وداع اهالی فرهنگ با علی خسروی، خالق پرتره هنرمندان مشهور ایرانی در خانه هنرمندان
آخرین نقش یک نقاش کرمانی
سعیده احسانی راد
گروه فرهنگی
در گوشهای از پارک هنرمندان، آرام در آمبولانس بهشت زهرا چشمهایش را بسته بود تا دوستان هنرمندش از سینماگر گرفته تا نقاش، گرافیست، خوشنویس، نوازنده، خواننده، شاعر، نویسنده و گالریدار بیایند و زیر تابوتش را بگیرند. «علی خسروی» مرد خونگرم و مهربان کرمانی از مشهورترین طراحان پرتره در ایران، طراح لوگوی مجله سروش، شاگرد استاد ممیز، طراح پوستر فیلم «مسافران» و «طلسم» در خانه هنرمندان تشییع و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد. آنچه همه از او گفتند، همانی بود که دخترش در پیامی کوتاه اما کامل بیان کرد: «پدرم انسانی خردمند، با دل و نیتی پاک و محبتآمیز بود. او همیشه در قلب ما خواهد ماند.»
خسروی، اندوخته ۵۷ ساله
من بود
«ابراهیم حقیقی»، طراح گرافیک، عکاس و کارگردان هنری بهنوعی میزبان مراسم بدرقه علی خسروی است، او با قطعه شعری از سایه، «این چه رازی است که هر سال بهار با عزای دل ما میآید؟» از رفتن خسروی گفت: «هفته تلخی بر من گذشت. شنیدهاید که بعضی از بازرگانان اندوختههایی در طول عمرشان جمع کردهاند و بعد به آنها خبر میدهند که کشتیهای آنها در دریا غرق شده است. چنین حسی را از هفته گذشته داشتهام. هم با رفتن علی خسروی و هم روز بعد با رفتن محمدرضا بهمنپور. علی اندوخته ۵۷ ساله من بود. او جزو پیشکسوتان و پیشگامان طراحی گرافیک و تصویرسازی ایران بود. با او سفرهای بسیار کردم. از خراسان، گیلان، مازندران، آذربایجان، کردستان، خوزستان، هرمزگان، یزد، کرمان و کاشان، زیر این آسمان، آسمان ایران و این اندوخته کمی نیست. این سرمایه دوستی، سرمایه کمی نیست.»
تداوم سنت استاد کاری
در ادامه این مراسم آیدین آغداشلو گفت: «در تاریخ گرافیک معاصر ایران، استادان بزرگی از سالها پیش کار کردهاند؛ از بیوک احمری گرفته تا محمد بهرامی و بسیاری دیگر. آن نسل دست به قلمی استادانه داشتند؛ قلم فلزی و مرکب در دستشان چون مو لطیف و روان میچرخید و نقش میبست. روزگاری رسید که گمان کردم آن شیوه و آن نسل به پایان رسیده است اما وقتی شروع کردم به دنبالکردن آثار علی خسروی، دیدم آن سنت استادکاری همچنان ادامه دارد و او در استادی، چیزی از هیچیک از بزرگان کم نداشت.»
به گفته آغداشلو: «تماشای طراحیهای او با قلم فلزی، راپید و مرکب، همیشه برای من لذتبخش بود. او نقاشی به تمام معنا بود؛ به کارش مسلط و در استادی بیهمتا. گاهی که آثارش را میدیدم، با خود میگفتم: من نمیتوانم به این خوبی کار کنم. واقعاً استاد شگفتانگیزی بود. همیشه خوشحال بودم که هست، کار میکند و میدرخشد. اما این خوشحالی دیرپا نبود؛ چون روز وداع همیشه میرسد، همانگونه که در شعر زیبای سعدی اشاره شد. دوستان مشترک زیادی داشتیم؛ از احمدرضا احمدی و فیروز شافعی تا ابراهیم حقیقی و دیگران. این دوستیها باعث میشد گهگاه دور هم جمع شویم. خبر درگذشت علی خسروی مرا بسیار شکست. انگار قرار نبود چنین شود؛ انگار انسان گمان میکند دوستانش تا همیشه خواهند ماند.»
