تحلیلی از ورود الگوریتم به متن، اجرا و رابطه با تماشاگر

تئاتر در مواجهه با هوش مصنوعی

حامد قریب
گروه فرهنگی

ورود هوش مصنوعی به تئاتر از مرحله کنجکاوی گذشته است. بحث دیگر فقط بر سر این نیست که ChatGPT می‌تواند چند دیالوگ بنویسد یا نه. مسأله جدی‌تر شده است. ماشین وارد فرآیند تولید شده، در شکل‌گیری ایده دخالت می‌کند، متن پیشنهاد می‌دهد، تصویر می‌سازد، صدا تولید می‌کند و در بعضی اجراها، به بخشی از خود صحنه تبدیل می‌شود. برای هنری که همیشه بر حضور زنده، بدن بازیگر و ارتباط مستقیم با تماشاگر بنا شده، این اتفاق فقط یک ابزار تازه نیست، بلکه چالشی ساختاری است.
البته تئاتر در طول تاریخ با فناوری بیگانه نبوده است. نور الکتریکی، میکروفن، ویدیو، پروجکشن، صحنه‌گردان‌های پیچیده، هرکدام زمانی وارد اجرا شدند و زبان صحنه را تغییر دادند. با این حال، هوش مصنوعی موقعیت متفاوتی دارد. فناوری‌های قبلی بیشتر ابزار اجرا بودند؛ AI به محدوده ایده، متن و تصمیم خلاقه نزدیک شده است. همین نزدیکی، حساسیت بحث را بالا می‌برد. وقتی یک مدل زبانی در طرح اولیه نمایشنامه نقش دارد، پرسش از مالکیت اثر، سهم نویسنده، جایگاه دراماتورژ و حدود خلاقیت انسانی جدی می‌شود.
چند سالی است که گروه‌های نمایشی، مراکز دانشگاهی و کمپانی‌های تئاتری درگیر آزمون این موقعیت تازه‌اند. یکی از نمونه‌های شناخته‌ شده، پروژه چکی THEaiTRE است. این پروژه در صدمین سال نمایشنامه R.U.R. کارل چاپک شکل گرفت؛ همان متنی که واژه «روبات» را وارد فرهنگ مدرن کرد. هدف پروژه روشن بود: بررسی اینکه آیا هوش مصنوعی می‌تواند نمایشنامه بنویسد. نتیجه، اجرای AI: When a Robot Writes a Play بود؛ نمایشی که در سال ۲۰۲۱ در پراگ به شکل آنلاین اجرا و به‌عنوان یکی از اولین نمایشنامه‌های نوشته‌ شده با کمک هوش مصنوعی معرفی شد.
اما حتی در همین نمونه هم انسان از فرآیند حذف نشده بود. دراماتورژها و اعضای گروه، ورودی‌ها را طراحی می‌کردند، خروجی‌های ماشین را می‌خواندند، انتخاب می‌کردند، کنار می‌گذاشتند و متن را به شکل قابل اجرا نزدیک می‌کردند. این نکته تعیین‌کننده است. عنوان «نمایشنامه نوشته‌شده توسط روبات» برای رسانه‌ها جذاب است، اما واقعیت تولید پیچیده‌تر از این عنوان است. ماشین متن تولید می‌کند، اما تشخیص اینکه کدام جمله روی صحنه کار می‌کند، هنوز به انسان وابسته است.
تجــــربـــــــه دیگــــــــری در دانشــــــــــگاه
Wollongong استرالیا با نمایش
Ten Strangers in a Room انجام شد. متن این اجرا با کمک ChatGPT شکل گرفت و سپس دانشجویان بازیگری آن را تمرین و اجرا کردند. گزارش‌های منتشرشده از این پروژه نشان داد که خروجی AI به‌تنهایی برای صحنه کافی نبود. متن نیاز به بازنویسی، تنظیم ریتم، حذف بخش‌های اضافی و تمرین انسانی داشت. این تجربه یک نکته ساده اما تعیین‌کننده را یادآوری کرد: تولید متن با تولید تئاتر یکی نیست. نمایشنامه فقط مجموعه‌ای از دیالوگ‌ها نیست؛ باید در بدن بازیگر، در زمان اجرا و در مواجهه با تماشاگر معنا پیدا کند.
نمونه مهم دیگر، تجربه کمپانی سلطنتی شکسپیر در اجرای The Tempest است. در این اجرا، شخصیت آریل با کمک فناوری پرفورمنس‌کپچر و تصویر دیجیتال روی صحنه ظاهر شد. هرچند این پروژه به معنای دقیق کلمه نمونه‌ای از تئاتر هوش مصنوعی نبود، اما مسیر ورود بدن‌های دیجیتال به صحنه را روشن کرد. از اینجا به بعد، تصور صحنه‌ای که در آن بازیگر انسانی، آواتار دیجیتال، صدای مصنوعی و تصویر زنده در کنار هم قرار می‌گیرند، دیگر دور از ذهن نیست.
پروژه فرانسویMolière Ex Machina نیز از نمونه‌های تازه و بحث‌برانگیز است. ایده پروژه این بود که اگر مولیر پس از سال ۱۶۷۳ زنده می‌ماند، چه نمایشنامه‌ای ممکن بود بنویسد. گروهی از پژوهشگران، متخصصان تئاتر کلاسیک، هنرمندان و فعالان حوزه هوش مصنوعی تلاش کردند با کمک مدل‌های زبانی، متنی به سبک مولیر تولید کنند. نتیجه، نمایش
