همراهی کارشناسان سیاسی و حزبی با رویکرد رئیسجمهوری به مذاکره عزتمندانه
دیپلماسی و مذاکره مکمل میدان است
یک روز بعد از آنکه پاسخ ایران به متن پیشنهادی آمریکا درباره مذاکرات توقف جنگ از طریق پاکستان به آمریکا ارسال شد، رئیسجمهوری هم یک بار دیگر تأکید کرد که مذاکره احتمالی ایران با طرف آمریکایی با حفظ چهارچوبها و اصول ترسیم شده در نظام و از موضع عزت و اقتدار خواهد بود. مسعود پزشکیان دیروز گزینههای پیش روی کشور در شرایط فعلی را مذاکره با حفظ اقتدار برای احقاق حقوق مردم، ادامه جنگ و وضعیت نه صلح و نه جنگ بر شمرد. او البته ترجیح عقلانی و منطقی را انتخاب گزینه مذاکره با عزت و اقتدار و حفظ منافع ملی برشمرد و اساساً دیپلماسی را ابزاری برای تثبیت دستاوردها و پیروزیهای میدانی نیروهای مسلح کشور خواند. با این حال رئیسجمهوری بیاعتمادی به آمریکا بر اساس تجارب گذشته را یادآوری و تصریح کرد که مذاکره را از موضع عزت، حکمت و مصلحت و با در نظر گرفتن دغدغههای رهبر انقلاب اسلامی ممکن میداند. در همین باره نظر برخی فعالان سیاسی، حزبی و دیپلماتهای پیشین را جویا شدهایم که عموماً با رویکرد اعلامی رئیسجمهوری همراهی نشان دادند. به گفته آنان میز مذاکره با حفظ چهارچوبهای مورد پذیرش جمهوری اسلامی، فرصتی را برای تثبیت دستاوردهای نظامی مهیا میکند. به گفته این کارشناسان، دیپلماسی و میدان، دو راهبرد جدای از هم نیستند بلکه راهبردهایی مکمل همدیگر هستند که به اقتضای شرایط و تأمین منافع ملی باید از هر دو استفاده کرد.
ایرانیان مذاکره میکنند اما زانو نمیزنند
رامین میهمانپرست
سخنگوی پیشین وزارت امور خارجه
جنگ غیرقانونی و ناعادلانهای که آمریکاییها به کمک اسرائیل علیه ایران آغاز کردند، در حالی رخ داد که مذاکراتی برای رفع سوءتفاهمها و مدیریت تنشها در جریان بود. این اقدام نشان میدهد که تصور آمریکا و اسرائیل از ایران، کشوری ضعیف و تحت فشار است که باید تسلیم مطلق شود. این تصور کاملاً اشتباه بود و دشمنان را به مسیر غلط کشاند. با وجود این، ایران متحمل خسارتهایی شد. مهمترین آسیب، ترور رهبر انقلاب، از دست دادن نیروهای انسانی و مسئولان نظامی و سیاسی کشور بود که جبران برخی از آنها تقریباً غیرممکن است. اما دشمنان متوجه نبودند که ملت ایران با تاریخ و تمدن چند هزار ساله، هرگز با ترور شخصیتها و تهدید زانو نمیزند؛ بلکه مقاومت و وحدت ملی مردم افزایش مییابد. درواقع ملت ایران دو ویژگی منحصر به فرد دارد که همیشه در سختیها خود را نشان داده است: یکی غرور ملی بالا است؛ ایرانیان با تکیه بر تاریخ و تمدن کهن، هرگونه تحقیر و تجاوز را با مقاومت متحدانه پاسخ میدهند. اختلاف نظرهای داخلی نمیتواند مانع دفاع مردم از کشور شود. دوم صفات انسانی و عاطفی؛ ملت ایران در طول تاریخ همواره با دیگران با مهربانی و انساندوستی رفتار کرده است. نمونه روشن آن پذیرش بیش از ۱۱۰ هزار آواره لهستانی در دوران جنگ جهانی دوم بود، حتی در شرایط قحطی و بیماری، بدون توجه به دین و مذهب، که هنوز نسلهایی از لهستانیها ایران را ناجی خود میدانند. با این حال آمریکاییها و اسرائیل بر این تصور بودند که فشار اقتصادی و سالها تحریم باعث خواهد شد مردم ایران بهزودی همراه دشمنان شوند و نظام را تضعیف کنند. آنها همچنین فکر میکردند که ایران از نظر نظامی و فناوری در برابر بزرگترین ارتشهای دنیا تاب مقاومت ندارد. اما تجربه ۳۹ روز نبرد نشان داد که ملت ایران و رزمندگان با تمام توان ایستادگی