مدیر موزه تخت جمشید در گفت و گو با « ایران» از خدمات مرحوم عبدالمجید ارفعی گفت
جای خالی کرسی زبان عیلامی در ایران
در روزگاری که کرسی تدریس زبانهای عیلامی و بابلی منحصراً در دانشگاههای آمریکا دایر بود و ایرانیای برای قرائت و تحلیل انبوه کتیبههای عیلامی و بابلی هخامنشی در سرزمین خود وجود نداشت، زندهیاد دکتر عبدالمجید ارفعی اولین ایرانی شد که به این دو زبان روی آورد و در کنار دانشمند شهیر، ریچارد هلک، به مطالعه الواح تخت جمشید در مؤسسه شرقشناسی دانشگاه شیکاگو همت گماشت. اما مجتبی دورودی، مدیر موزه تخت جمشید و متخصص زبانهای باستانی ایران، با تأکید بر اینکه از وجود این استاد فرزانه برای تأسیس کرسی مستقل دانشگاهی استفاده نشد، میگوید: «اگر کسی بخواهد زبان عیلامی را بهصورت روشمند و آکادمیک بیاموزد، ناچار است به خارج از کشور برود.» دکتر ارفعی ۶ اسفند ماه سال گذشته در سن ۸۶ سالگی بدرود حیات گفت.
زهرا کشوری
دبیر گروه زیست بوم
پیشگام بیبدیل زبانهای عیلامی و بابلی در ایران
«مجتبی دورودی» مدیر موزه تخت جمشید و متخصص رشته زبانهای باستان ایران و استاد مدعو دانشگاه شیراز، دکتر عبدالمجید ارفعی را پیشکسوت حوزه زبانشناسی تاریخی ایران و زبانهای عیلامی و بابلی میداند و میگوید: «ما در عرصه زبانهای عیلامی و بابلی همواره با کمبود نیروی متخصص مواجه بودهایم. اگرچه در حوزه زبان فارسی باستان، از فرصتالدوله شیرازی تاکنون، دانشمندان ایرانی بهتدریج ورود یافتهاند، اما باید اذعان کرد که کتیبههای هخامنشی به سه زبان بابلی، فارسی باستان و عیلامی نگاشته شدهاند و دکتر ارفعی اولین ایرانیای است که به دو زبان بابلی و عیلامی پرداخته و از این حیث بینظیر و پیشگام در عرصه زبانشناسی ایران محسوب میشود.»
رئیس موزه تخت جمشید با بیان اینکه کرسی تدریس زبانهای بابلی و عیلامی در آن دوران منحصراً در آمریکا دایر بوده است، با استناد به خاطرهای از دکتر ارفعی میافزاید: «زندهیاد دکتر خانلری به ایشان فرموده بودند: عرصه فارسی باستان و فارسی میانه پژوهشگران خاص خود را یافته است و آنان نیز شایسته تقدیرند، اما ما در زبانهای عیلامی و بابلی با خلأیی جدی مواجهیم. انبوهی کتیبه در این سرزمین بر جای مانده، اما ایرانیای که بتواند آنها را قرائت و تحلیل کند، وجود ندارد. بر توست که به این دو زبان روی آوری.»
به گفته دورودی، این گفتوگو در برههای اتفاق میافتد که الواح هخامنشی تخت جمشید برای مطالعه به مؤسسه شرقشناسی دانشگاه شیکاگو در آمریکا منتقل شده بود و دکتر ارفعی در کنار دانشمند شهیر، ریچارد هلک، به مطالعه و پژوهش روی این گنجینههای ملی همت گمارد. بیتردید این همکاری یکی از مهمترین و ماندگارترین فعالیتهای علمی در این حوزه به شمار میرود.
وی با اشاره به ترجمه منشور کوروش توسط دکتر ارفعی اظهار میدارد: «کار مهم دیگری که ایشان انجام دادند، ترجمه منشور کوروش است. این منشور به زبان بابلی نگاشته شده، همان زبانی که در کتیبههای بابلی هخامنشی نیز به کار رفته است. امروزه یکی از معتبرترین ترجمههای منشور کوروش به دکتر ارفعی تعلق دارد.»
