چرا صنعت پویانمایی در سیاست‌گذاری‌های رسانه‌ای ضروری است؟

از تقویت تخیل اجتماعی تا کنشگری فرهنگی

فرزانه فخریان
پژوهشگر و مدیر فرهنگی

طی جنگ تحمیلی سوم شاهد ساخت انواع تولیدات انیمیشنی و پویانمایی‌هایی با درونمایه‌ای جنگی یا مضامینی مثل دفاع و وطن و مقاومت بودیم که فرصتی فراهم شد تا بسیاری از مردم هم با ظرفیت‌های کمتر شناخته شده صنعت پویانمایی آشنا شوند و هم نقش اجتماعی و معنوی آن را در تقویت روحیه و اراده عمومی شاهد باشند. واقعیت این است که در جهان امروز، انسان بیش از هر زمان دیگری با تصویر در حال‌ حرکت زندگی می‌کند؛ تصویری که می‌جنبد، واکنش نشان می‌دهد، تجربه می‌سازد و جهان را پیش چشم مخاطب خلق می‌کند. از صفحه‌های کوچک گوشی هوشمند گرفته تا پرده‌های بزرگ سینما، پویانمایی به زبان جهانی تجربه دیجیتال بدل شده است؛ زبانی که نه‌ فقط سرگرم می‌کند، بلکه احساس می‌آفریند، ذهنیت می‌سازد، هویت شکل می‌دهد و آینده یک نسل را در تخیلش ترسیم می‌کند. با وجود چنین نقشی، در بسیاری از نظام‌های مدیریتی و فرهنگی هنوز با نگاهی تقلیل‌گرایانه به پویانمایی نگریسته می‌شود؛ رسانه‌ای که گویا سرگرمی کودکانه است و می‌توان آن را با بودجه‌های مقطعی، نگاه‌های فنی سطحی یا طرح‌‌های کوتاه‌مدت اداره کرد. این بدفهمی تصمیم‌گیری فرهنگی را به خطا می‌برد و فرصت‌های تاریخی این رسانه را می‌سوزاند. فهم ماهیت پویانمایی پیش‌شرط هر نوع سیاست‌گذاری درست است؛ ماهیتی که بسیار عمیق‌تر و اثرگذارتر از آن است که معمولاً تصور می‌شود.

پویانمایی «آفرینش» است، نه «ثبت»
تفاوت بنیادی پویانمایی با تصویر زنده دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود: در تولید واقع‌گرا دوربین واقعیت را ثبت می‌کند، اما در پویانمایی واقعیت باید از صفر ساخته شود؛ هیچ چیز از پیش داده نیست. هر قاب، هر حرکت، هر تغییر حالت، هر ضرباهنگ، هر نور، هر رنگ و حتی کوچک‌ترین جزئیات یک برگ، همه محصول انتخاب آگاهانه هنرمندند. این ماهیت آفرینشگرانه، ساختار تولید، اقتصاد، آموزش، نیروی انسانی و حتی شکل سیاست‌گذاری را تغییر می‌دهد. زمان تولید پویانمایی بیشتر است، هزینه انسانی آن بالاتر و ساختار آموزشی‌اش پیچیده‌تر. هر سیاست‌گذاری که این ماهیت را نشناسد، به‌ناچار به سمت پروژه‌سازی عجولانه، کاهش کیفیت، فرسایش نیروی خلاق و مهاجرت استعدادها می‌رود. کشورهایی که در صنعت پویانمایی موفق شده‌اند ـ از ژاپن و کره تا فرانسه و ایرلند ـ بر همین نقطه تمرکز کرده‌اند که پویانمایی یک «صنعت تخیل و مهارت انسانی» است، نه یک ابزار فنی؛ بنابراین شبکه‌های آموزشی بلندمدت، زیرساخت‌های پایدار، سیاست‌های حمایتی منسجم و چرخه‌های تخصصی تربیت هنرمند را در مرکز توجه قرار داده‌اند.