کردند و نقشه دشمنان ناکام ماند. البته نباید فراموش کرد که ایران همیشه به دیپلماسی و گفتوگو پایبند بوده، اما دیپلماسی تنها زمانی مؤثر است که طرف مقابل به قوانین بینالملل پایبند باشد. تجربه نشان داده است که آمریکا در دورههای اخیر، بویژه در دوران ریاست جمهوری ترامپ، تعهدات بینالمللی و حقوق سایر کشورها را رعایت نکرده و منافع جهانی را نادیده گرفته است. این رویکرد باعث شد مذاکرات پیشین به نتیجه نرسد و ایران مجبور شود بر قدرت دفاعی و مقاومت خود تکیه کند. بنابراین در شرایط فعلی، خواستههای ایران روشن و منطقی است: توقف جنگ غیرقانونی و رفع محاصره دریایی و اقتصادی، احترام به حقوق ملت ایران و تضمین استمرار فعالیتهای صلحآمیز هستهای و دفاعی کشور و در نهایت مذاکره واقعی بر پایه عدالت، احترام متقابل و نه تحمیل خواستههای یکطرفه.
شواهد نشان میدهد که مقاومت مردم، رزمندگان و مدیریت مسئولان، آمریکا و متحدانش را تحت فشار قرار داده است. انعطاف آنها در مذاکرات، تنها راه پیشروی منطقی خواهد بود. ایران همواره آماده حل مسأله بر اساس منافع ملی و واقعبینی است و عبور موفق از این مرحله، کشور را قویتر و متحدتر از گذشته خواهد کرد. بنابراین تجربه تاریخی و مقاومت معاصر ملت ایران نشان میدهد که هیچ تهدید خارجی و هیچ فشار اقتصادی نمیتواند اراده ملی را بشکند. ایران امروز با قدرت دفاع از سرزمین و ملت خود، در میدان و دیپلماسی حاضر است و جهان شاهد شکوفایی یک قدرت نوین و مستقل خواهد بود.
میدان و دیپلماسی؛ دو جبهه، یک راهبرد
اسماعیل گرامی مقدم
قائم مقام حزب اعتماد ملی
تحولات اخیر بار دیگر نشان داد که «میدان» و «مذاکره» دو مسیر جداگانه نیستند، بلکه امتداد یک راهبرد واحد محسوب میشوند. در واقع، آنچه در میدان مقاومت به دست میآید، باید در میز مذاکره تثبیت و تبدیل به دستاورد سیاسی شود. واقعیت این است که جمهوری اسلامی ایران در برابر فشار و تهدید قدرتهایی ایستاد که سالها خود را بیرقیب معرفی میکردند. آمریکا و متحدانش با تکیه بر قدرت نظامی و سیاست فشار، تصور میکردند میتوانند اراده خود را بر ایران تحمیل کنند، اما نتیجه معکوس شد. مقاومت ایران نهتنها معادلات آنان را برهم زد، بلکه نشان داد راهبرد تهدید و جنگ نمیتواند ملت ایران را وادار به عقبنشینی کند. بر همین اساس، ضروری است از دستاوردهای میدان که بهوسیله رزمندگان، سپاه و ارتش به دست آمده، صیانت و حفاظت شود. دفاع هوشمندانه از این دستاوردها اهمیت ویژهای دارد. درواقع اکنون مهمترین مسأله، صیانت از دستاوردهای این مقاومت است. طبیعی است که هر مذاکرهای باید بر پایه واقعیات جدید شکل بگیرد؛ واقعیاتی که در آن ایران توانسته هزینههای سنگینی به راهبرد فشار وارد کند. از همین رو، بازگشت به همان الگوهای پیش از جنگ و دادن امتیاز بدون در نظر گرفتن تغییر موازنهها، اقدامی غیرعقلانی خواهد بود. تیم مذاکرهکننده وظیفه دارد با استفاده از ظرفیت دیپلماسی، خطوط قرمز و حقوق ملت ایران را حفظ کند. تجربه نشان داده است که طرف مقابل، گزینه نظامی و تهدید را آزموده و به نتیجه مطلوب نرسیده است. بنابراین امروز شرایط بهگونهای است که طرف مقابل باید برای رسیدن به تفاهم، حقوق و مطالبات ایران را بپذیرد، نه اینکه انتظار امتیازدهی یکطرفه داشته باشد. بنابراین دیپلماسی زمانی موفق خواهد بود که پشتوانه قدرت ملی و دستاوردهای میدان را با خود همراه داشته باشد؛ چراکه مذاکره بدون اقتدار، به نتیجه پایدار منتهی نخواهد شد.
