آدمکشی به خاطر رفیق‌بازی

گروه حوادث: مرضیه همایونی/ پسر جوانی که در یک دعوای شبانه در ارومیه مرتکب جنایت شده بود، پس از فرار به تهران دستگیر شد.
به گزارش «ایران»، اوایل اردیبهشت درگیری مرگباری در یکی از خیابان‌های شهرستان ارومیه به بازپرس جنایی و تیم بررسی صحنه جرم اعلام شد. طبق گفته مأموران کلانتری، درگیری در خیابان رخ داده و پسر جوانی که در جریان این درگیری زخمی شده به بیمارستان منتقل شده بود. تلاش کادر درمان برای نجات پسر جوان آغاز شد اما رامین ساعاتی بعد تسلیم مرگ شد.
با گزارش این خبر، کارآگاهان جنایی در ادامه بررسی‌ها دریافتند که دو گروه باهم درگیر شده و یکی از آن‌ها، دست به چاقو شده و پسر جوانی از گروه مقابل را به قتل رسانده بود.
در همان بررسی‌های اولیه هویت قاتل به دست آمد و زمانی که مأموران سراغ او رفتند مشخص شد پسر جوان قبل از رسیدن مأموران آنجا را ترک کرده بود. تحقیقات برای دستگیری او ادامه داشت تا اینکه کارآگاهان پی بردند متهم راهی پایتخت شده و در خانه یکی از اقوامش مخفی شده است.
با به دست آمدن سرنخ از متهم فراری آنها راهی پایتخت شده و پس از هماهنگی با بازپرس شعبه پنجم دادسرای امور جنایی پایتخت، مأموران با محاصره مخفیگاه وی زمانی که قصد ورود به خانه را داشت، دستگیرش کردند.
حسن، 30 ساله که مدعی است ناخواسته مرتکب قتل شده است، در رابطه با انگیزه‌اش از جنایت گفت: «من اصلاً مقتول را نمی‌شناختم و شب حادثه اولین باری بود که او را می‌دیدم.»
با این حساب انگیزه‌ات برای دعوا چه بود؟
دوستم از من خواست با او همراه شوم. بهزاد با مقتول و دوستانش کل‌کل داشت و نمی‌خواست آن شب تنهایی برای دعوا برود به همین دلیل مرا هم با خودش برد.
از شب حادثه بگو؟
وقتی به محل قرار رسیدم، مقتول و دو نفر از دوستانش آمده بودند. دعوا بالا گرفت. من فقط برای اینکه آنها را بترسانم، چاقو را در هوا پرتاب کردم که به مقتول خورد و او نقش زمین شد.
چرا فرار کردی؟
ترسیدم. فردای آن روز یکی از دوستانم گفت رامین مرده و من به تهران آمدم.
سابقه داری؟
به اتهام سرقت قبلاً بازداشت شده بودم حبسم را کشیدم و آزاد شدم. اما دزدی کجا و قتل کجا. هرگز تصور نمی‌کردم که روزی به این اتهام بازداشت شوم. هم زندگی خودم نابود شد هم زندگی یک نفر دیگر را گرفتم.
صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و بیست و دو
 - شماره نه هزار و بیست و دو - ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