L’Astrologue ou les Faux Présages بود. اهمیت این پروژه در این است که AI فقط برای تولید چند دیالوگ به کار نرفت؛ به ابزاری برای بازسازی سبک، زبان، فضای تاریخی و منطق کمدی کلاسیک تبدیل شد. با این حال، نقش انسان تعیین‌کننده ماند. متخصصان باید تشخیص می‌دادند که کدام خروجی به جهان مولیر نزدیک است و کدام خروجی فقط تقلیدی سطحی از زبان قدیمی است.
نمونه‌های تعاملی نیز مسیر دیگری را نشان می‌دهند. در برخی اجراها، هوش مصنوعی برای تغییر مسیر روایت بر اساس واکنش یا انتخاب تماشاگر به کار رفته است. در چنین شکل‌هایی، اجرا از حالت روایت ثابت فاصله می‌گیرد و به تجربه‌ای متغیر تبدیل می‌شود. تماشاگر دیگر فقط دریافت‌کننده اثر نیست؛ در شکل‌گیری مسیر آن نقش پیدا می‌کند. این همان نقطه‌ای است که هوش مصنوعی می‌تواند مرز میان تئاتر، بازی، پرفورمنس و تجربه دیجیتال را جابه‌جا کند.
در حوزه موسیقی و اجراهای زنده نیز نمونه‌هایی مثل پروژه‌های مبتنی بر انتخاب موسیقی بر اساس واکنش مخاطب مطرح شده‌اند. در این مدل‌ها، الگوریتم واکنش جمعی را تحلیل می‌کند و اجرا را با آن هماهنگ می‌سازد. چنین تجربه‌هایی هنوز در نسبت با تئاتر کلاسیک در حاشیه قرار دارند، اما برای آینده هنرهای نمایشی اهمیت دارند. چون نشان می‌دهند که AI فقط در مرحله نوشتن متن فعال نیست؛ می‌تواند در لحظه اجرا نیز دخالت کند.
در بخش دسترسی‌پذیری نیز هوش مصنوعی ظرفیت مهمی دارد. ترجمه همزمان، زیرنویس زنده، توصیف صوتی برای نابینایان، تبدیل گفتار به متن و ابزارهایی که به مخاطبان دارای محدودیت شنوایی یا زبانی کمک می‌کنند، می‌توانند دایره مخاطبان تئاتر را گسترش دهند. این بخش شاید کمتر جنجالی باشد، اما از نظر اجتماعی مهم است. تئاتری که بتواند با کمک فناوری برای گروه‌های بیشتری قابل دسترس شود، فقط تجربه‌ای تکنیکی تولید نکرده؛ امکان مشارکت فرهنگی را توسعه داده است.
مجموعه این تجربه‌ها نشان می‌دهد که هوش مصنوعی فعلاً بیش از آنکه جایگزین هنرمند شود، به همکار مسأله‌ساز او تبدیل شده است. این همکاری ساده و بی‌خطر نیست. AI می‌تواند برای نمایشنامه‌نویس، اتاق فکر بی‌وقفه بسازد؛ برای کارگردان، تصویر و ایده صحنه پیشنهاد کند؛ برای دراماتورژ، امکان‌های تفسیری فراهم کند؛ برای گروه اجرایی، ابزار تعامل با تماشاگر بسازد. در عین حال می‌تواند تنبلی فکری، سطحی‌نویسی و توهم نوآوری تولید کند. همین وضعیت، نقطه حساس بحث است.
هر فناوری تازه فقط وقتی به زبان صحنه اضافه می‌شود که ضرورتی دراماتیک داشته باشد. اگر AI به کار بیاید تا پرسشی دقیق‌تر درباره انسان، قدرت، حافظه، تنهایی، بدن یا آینده بسازد، می‌تواند به تجربه‌ای جدی تبدیل شود. اگر فقط برای نمایش به‌روز بودن مصرف شود، عمرش به اندازه همان هیجان اولیه خواهد بود.
نقطه اصلی همچنان روی صحنه است. تئاتر از لحظه انتخاب شروع می‌شود: کدام خروجی ماشین باید حذف شود؟ کدام جمله ارزش اجرا دارد؟ کدام تصویر فقط جلوه‌فروشی است؟ کدام کاربرد AI به جهان اثر مربوط است؟ این تصمیم‌ها را هنوز انسان می‌گیرد. ماشین تولید می‌کند، اما تئاتر با تولید صرف ساخته نمی‌شود. تئاتر به تشخیص نیاز دارد، به خطر، به تمرین، به بدن، به مواجهه.
ورود هوش مصنوعی به تئاتر متوقف نخواهد شد. مسأله این است که هنرمندان تئاتر چگونه آن را به کار می‌گیرند. صحنه جای حقه‌های زودگذر نیست. تماشاگر ممکن است چند دقیقه از دیدن فناوری شگفت‌زده شود، اما در نهایت از اجرا چیزی بیشتر می‌خواهد: ایده، تنش، حضور و ضرورت. AI می‌تواند به این مسیر کمک کند، اما نمی‌تواند جای آن را بگیرد. تئاتر همچنان جایی است که ماشین باید در برابر معیار سختگیرانه‌تری امتحان پس بدهد: آیا چیزی به تجربه زنده انسان اضافه کرده یا فقط آن را شبیه‌سازی کرده است؟

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و بیست و دو
 - شماره نه هزار و بیست و دو - ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