تشدید جنگ سرد اقتصادی آمریکا و چین در آستانه ملاقات ترامپ-شی

از تایوان تا زنجیره تأمین

 اگر همه‌چیز طبق برنامه پیش برود دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، روز  14 مه  برای یک نشست بسیار مهم با شی جین‌پینگ، رهبر چین، وارد پکن خواهد شد. این سفر اولین حضور رئیس‌جمهوری آمریکا در چین طی نزدیک به یک دهه گذشته خواهد بود. آخرین سفر نیز مربوط به خود ترامپ در دوره اول ریاست‌جمهوری‌اش در سال ۲۰۱۷ بود.
در آن زمان، پکن سنگ‌تمام گذاشت. در سفر سه‌روزه، ترامپ و همسرش ملانیا از کاخ ممنوعه که قرن‌ها محل اقامت امپراطوران چین بود، بازدید کردند و در یک اجرای سنتی اپرای پکن شرکت کردند. چین آن را «سفر رسمی ویژه» توصیف کرده بود. اما در این فاصله ۹ ساله، جنگ تجاری، همه‌گیری جهانی کرونا، تشدید نگرانی‌های واشنگتن درباره فعالیت‌های نظامی چین و سپس یک جنگ تجاری دیگر رخ داده است.
به گزارش گاردین، اکنون در حالی که رئیس‌جمهوری آمریکا آماده سفر به بزرگ‌ترین رقیب کشورش در صحنه جهانی می‌شود، فضا تغییر کرده است. سفر ترامپ به دلیل درگیری او در جنگ علیه ایران به تعویق افتاده است. در همین رابطه سوزان مالونی، معاون و مدیر سیاست خارجی اندیشکده بروکینگز در واشنگتن، به خبرنگاران گفته است: «این تصور که رئیس‌جمهوری آمریکا در چنین مقطعی که به‌تازگی یک شکست استراتژیک سنگین را تجربه کرده، در نشستی با اصلی‌ترین رقیبش شرکت می‌کند، لحظه‌ای بسیار قابل توجه خواهد بود.»
فضای بصری و نمادین این نشست نیز به‌دقت زیر نظر خواهد بود. ترامپ که در دوره دوم ریاست‌جمهوری‌اش کمتر از گذشته نسبت به چین تهاجمی بوده به نمایش‌های تشریفاتی دیپلماتیک علاقه دارد و معمولاً از «دوستی شخصی» و «اعتماد» خود به شی جین‌پینگ صحبت می‌کند، در حالی که نسبت به متحدان سنتی آمریکا لحن تندتری دارد. شی نیز احتمالاً با ترکیبی از تعریف و نمایش قدرت نرم، تلاش خواهد کرد هم ترامپ را تحت تأثیر قرار دهد و هم به‌طور غیرمستقیم ضعف‌های او را برجسته کند.
هر مقدار هم که ترامپ و شی جین‌پینگ در جریان این نشست ۴۸ ساعته تلاش کنند روابطی دوستانه نشان دهند، تنش‌هایی که با جنگ خاورمیانه تشدید شده‌اند همچنان در پس‌زمینه باقی خواهند ماند. ژائو مینگ‌هائو، استاد مطالعات بین‌الملل در دانشگاه فودان، گفته است که میان دو کشور «بی‌اعتمادی متقابل بسیار آشکاری» وجود دارد و دو طرف همچنان اختلافات عمیقی در چندین موضوع دارند؛ از جمله مسائل اقتصادی و تجاری، ایران و تایوان.

موضوعات اصلی
روی میز مذاکرات چیست؟
در این دیدار، دونالد ترامپ و شی جین‌پینگ احتمالاً درباره چند محور گفت‌وگو خواهند کرد. با توجه به اینکه ترامپ به دنبال دستاوردهای ملموس پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر است، گزارش‌ها حاکی از آن است که این دولت از مدیران عامل شرکت‌هایی مانند اپل و اکسون دعوت کرده تا او را در این سفر همراهی کنند. همچنین تأیید شده است که کلی اورتبرگ، رئیس بوئینگ و جین فریزر، مدیر سیتی‌گروپ نیز در این سفر حضور خواهند داشت. در مقابل، چین به دنبال تمدید آتش‌بس تجاری فعلی، حفظ دسترسی به فناوری‌های آمریکایی و توقف یا عقب‌نشینی از محدودیت‌های صادراتی آمریکاست. در عوض، ممکن است پیشنهاد سرمایه‌گذاری‌های قابل توجه در اقتصاد آمریکا را مطرح کند؛ مشابه توافق‌هایی که دولت ترامپ پیش‌تر با کشورهایی مانند ژاپن و کره‌جنوبی امضا کرده است.