رفیق خوبی که
زود از دست رفت
«لیلی گلستان»، گالریدار در گفتوگو با «ایران» درباره علی خسروی گفت: «خوش اخلاق بود، بدون هیچ تکبر و غروری گرافیست بسیار خوبی بود. رفیق خوبی که خیلی زود از دست رفت. گرچه همه از دست میروند و کاری هم نمیتوان کرد. برای حفظ میراث او باید گرافیستها کار کنند و خودشان را نشان دهند. اندوه و سوگ به خاطر از دست دادن یک آدم خوب است که حالا حالاها میتوانست کار کند، او پرترههای خیلی قشنگ از هنرمندان کشیده بود. طراحیهایش فوقالعاده بود، جنس و ذات خوبی داشت و متأثرم که آدمی مثل او را از دست دادیم. خسروی آدم جامعالاشرافی بود، در تمام هنرها بااستعداد بود، او تنها گرافیست نبود، کارهای مختلف میکرد و از آن لذت میبرد. در گالری من نمایشگاه نداشت ولی همیشه به گالریام میآمد و جزو مشتریهای دائم گالریام بود.»
یک کرمانی متواضع
«سید عباس دعایی» از همشهری بودن پدرش مرحوم دعایی با استاد خسروی که هر دو اهل کرمان بودند صحبت کرد و به «ایران» گفت: «آشنایی من با این هنرمند فقید به سال 96 برمیگردد؛ مراسمی برای استاد پاریزی در کرمان برگزار شد، هنرمندان علاقهمند به استاد را معرفی کردند از جمله استاد خسروی اثری داد به یاد استاد پاریزی. ایشان پدرانه در تمام برنامههایی که برای فرهیختگان کرمان برگزار میشد حضور داشت و همراهی و کمک میکرد. استاد خسروی آن طور که در تهران شناخته شده بود، در کرمان نامش خیلی شناخته شده نبود که برمیگردد به تواضع او. این خصلت نشأت گرفته از هنر و کرمانی بودن ایشان بود. قرار است بزرگداشتی برای استاد خسروی 31 اردیبهشت در کرمان برگزار کنیم.»
اشراف کامل به چهرههای جدی موسیقی ایرانی
علی بوستان، گرافیست و نوازنده در گفتوگو با «ایران» به وجه دیگری از هنر خسروی اشاره کرد؛ موسیقی. او گفت: «استاد خسروی نماد و نشان شرافت در هنر بود، افتخار آشناییام با استاد خسروی به انتشارات سروش برمیگردد، ایشان در آن زمان یک مجموعه منسجم و پرباری را کار کرد به نام کتاب «نقشی به یاد». این کتاب پرترههایی بود از چهرههای فاخر، برجسته و بزرگ موسیقی بهخصوص موسیقی ایران. کتابی که چندین بار تجدید چاپ شد و شامل طراحیهایی از موزیسینهایی از زمان میرزا حسین قلی تا استاد شجریان و لطفی بود.»
تصویرگر شناخته شده
حوزه تجسمی
«حسین نوروزی»، خوشنویس، که در روزهای آخر زندگی علی خسروی از ایشان عیادت کرده هم به «ایران» گفت: «حرف زدن درباره علی خسروی سهل و ممتنع است زیرا ایشان در یک حوزه و صرفاً شاخه خاص هنری فعالیت نمیکردند بلکه در چندین حوزه فعالیت داشتند؛ البته نه اینکه حضورشان اسمی باشد بلکه به عنوان کسی که آثاری خلق میکردند و آثارشان شاخص بود همیشه حضور داشتند. بارزترین آثار او که در حوزه تجسمی شناخته شده تصویرگریهایشان است بهویژه نوع خاصی از پرترههایشان. اما در کنار اینها طراحی پوسترهایی که بهخصوص در حوزه پوسترهای فیلم به وجود آوردند و هم تصویرسازی که در پوسترها استفاده کردند و همچنین نامواره و لوگهای خاصی که برای آن فیلمها ساختند در نوع خودش شاخص بود مثل پوستر فیلم «مسافران» بیضایی که توسط علی خسروی ساخته شده بود، این پوستر نوع خاصی تصویرسازی لوگو داشت که پرداخت نهاییاش به صورت غیرمرسوم با قطع افقی بود.»
نوروزی تأکید کرد: «خسروی از دهه 40 در کنار تمام آثار شاخص استاد ممیز قرار داشت. به این شکل که طرح از او و امضا از ممیز بود. این امضاهای مشترک حاکی از همکاری و نوعی تیمی کارکردن بود که این نوع همکاریها امروز در گرافیک از بین رفته است. هدف استاد ممیز از تیمی کار کردن این بود که به دیگران بیاموزد صرفاً امضای فرد نیست که کارساز است و تلاش یک تیم پشت اثر است. برای همین در آثار او حتی اسم عکاس هم ذکر میشد.»
هنرمندی که با روح زمانه هماهنگ بود
بیژن بیژنی، خواننده و خوشنویس که 40 سال همسایه استاد علی خسروی بود درباره آشنایی با او به «ایران» گفت: «سال 56 یک سال قبل از انقلاب به واحد گرافیک انتشارات سروش رفتم، جایی که علی خسروی آنجا کارهای گرافیک میکرد از آن تاریخ تاکنون این دوستی ادامه داشت. بیشتر سالهای عمر او صرف گرافیک شد ولی از 15 سال پیش بهشدت نقاشی میکرد و از ویژگیهای کار او طراحی روی پرترههای مشاهیر هنرمندان موسیقی، سینما، نویسندگان و شاعران بود. کارهایی که بسیار جاذبه داشت و مشهور شد. بعد از کرونا آثاری با قطع بزرگ به نام رویای قرنطینه خلق کرد؛ نمایشگاهی با همین نام برگزار کرد که بیشتر رنگ و بوی موسیقایی داشت؛ بانوانی را در حال دف زدن با ساز، کمانچه، تنبور و دمام به تصویر کشید. تمامی آثارش برگرفته از چنین فضایی بود.»
بیژنی افزود: «خسروی بسیار مهربان، دوستداشتنی و دریادل بود. با اینکه جایگاه خاصی در هنر پیدا کرده بود اما روزهای جمعه همیشه با هم به گالریگردی میرفتیم. او همواره جوانهایی را که نمایشگاه داشتند تشویق میکرد و میگفت در این روزگار دلپذیرترین لحظههای من با قلممو و نقاشی سپری میشود. خسروی با روح زمانه هماهنگ بود. شخصیتهایی که برای پرتره انتخاب میکرد از شخصیتهای تأثیرگذار بود کسانی که در فرهنگ و هنر این سرزمین آدمهای قابل اعتنایی بودند.»
بــــرش
تماشاگر جدی فیلم
داریوش فرهنگ از اقوام علی خسروی نیز از درگذشت این هنرمند بهعنوان فقدان یکی از «اهل خرد و هنر» یاد کرد و گفت: «آثار ماندگاری که از خسروی بجا مانده، از جمله پرترههای چهرههای فرهنگی و هنری و مجموعههایی مانند «رویای قرنطینه»، گویای تلاش و جایگاه او در هنر معاصر ایران است.» فرهنگ در بخش دیگری از سخنانش به آخرین دیدار خود با خسروی در بیمارستان اشاره کرد و گفت: «او تا آخرین روزها از هوشیاری و دقت بالایی برخوردار بود. با اطرافیان گفتوگو و حتی درباره مسائل روز و موضوعات مختلف صحبت میکرد. با وجود شرایط جسمی، همچنان روحیهای آرام و آگاه داشت.آشنایی ما به سالهای نوجوانی در کرمان بازمیگردد؛ از دوران مدرسه که او از همان زمان به نقاشی علاقهمند بود و با پشتکار فراوان کار میکرد.» این هنرمند در ادامه با اشاره به علاقه خسروی به سینما گفت: «او تماشاگر جدی فیلم بود و حتی در روزهای پایانی زندگی نیز درباره فیلمها و بازیگران با دقت صحبت میکرد.»