پویانمایی تجربه زنده می‌سازد
پویانمایی تنها حرکت را نشان نمی‌دهد؛ «حیات» می‌آفریند. این حیات نه از شباهت به واقعیت، بلکه از کیفیت حرکت، ضرباهنگ، خطوط زنده و طراحی احساسات به وجود می‌آید. موجوداتی که هیچ وجود فیزیکی ندارند؛ خطوط، اشکال، اشیا یا حیوانات خیالی در پویانمایی تبدیل به شخصیت‌هایی می‌شوند که مخاطب با آنها می‌خندد، می‌ترسد، درد می‌کشد و همدلی می‌کند. این توانایی بی‌رقیب، پویانمایی را به یکی از نیرومندترین ابزارهای ساختن «زیست عاطفی جامعه» تبدیل کرده است. بسیاری از ارزش‌های امروز ـ از دوستی و مهر تا تنوع‌پذیری، مسئولیت‌پذیری، امید، صلح و احترام به طبیعت ـ از مسیر پویانمایی در ذهن نسل‌ها شکل گرفته‌اند. تصمیم‌گیری درباره پویانمایی تصمیمی درباره آینده احساسی، تربیتی و اخلاقی جامعه است. اگر سیاست‌گذاری این قدرت را بشناسد، از پویانمایی برای آموزش شهروندی، تقویت فرهنگ گفت‌و‌گو، آموزش زیست‌محیطی، ارتقای سواد عاطفی و پرورش تخیل اجتماعی بهره خواهد گرفت. اگر نشناسد، رسانه‌ای که می‌توانست سرمایه اصلی فرهنگ باشد، در حاشیه می‌ماند.
ویژگی‌های بنیادی پویانمایی
پویانمایی دارای چندین کیفیت بنیادی است که مستقیماً جهت‌دهنده سیاست‌گذاری فرهنگی‌اند:
الف) پویانمایی زمان را می‌سازد: برخلاف رسانه‌هایی که زمان را ضبط می‌کنند، پویانمایی آن را بازآفرینی می‌کند: کش می‌آورد، فشرده می‌کند، متوقف می‌کند و دوباره می‌نویسد. این توانایی، پویانمایی را به ابزاری بی‌بدیل برای روایت‌های پیچیده، آموزش مفاهیم دشوار، بیان تجربه‌های چندلایه و خلق جهان‌هایی می‌کند که در واقعیت ممکن نیست.
ب) خطوط و حرکت‌ها حامل انرژی و معنا هستند: حرکت در پویانمایی بر پایه «خط زنده» بنا شده است؛ خطی که انرژی، احساس، طنز، خشونت یا لطافت را حمل می‌کند. کنش‌های کوچک می‌توانند معانی قدرتمند بسازند. این ویژگی، پویانمایی را به رسانه‌ای بسیار مؤثر برای انتقال پیام‌های اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی تبدیل می‌کند.
پ) کیفیت حرکت وابسته به مهارت انسانی است: هیچ نرم‌افزاری نمی‌تواند جایگزین حساسیت، تخیل و قضاوت زیبایی‌شناسانه انیماتور شود. بنابراین سیاست‌گذاری درست باید بر آموزش طراحی، روایتگری تصویری، حرکت، رنگ، ریتم، تخیل و مهارت‌های فنی طولانی‌مدت متمرکز باشد.
ت) پویانمایی ظرفیت بی‌نظیر همدلی ایجاد می‌کند: مخاطب با موجوداتی همذات‌پنداری می‌کند که در زندگی واقعی ممکن نیست. این توانایی برای بازنمایی تنوع، مهاجرت، عدالت، زیست‌محیط، تفاوت فرهنگی و تجربه‌های حاشیه‌ای اهمیت بی‌نظیری دارد.
ث) پویانمایی می‌تواند قواعد تثبیت‌شده را بشکند: پویانمایی با ایجاد ناآشنایی، اغراق، طنز و گسست، ذهن را بیدار می‌کند و امکان نقد اجتماعی، پرسشگری و تفکر انتقادی را فراهم می‌سازد. این ویژگی برای سیاست‌گذاری فرهنگی ارزش استراتژیک دارد.

پویانمایی ستون سیاست حافظه
و آینده‌نگری است
کودکان امروز جهان را بیشتر از طریق پویانمایی می‌شناسند تا از طریق کتاب. شخصیت‌های پویانمایی تبدیل به حافظه نسل‌ها می‌شوند؛ لحظه‌ها، دیالوگ‌ها و موقعیت‌های احساسی به زبان مشترک فرهنگ تبدیل می‌شوند. پویانمایی گذشته را بازآفرینی می‌کند، روایت ملی می‌سازد، ارزش‌ها را منتقل می‌کند و تخیل آینده را شکل می‌دهد. جامعه‌ای که آینده‌اش را جدی می‌گیرد، باید پویانمایی‌اش را جدی بگیرد. جامعه‌ای که می‌خواهد هویت فرهنگی‌اش را منتقل کند، اقتصاد خلاقش را توسعه دهد و تخیل نسل آینده را هدایت کند، ناگزیر باید پویانمایی تولید کند. آینده، به زبان پویانمایی نوشته می‌شود.

 

بــــرش

ضرورت‌های سیاست‌گذاری در پویانمایی

وقتی پویانمایی با معیار سرگرمی کودکانه یا تولید صنعتی سریع سنجیده شود، نتیجه سیاست‌های مقطعی، بودجه‌های ناپایدار، خروج استعدادها و تولیدات کم‌کیفیت خواهد بود، اما اگر سیاست‌گذاری بر فهم ماهیت پویانمایی استوار باشد تربیت نیروی متخصص در اولویت قرار می‌گیرد، ساختارهای پایدار حمایت شکل می‌گیرد، صنعت پویانمایی تبدیل به محرک اقتصاد خلاق می‌شود، روایت ملی و فرهنگی تقویت می‌شود و تخیل اجتماعی جامعه توسعه می‌یابد. پویانمایی زبانی است که جهان امروز با آن حرف می‌زند؛ زبانی که واقعیت را فقط بازنمایی نمی‌کند، بلکه می‌سازد؛ زبانی که می‌تواند تخیل جمعی را رشد دهد، آینده را شکل دهد و هویت را بازنویسی کند. شناخت ماهیت پویانمایی نه یک ترجیح فرهنگی، بلکه ضرورت تاریخی است؛ ضرورتی برای آنکه آینده تصویری جامعه توسط خودش ساخته شود نه توسط دیگران.