به گزارش نیویورک‌تایمز، پکن در حال گفت‌وگوهای طولانی با شرکت بوئینگ برای یک قرارداد بزرگ است. در صورت نهایی شدن این توافق، این اولین سفارش بزرگ چین از بوئینگ از سال ۲۰۱۷ تاکنون خواهد بود و می‌تواند به‌عنوان یک دستاورد تبلیغاتی مهم برای هر دو رهبر محسوب شود. در حوزه کشاورزی نیز موضوع خریدهای بزرگ مطرح است؛ واشنگتن از پکن می‌خواهد سالانه ۲۵ میلیون تن سویا به مدت سه سال خریداری کند و همچنین واردات محصولات آمریکایی مانند مرغ، گوشت گاو، زغال‌سنگ، نفت و گاز طبیعی را افزایش دهد.
محور بعدی مذاکرات، جنگ آمریکا علیه ایران است که به گفته تحلیلگران باعث اهمیت نشست شده و بخش زیادی از توجه ترامپ را به خود معطوف کرده است. این درگیری منجر به بسته شدن تنگه هرمز شده است؛ تنگه‌ای که از آن به‌طور سنتی یک‌پنجم نفت جهان عبور می‌کند. اظهارات متناقض ترامپ از اعلام پایان جنگ تا تهدیدات مجدد به نابودی باعث سردرگمی دیپلماتیک شده است. با این‌حال به چین نیز اعتبار داده شده که در این آتش‌بس نقش داشته باشد. اخیراً اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، از چین خواست «در عرصه دیپلماسی قدم بردارد» که در عمل به معنای درخواست کمک پکن در جنگی است که واشنگتن آغاز کرده در حالی که نماینده تجاری آمریکا، جیمیسون گریر، گفت ترامپ قصد دارد درباره ادامه خرید انرژی چین از ایران نیز با پکن گفت‌وگو کند.
محور بعدی این نشست، تایوان است؛ موضوعی که برای شی جین‌پینگ اهمیتی حیاتی دارد و هیچ مسأله‌ای به اندازه آن در سیاست خارجی چین اولویت ندارد. در همین زمینه، وانگ یی، وزیر خارجه چین، تأکید کرده است که تایوان «بزرگ‌ترین ریسک» در روابط آمریکا و چین محسوب می‌شود. با این حال، رویکرد ترامپ در مقایسه با رؤسای‌جمهوری قبلی آمریکا تا حدی نرم‌تر بوده است. او اخیراً حتی یک بسته تسلیحاتی ۱۱ میلیارد دلاری برای تایوان را متوقف کرده که در پکن به‌ عنوان نشانه‌ای از امکان انعطاف‌پذیری واشنگتن تعبیر می‌شود. همین موضوع باعث شده چین امیدوار باشد بتواند آمریکا را به تغییر تدریجی لحن رسمی خود درباره تایوان وادار کند؛ برای مثال، از عبارت «از استقلال تایوان حمایت نمی‌کند» به موضع صریح‌تر «با استقلال تایوان مخالف است.»
در همین چهارچوب، «میرا رپ-هوپر»، مشاور ارشد کاخ سفید در امور آسیا در دوره جو بایدن، گفته است که هرچند بعید به نظر می‌رسد سیاست رسمی آمریکا درباره تایوان تغییر کند، اما متحدان واشنگتن با دقت بررسی خواهند کرد که آیا ترامپ حتی به‌ صورت غیررسمی، به حاکمیت یا منافع چین بر تایوان اذعان کرده است یا خیر و همچنین اینکه آیا شی جین‌پینگ توانسته او را به تعویق یا تغییر در فروش تسلیحات به تایوان متقاعد کند
یا نه.