جاییابی اسامی جغرافیایی
در الواح هخامنشی
دورودی میگوید: «نکته سوم که برای من، بهعنوان فردی اهل استان فارس، بسیار حائزاهمیت است، به الواح باروی تخت جمشید مرتبط میشود. در این الواح، نامهای جغرافیایی بسیاری ثبت شده است. دکتر ارفعی که پایاننامه دکترای خود را نیز در همین حوزه نگاشتهاند، بسیاری از این نامهای مندرج را با تطبیق بر اوضاع جغرافیایی امروز، جاییابی کردهاند.»
رئیس موزه تخت جمشید برای روشنتر شدن موضوع به مثالی عینی اشاره میکند: « یکی از مکانهایی که در این الواح بسیار از آن نام برده شده، «رَکن» (Ra-ka-an) است. دکتر ارفعی با بررسیهای زبانشناختی و تطبیق آن با جغرافیای امروز، این مکان را همان «زرقان» امروزی در استان فارس شناسایی کردهاند. نام عیلامی دیگری که بسیار ذکر شده، «کئوپیریش» است که ایشان آن را با «کامفیروز» امروزی تطبیق دادهاند. این جاییابی دقیق اسامی باستانی، گامی مهم در شناخت جغرافیای تاریخی ایران و پیوند آن با سکونتگاههای امروزی محسوب میشود.»
دورودی در پاسخ به این دلنگرانی که پس از دکتر ارفعی دیگر کسی برای ترجمه کتیبههای عیلامی و بابلی وجود ندارد، توضیح میدهد: «خوشبختانه دکتر ارفعی افزون بر خدمات علمی ارزنده، شاگردانی نیز تربیت کردهاند که امروز در دانشگاههای معتبر جهان مشغول تحقیق و تدریساند. این مسیر پرافتخار ادامه دارد. ایران گستره وسیعی از کتیبههای منحصربهفرد را در خود جای داده و نسل جدیدی از زبانشناسان راه استاد پیشکسوت را دنبال میکنند.»
وی با اشاره به تنوع زبانی در ایران باستان میگوید: «ما زبانهای باستانی متعددی در این سرزمین داشتهایم. بهعنوان مثال، زبان پهلوی ساسانی که روزبهروز نمونههای بیشتری از آن کشف میشود. قطعاً از دست دادن دکتر ارفعی بهعنوان پدر این حوزه، ضایعهای بزرگ است.»
فقدان کرسی زبانهای عیلامی و بابلی
دورودی، که متخصص در زبانهای باستانی ایران از جمله (پهلوی ساسانی و فارسی باستان) است، در پاسخ به این پرسش که وضعیت فعلی خوانش کتیبههای پهلوی ساسانی، فارسی باستان، عیلامی و بابلی چگونه است و به چه صورت میتوان خلأ فقدان دکتر ارفعی را جبران کرد، میگوید: «ایران از بدو ورود به دوران تاریخی، یعنی از هزاره چهارم پیش از میلاد که خط ابداع میشود، حضوری مستمر داشته است. افزون بر زبانهای ایرانی، زبانهای دیگری نیز در این جغرافیا به کار رفته است. برای نمونه، زبان بابلی جزو شاخه زبانهای سامی محسوب میشود و بهنوعی نیای زبان عربی به شمار میرود.»
رئیس موزه تخت جمشید با افسوس میگوید: «ما در دانشگاههای خود کرسی زبانهای عیلامی و بابلی نداریم.» زخمی که وفات دکتر عبدالمجید ارفعی سر آن را باز کرد و آه از نهاد بسیاری برآورد که چرا این کرسی را در دانشگاههای ایران در اختیار او نگذاشتند.
وی ادامه میدهد: «بهعنوان استاد مدعو از ایشان دعوت میشد و به دانشگاه تهران میآمدند و کلاس و کارگاه آموزشی برگزار میکردند، اما کرسی مستقلی برای زبانهای عیلامی و بابلی تعریف نشده است. اگر کسی بخواهد زبان عیلامی را بهصورت روشمند و آکادمیک بیاموزد، ناچار است به خارج از کشور مراجعه کند.»
به گفته او، شاگردان دکتر ارفعی میتوانند این زبانها را آموزش دهند، شاگردانی که اغلب آنان خارج از ایران فعالیت میکنند.
