به شیرینی قصه

اسماعیل امینی
استاد دانشگاه و پژوهشگر ادبیات

«محـمدعلی علومی» مــــــانــــنـــد هــمــه انسان‌های هوشمند، جست‌وجوگر بود. می‌خـواند و می‌خواند و می‌نوشت ولی خیلـــی کـم‌حـرف می‌زد، جـز برای دوســــــتان خیلی نزدیکش.
در میان آن همه چیزها که در کتاب‌ها نوشته‌اند، «علومی» مجذوب قصه‌ها شده بود. انگار راه گریز از واقعیت ویران‌کننده را در دنیای بی‌مرز قصه‌ها یافته بود. درست مثل بچه‌ها که تن به واقعیت نمی‌دهند و با قصه، دنیای خودشان را می‌سازند و در آن زندگی می‌کنند و نفس می‌کشند و مهابت زوال و‌ گذار زمان را به هیچ می‌انگارند.
دنیای قصه‌ها برای علومی مسحورکننده بود؛ از آن رو که شیرین بود و خوشایند و رها و بی‌تنگنا و اجبار؛ و این همه خوبی‌هایی که برشمردم، در وجود خود او نیز دیده می‌شد: علومی شیرین بود و خوشایند و رها و بی‌تنگنا و اجبار. اما همان‌طور که بزرگ‌ترها نمی‌گذارند زندگی شیرین و کودکانه، بی‌زمان و بی‌مرز باشد، بازی را به هم می‌زنند و با یاری مدرسه و نصیحت و اطاعت و مقررات و نظم، زندگی را تلخ و عبوس می‌کنند، نویسنده ما نیز نتوانست از دخالت بزرگ‌ترها از اطاعت و مقررات و نظم و همسانی و خنثی‌سازی، بی‌گزند و مصون بماند.
او می‌کوشید بر‌اساس تجربه‌های زیسته‌اش و اندوخته‌هایش از مطالعات گسترده، راه‌های تازه‌ای برای روایت بیافریند که برای خوانندگان ایرانی مأنوس باشد. این بود که با الهام از سنت قصه‌گویی ایرانی شیوه خاص داستان‌نویسی خود را ابداع کرد.
 شگفتی داستان‌های او به گونه‌ای است که در هر اثر تازه، پرده‌ای دیگرگون از روش قصه‌گویی، شخصیت‌پردازی، توصیف و حتی نثر و زبان به روی خواننده باز می‌شود. قصه‌نویسی او مانند قدم زدن در جنگل است که تو نمی‌دانی در قدم بعدی چه چیزی در انتظار توست و چه می‌بینی و می‌شنوی.
دلبستگی محمد‌علی علومی به فرهنگ مردم، در آثارش نمایان است. او به سهم خویش کوشید که بخشی از این گنج بی‌پایان را از زیر غبار و خاکستر بیرون آورد و با نوشتن و ساماندهی و بازآفرینی، از آسیب زوال‌ برهاندشان. همچنین دوست داشت ظرفیت‌های روایی، زبانی و نشانه‌ای فرهنگ مردم را چه در نوشته‌های کهن و چه در روایت‌های شفاهی، بشناسد و بشناساند. براین اساس، هزاران صفحه مقاله و یادداشت نوشت و ده‌ها کتاب تألیف کرد و تا توانست قصه نوشت و کتاب خواند، دریغا که روزگار با او سازگاری نکرد و بخش مهمی از توانایی‌های ارزشمند علومی در رویارویی با این ناسازگاری‌ها فرسود و بر باد رفت.
جای آن دارد که یک مرکز علمی و پژوهشی، به گردآوری و ساماندهی آثار و نوشته‌های او اهتمام کند تا این منابع مهم در دسترس اهل تحقیق قرار گیرد، بویژه در این روزگار پرشتاب که هر چیز ارزشمندی، به‌سرعت از مرکز توجه کنار می‌رود و این کنار رفتن و دیده نشدن، آغاز فراموشی و سکوت است. چنان‌که بسیاری از آثار بزرگان تحقیق در حوزه فرهنگ مردم، امروز چندان در دسترس و مورد‌توجه نیست که مجامع علمی و تحقیقی به آن التفات کنند و دانشجویان، استادان و علاقه‌مندان را به مطالعه، آموزش و تحلیل انتقادی آن آثار برگمارند. این شاید مقدمه‌ای باشد برای تأسیس مطالعات دانشگاهی و رشته تحصیلی شناخت و تحقیق در فرهنگ مردم.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و بیست و دو
 - شماره نه هزار و بیست و دو - ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