گفتوگو و تعامل در کنار حفظ اقتدار ملی
غلامرضا مصباحی مقدم
عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز
در شرایط سخت و ناملایماتی که کشور با آن روبهروست، بیش از هر چیز وحدت و همراهی میان مردم، نیروهای مسلح و مسئولان اهمیت دارد. بدون تردید، همه بخشهای جامعه اعم از نیروهای مسلح، دولتمردان و عموم مردم باید در کنار یکدیگر باشند و از هم حمایت کنند. این همدلی و پشتیبانی متقابل میتواند کشور را در عبور از بحرانها و کاهش فشارهای موجود یاری کند.
خوشبختانه در این شرایط، مردم حضور خود را در صحنه نشان دادهاند و با حضور در اجتماع و حمایت از کشور، نقش مهمی در حفظ آرامش و انسجام ملی ایفا کردهاند. این حضور و همراهی، شایسته قدردانی و سپاسگزاری است و نشان میدهد که سرمایه اجتماعی و روحیه همبستگی همچنان در جامعه زنده است. در کنار این همراهی مردمی، نقش دولت نیز بسیار مهم و تعیینکننده است. دولت باید در چنین شرایط حساسی با مردم همراه باشد و برای کاهش نگرانیهای اقتصادی و معیشتی آنان تلاش کند. ساماندهی وضعیت اقتصادی، کنترل مشکلات معیشتی و ایجاد آرامش روانی در جامعه از مهمترین وظایفی است که میتواند اعتماد و امید مردم را تقویت کند.
از سوی دیگر، توجه به مسیر دیپلماسی نیز اهمیت زیادی دارد. بهرهگیری از گفتوگو و تعامل در کنار حفظ اقتدار ملی میتواند به کاهش تنشها و مدیریت بهتر شرایط کمک کند. زیرا در نهایت، آنچه کشور را از این شرایط دشوار عبور خواهد داد، اتحاد، همدلی و همکاری همه بخشهای جامعه در کنار یکدیگر است. مسیری که با حضور مردم، حمایت نیروهای مسلح و تدبیر مسئولان میتواند آیندهای آرامتر و باثباتتر را رقم بزند.
ترکیب اقتدار میدانی، انسجام داخلی و دیپلماسی فعال
محمدرضا محسنی ثانی
عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی
بررسی تحولات مربوط به جنگ اخیر و آنچه در بیش از یک ماهی که از آتشبس اتفاق افتاده از وضعیت پیچیدهای حکایت دارد که نمیتوان آن را صرفاً در قالب انتخاب میان دو گانه «جنگ» یا «صلح» تبیین کرد. بویژه آنکه تجربه سالهای گذشته، بویژه روند مذاکرات هستهای و همچنین تحولات میدانی اخیر، این واقعیت را آشکار کرده که دولت آمریکا بیش از آنکه به منطق تفاهم پایبند باشد، از ابزار فشار و قدرت برای پیشبرد اهداف خود استفاده کرده است.
در چنین شرایطی، طبیعی است که هرگونه مسیر دیپلماتیک بدون پشتوانه قدرت ملی و اقتدار میدانی، با دشواریهای جدی مواجه شود. آنچه امروز نیروهای مسلح ایران در عرصه میدانی به دست آوردهاند، سرمایهای برای امنیت ملی و تثبیت موقعیت منطقهای کشور است و نمیتوان نسبت به آن بیتفاوت بود. از همین منظر، تأکید رئیسجمهوری بر ضرورت تبدیل دستاوردهای میدان به دستاوردهای دیپلماتیک، رویکردی قابل فهم و در چهارچوب عقلانیت سیاسی است.با این حال، واقعیت این است که تجربه مذاکرات گذشته، از برجام تا تحولات اخیر، برای بخشی از نخبگان و افکار عمومی این پرسش را ایجاد کرده که آیا طرف مقابل اساساً ارادهای واقعی برای حلوفصل اختلافات از مسیر گفتوگو دارد یا خیر. وقتی در میانه روندهای دیپلماتیک نیز فشارها و تنشها ادامه پیدا میکند، طبیعی است که نگاه خوشبینانه به مذاکره با احتیاط بیشتری همراه شود.
بر همین اساس، به نظر میرسد راهبرد مؤثر برای ایران نه اتکای صرف به جنگ و نه امید بستن یکجانبه به مذاکره، بلکه حفظ و تقویت مؤلفههای قدرت ملی در کنار استفاده هوشمندانه از ظرفیت دیپلماسی است. دیپلماسی زمانی میتواند به تثبیت حقوق و منافع ایران منجر شود که طرف مقابل هزینه نادیده گرفتن این حقوق را درک کند.
در واقع، آنچه میتواند شرایط فعلی را به نفع امنیت ملی ایران تغییر دهد، ترکیبی از اقتدار میدانی، انسجام داخلی و دیپلماسی فعال است؛ دیپلماسیای که از موضع ضعف نباشد و بتواند دستاوردهای میدانی را به تضمینهای سیاسی و امنیتی پایدار تبدیل کند. در چنین چهارچوبی، مذاکره نه نشانه عقبنشینی، بلکه ابزاری برای تثبیت اقتدار و جلوگیری از فرسایشی شدن بحران خواهد بود.
دست بالای ایران در پای میز مذاکره
علی باقری
دبیرکل حزب عهد ایران
تجربه جنگهای معاصر نشان میدهد که دیگر هیچ جنگی با پیروزی یا شکست مطلق به پایان نمیرسد. برخلاف دوران تاریخی و جنگهای کلاسیک، امروز سرنوشت منازعات پس از مدتی در میدان نبرد، در پای میز مذاکره تعیین میشود. کشورگشایی و فتح مطلق دیگر جایگاهی در جهان معاصر ندارد و دستاوردهای هر طرف در میدان جنگ، مبنای اصلی مذاکرات آینده است. جنگ اخیر ما با آمریکا و اسرائیل نیز از این قاعده مستثنی نیست. این نبرد ۳۹ روز به طول انجامید و پس از آن، آتشبسی شکننده برقرار شد. فارغ از ادعاهای رسانهای، واقعیت آن است که هر طرف دستاوردهایی برای خود کسب کرده است و مسیر مذاکرات آینده بر اساس وزن این دستاوردها شکل خواهد گرفت. ایران در این میدان، با تلاش و مجاهدت رزمندگان، تاکتیکهای عملیاتی دقیق، پشتوانه نظامی فراهم شده طی سالیان گذشته و قهرمانیهای تاریخی ملت، دست برتر را دارد. این یعنی نشست پای میز مذاکره در این مقطع، نه تنها عقلانی است، بلکه فرصتی واقعی برای پیشبرد منافع ملی فراهم میآورد. با این حال، موفقیت در مذاکرات نیازمند واقعبینی و رعایت دو نکته کلیدی است؛ اول، نادیده گرفتن دستاوردهای میدانی و توافق با وادادگی، که کمتر از توان و کارتهای جمعآوری شده در جنگ باشد، زیانبار است. دوم، فراتر رفتن از داشتهها و اهداف غیرواقعبینانه، که میتواند منجر به ادامه منازعه و حتی از دست دادن دستاوردها شود. راه درست، تکیه بر دستاوردهای واقعی، حفظ کارتهای برتر و توجه به حقوق ملت است. این رویکرد میتواند مذاکرات را به سمت صلح پایدار و ثبات ملی هدایت کند. ادامه وضعیت «نه جنگ، نه صلح» مانع توسعه و تثبیت شرایط میشود. با توجه به دست پر ایران در این مقطع، کشور قادر است با حفظ منافع ملی و بهرهگیری از مزیتهای میدانی، دشمنان خود را پای میز مذاکره متقاعد کند و حقوق ملت را بهطور واقعی احقاق نماید. واقعبینی، هوشیاری و تکیه بر توان و دستاوردهای ملی، کلید موفقیت ایران در این مرحله حساس خواهد بود.

