که از توان دفاعی برخوردار است اما در حوزه اقتصادی با ضعف مواجه است، نمیتواند بهطور کامل از ظرفیتهای قدرت خود بهرهبرداری کند. در مقابل، کشورهایی نیز وجود دارند که با وجود برخورداری از ثروت، به دلیل فقدان استقلال و توان دفاعی، همچنان وابسته باقی ماندهاند و نتوانستهاند به قدرتی واقعی تبدیل شوند. ایران از منظر منابع انسانی، ظرفیتهای علمی، منابع طبیعی و موقعیت ژئوپلتیکی، کشوری برخوردار است. قرار گرفتن در یکی از مهمترین شاهراههای ارتباطی جهان، مزیتی است که در صورت بهرهبرداری صحیح، میتواند به تقویت قدرت ملی منجر شود. با این حال، تحقق این ظرفیتها در گرو بهبود زیرساختهای اقتصادی، کنترل تورم، افزایش کارآمدی و پاسخگویی به مطالبات مردم است. تجربه نشان داده است که دشمنان، همواره تلاش کردهاند از نقاط ضعف اقتصادی برای اعمال فشار و ایجاد نارضایتی اجتماعی بهره بگیرند. در کنار این مؤلفهها، انسجام ملی بهعنوان یکی از تعیینکنندهترین عوامل بازدارندگی، نقشی بیبدیل ایفا میکند. تجربه جنگ تحمیلی اخیر نشان داد که وحدت، همدلی و همراهی مردم، میتواند محاسبات دشمن را بهطور کامل برهم بزند. حضور اقشار مختلف با سلایق گوناگون در حمایت از کشور، بیانگر عمق سرمایه اجتماعی و تعلق خاطر ملی است؛ سرمایهای که در بسیاری از کشورها بهسادگی قابل مشاهده نیست. این انسجام، نهتنها پشتوانهای برای قدرت دفاعی است، بلکه بهعنوان یک عامل بازدارنده مستقل میتواند برنامهریزیهای بلندمدت دشمنان را خنثی کند. به بیان دیگر، هرچه شکاف میان مردم و حاکمیت کمتر و سطح رضایت عمومی بیشتر باشد، هزینههای مداخله و فشار خارجی افزایش خواهد یافت. بنابراین بازدارندگی مؤثر حاصل ترکیب هوشمندانه توان دفاعی، قدرت اقتصادی و انسجام اجتماعی است. هرگونه غفلت از این ابعاد میتواند تعادل راهبردی کشور را برهم بزند. از این رو، ضروری است سیاستگذاران با تکیه بر ظرفیتهای داخلی، بهویژه سرمایه اجتماعی، در جهت ارتقای کارآمدی اقتصادی و تقویت همبستگی ملی گام بردارند. تنها در این صورت است که میتوان به تحقق امنیت پایدار همراه با صلابت و پیشرفت امیدوار بود.