به گزارش اندیشکده CSIS، شی جین‌پینگ بار دیگر این نگرانی‌ها را در نشست مطرح خواهد کرد و تلاش می‌کند کاهش فروش تسلیحات به تایوان یا تغییر در ادبیات رسمی واشنگتن را به‌عنوان یک دستاورد سیاسی برای خود ثبت کند. با این حال، حتی اگر در این سفر به نتیجه بزرگی نرسد، پکن احتمالاً به این جمع‌بندی رسیده است که استمرار دیدارهای سطح بالا می‌تواند آمریکا را در اقدامات مرتبط با تایوان محتاط‌تر و کم‌ریسک‌تر کند.

رقابت  بر سر کنترل اقتصاد جهانی آینده
مهم‌ترین تحول در روابط آمریکا و چین در دو سال گذشته شکل‌گیری تدریجی دو نظام اقتصادی موازی است که هرکدام استانداردها، زیرساخت‌ها و قواعد خود را دارند و روزبه‌روز سازگاری میان آنها دشوارتر می‌شود. در این شرایط، دیگر صرفاً منطق بازار تعیین‌کننده نیست؛ بلکه کشوری دست بالا را دارد که بتواند گره‌های کلیدی زنجیره‌های تأمین و شبکه‌های اقتصادی جهان را کنترل کند.
به گزارش نشریه تحلیلی مدرن دیپلماسی، راهبرد آمریکا دقیقاً بر همین مبنا شکل گرفته است. محدودیت‌های صادراتی واشنگتن بر تراشه‌ها و فناوری‌های پیشرفته با هدف جلوگیری از دسترسی چین به زیرساخت‌های فناوری نسل آینده اعمال شده است؛ فناوری‌هایی که هم در اقتصاد و هم در توان نظامی اهمیت حیاتی دارند. هم‌زمان، آمریکا با هدف قرار دادن بخش‌هایی مانند کشتیرانی و لجستیک چین، فشار مالی و مقرراتی خود را به خارج از مرزهایش گسترش داده است. به این ترتیب، دسترسی به بازار آمریکا، نظام مالی مبتنی بر دلار و فناوری غربی بیش از گذشته به همسویی سیاسی و ژئوپلتیک گره خورده است.
در نتیجه، تحولات سال ۲۰۲۵ بیش از آنکه شبیه یک جنگ تجاری سنتی باشند، به «جنگ زنجیره‌های تأمین» شباهت پیدا کرده‌اند. محدودیت چین بر صادرات مواد معدنی کمیاب نشان داد که وابستگی اقتصادی میان دو کشور دوطرفه است و هر دو می‌توانند به دیگری فشار وارد کنند. اکنون رقابت اصلی بر سر کاهش وابستگی شکل گرفته است: چین تلاش می‌کند وابستگی خود به تراشه‌ها و نرم‌افزارهای غربی را کم کند و در مقابل، آمریکا می‌خواهد اتکای خود به توان صنعتی و فرآوری مواد معدنی کمیاب چین را کاهش دهد.
با این حال، نوع آسیب‌پذیری دو کشور یکسان نیست. وابستگی آمریکا به چین گسترده اما پراکنده است، در حالی که وابستگی چین به آمریکا محدودتر اما در بخش‌های بسیار حساس فناوری متمرکز شده است. همین وضعیت نوعی تعادل شکننده ایجاد کرده که می‌توان آن را «تخریب اقتصادی متقابل» نامید؛ یعنی هر دو طرف توان وارد کردن هزینه‌های سنگین اقتصادی به یکدیگر را دارند.
در این میان، چین دیگر فقط به اقدامات تلافی‌جویانه بسنده نمی‌کند، بلکه به‌ دنبال ساختن یک نظام اقتصادی و فناورانه جایگزین است. پکن قوانین جدیدی برای مقابله با تحریم‌ها تصویب کرده که به شرکت‌های چینی اجازه می‌دهد در برابر محدودیت‌های خارجی واکنش نشان دهند. اهمیت این اقدامات فقط حقوقی نیست؛ بلکه نشان می‌دهد چین می‌خواهد به‌ تدریج فضایی اقتصادی و مقرراتی ایجاد کند که کمتر تحت نفوذ و کنترل آمریکا باشد.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و بیست و دو
 - شماره نه هزار و بیست و دو - ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