سینمای ایران و بازنمایی رسانه‌ای جنگ رمضان

روایتگری از روایت‌های جنگ

رضا صائمی
دبیر فرهنگی

جنگ تحمیلی سوم یا «جنگ رمضان» فارغ از سویه‌های سیاسی- نظامی خود، از منظر جامعه شناختی جنگ دست‌کم واجد دو ویژگی عمده بود؛ جنگ شهری و جدال رسانه‌ای. شاید همین دو ویژگی است که آن را از ساختار و مدل جنگ هشت ساله تحمیلی متمایز می‌کند و همین تمایز ایجاب می‌کند تا سینمای ایران که به واسطه جنگ هشت ساله، شاهد تولد ژانر دفاع مقدس بوده حالا با تصاویر، تفاسیر و روایت‌های تازه‌ای در این ژانر بر اساس تجربه جنگ اخیر دست بزند. قطعاً فیلم‌هایی که بعد از این در سینمای جنگ یا ژانر دفاع مقدس تولید خواهد شد نمی‌تواند به دو سویه شهری و رسانه‌ای بودن آن بی‌توجه باشد.
واقعیت این است که هر فیلمی درباره جنگ، روایت سینما از این رخداد است و فیلم‌هایی که درباره هشت سال دفاع مقدس ساخته شده هر کدام روایتی سینمایی از این پدیده بود، اما شاید یکی از خلأهایی که همیشه در این ژانر وجود داشت کمرنگ بودن نقش رسانه‌ها در جنگ بود، از روایت جنگ گرفته تا مقاومت و مبارزه با دشمن متخاصم. شاید یکی از مهم‌ترین فیلم‌هایی که در یک دهه اخیر در ارتباط با نقش رسانه و اهالی رسانه در جنگ ساخته شد فیلم «آبادان یازده 60» به کارگردانی مهرداد خوشبخت بود که مجاهدت گروهی از کارکنان رادیو نفت آبادان برای حفظ رادیو و مخابره اخبار به منظور مقاومت مردم در برابر نیروهای عراقی را به تصویر کشید و روایت کرد. واقعیت این است که ما تا به امروز در ارتباط با سینمای جنگ، یا خیلی حرف‌های تکراری زده‌ایم یا خیلی از ناگفته‌ها را بیان نکرده‌ایم. جذابیت فیلم «آبادان یازده 60» به این دلیل بود که از هر دو این موارد رد شده است.
توجه فیلم «آبادان یازده 60» به این موضوع یک توجه فانتزی و خیالی نیست بلکه یک واقعه جنگی- رسانه‌ای را‌ که اتفاق افتاده به تصویر کشیده است. اهمیت این سوژه در این است که خیلی‌ها نمی‌دانستند رادیو نفت آبادان در استقامت مردم خرمشهر نقش مهمی داشته و صدای مردم ایران بوده است. در این فیلم این اتفاق مهم برجسته شده است که از لحاظ تاریخ‌نگاری جنگ هم ارزشمند است.
«آبادان یازده 60» همچنین از موقعیت و ویژگی‌های شغل خبرنگاری به‌عنوان یک بستر دراماتیک استفاده کرده است. حدود ۹۰ درصد لوکیشن قصه در فضای رادیو اتفاق می‌افتد و ارتباط کمتری با فضای بیرون دارد و خیلی خوب توانسته در آن فضای بسته قصه را روایت کند و ریتم مناسبی با قصه‌ای که روایت می‌کند داشته باشد. حالا با توجه به وقوع دو جنگ دوازده روزه و جنگ رمضان که نقش رسانه‌ها در آن بسیار پررنگ‌تر و برجسته‌تر از جنگ هشت ساله بوده، به طوری که برخی صاحب نظران آن را جنگ روایت‌ها هم نام نهاده‌اند، سینمای ایران از ظرفیت و سوژه و امکان بیشتری برای بازنمایی نقش رسانه‌ها در جنگ برخوردار است. این ظرفیت نه فقط در سینمای داستانی و ساخت فیلم‌هایی درباره دو جنگ اخیر وجود دارد که در سینمای مستند هم می‌توان رد این آثار را پی گرفت و چه بسا در سینمای مستند بهتر بتوان به روایت «روایتگری در جنگ» و اهمیت آن پرداخت. اگر مجموعه تاریخی و ماندگار «روایت فتح» اثر شهید آوینی به میراث تصویری و مستند در روایتگری جنگ هشت ساله تبدیل شده، حالا این ظرفیت و امکان برای روایت جنگ‌های تحمیلی اخیر فراهم است تا شاهد تولید روایت فتح‌های جدید باشیم.