دورودی درباره زبانهای ایرانی باستان توضیح میدهد: «زبانهای ایرانی باستان شامل فارسی باستان، مادی، اوستایی و سکایی است. از مادی و سکایی آثار مستقلی در دست نیست، اما از فارسی باستان و اوستایی متون فراوانی داریم. کتیبههای هخامنشی، مانند کتیبه داریوش، سهزبانهاند؛ فارسی باستان، بابلی و عیلامی. زبان بابلی در شاخه زبانهای ایرانی قرار نمیگیرد و زبان عیلامی نیز زبانی منفرد و خاموش است؛ به همین دلیل در نظام آموزشی ما جایگاه مستقلی نیافتهاند. شاید زمانی که این رشتهها طراحی میشدند، چنین نیازی احساس نشده بود.»
یک زبان خاموش
وی در تشریح زبان عیلامی میگوید: «زبان عیلامی زبانی منفرد(خاموش) است؛ یعنی همخانواده شناختهشدهای ندارد و گویشوری برای آن باقی نمانده است. گستره جغرافیایی آن از خوزستان تا فارس بوده است.»
دورودی در توضیح زبانهای منفرد(خاموش) میگوید: «زبان منفرد در گذشته و امروز هیچ همخانواده و گویشوری ندارد و تحول نیافته است. برای نمونه، فارسی باستان تحول ۲۵۰۰ ساله را پشت سر گذاشته؛ چنانکه داریوش در کتیبه تخت جمشید میگوید «بگ وزرک اهوره مزدا» یعنی خدای بزرگ است اهورهمزدا. «بگ» به معنای خدا، «وزرک» بزرگ و «اهوره مزدا» همان اهورامزدا است که امروزه به واژه هرمز تبدیل شد. اما زبان عیلامی اینگونه نیست؛ منفرد است، همخانواده و گویشور ندارد و بستر آن منحصراً از خوزستان تا فارس در ایران بوده است.»
دورودی در پاسخ به پرسشی درباره علت وجود کرسیهای زبان عیلامی در دانشگاههای غربی و فقدان آن در ایران پاسخ میدهد: «چون در ابتدا رمزگشایی این زبانها توسط غربیها انجام شد، بنابراین آنها اولین رمزگشایان بودند. ثانیاً وقتی رمزگشاها در این حوزه کار میکردند، تعداد متخصصان در جهان کم بود. گسترش بعداً اتفاق افتاد. ایرانیهایی هم که رفتند و در این حوزه فعال شدند، تعدادشان محدود بود. دکتر ارفعی از جمله کسانی بود که برگشتند، اما متأسفانه زمانی که ایشان به ایران آمدند، رشته مستقلی برای عیلامی و بابلی در دانشگاهها تعریف نشده بود. ایشان به صورت کارگاههایی که در دانشگاهها برگزار میکردند، به دانشجویان آموزش میدادند. این یکی از کارهای ارزشمند و نقاط قوت دکتر ارفعی بود که به صورت مستقل و با علاقه شخصی به تربیت علاقهمندان میپرداختند. بنابراین متوجه میشویم که در سطح دنیا هم تعداد متخصصان عیلامی و بابلی زیاد نیست. اما با این حال، عیلامشناسها و بابلیشناسان بسیار قدری در جهان داریم. نکته تأسفبار اینجاست که ما در کشوری که این زبانها در آن ریشه داشته، هنوز کرسی مستقلی برای آنها ایجاد نکردهایم.»
او زبان بابلی(جزو زبانهای سامی محسوب میشود) را زبان غیر ایرانی میداند و میگوید: «بله، بابلی جزو زبانهای سامی به شمار میرود یعنی مادر زبان عربی است و زبانی مستقل از زبان فارسی محسوب میشود. داریوش کتیبه را به زبان بابلی نو نوشته است. چون تمام قلمرویی که توسط آشوریها و بابلیها اداره میشد، بعدها بخشی از قلمرو هخامنشی میشود؛ مناطقی مثل عراق ، شمال و غرب سوریه.»
وی در پاسخ به پرسشی درباره فقدان دکتر ارفعی افزود: «حدود ۳۰ هزار قطعه از الواح تخت جمشید به آمریکا رفته است. شاید سالهای اخیر مقداری بیشتر ترجمه شد و به ایران آمد. این الواح باید به ایران برگردد و واجب است که دانشجویان حوزه زبانهای باستانی ایران، به عنوان یک دغدغه، این دو زبان یعنی بابلی و عیلامی، بویژه عیلامی را پیگیر باشند. امیدواریم در آینده نزدیک شاهد آموزش این دو زبان در دانشگاههای کشور باشیم.»

