طریقت سنوسی در لیبی


موعظه‌های پرشور ابن عبدالوهاب سرانجام حمایت محمد بن سعود، یکی از سران محلی نجد  را به خود جلب کرد. اتحاد شمشیر ابن سعود و پیام اصلاح‌طلبانه عبدالوهاب، نیرویی نوپدید و نیرومند آفرید که در اندک زمانی سراسر شمال عربستان را درنوردید و در سال ۱۸۰۳ به تصرف مکه انجامید. واکنش عثمانی‌ها شدید بود: سلطان، محمدعلی پاشا، والی مصر را فراخواند تا سپاهیانش را برای درهم شکستن این جنبش به عربستان بفرستد. گرچه نیروهای وهابی در نهایت مغلوب شدند، اما اندیشه‌های عبدالوهاب در میان قبایل عرب ریشه دواند و به میراثی پایدار بدل شد. اصلاح‌طلبی وهابی، که بر «بازگشت به سرچشمه‌های ایمان» استوار بود بر معاصران او اثر گذاشت.
طریقت سنوسی، که خاستگاه آن در منطقه سیرنائیکا ــ شرق لیبی امروزی ــ بود، در مقایسه با جنبش وهابی بیش‌تر در چهارچوب سنت تصوف قرار می‌گرفت. بنیانگذار آن، محمد بن علی سنوسی (۱۷۸۷–۱۸۵۹)، اصالتاً اهل الجزایر بود و سالیانی چند را در مکه به تحصیل و تدریس گذراند. اما آرا او در محیط علمی حجاز چندان مورد استقبال قرار نگرفت و سرانجام در جغبوب، منطقه‌ای قبیله‌نشین و فاقد اقتدار سیاسی مرکزی در سیرنائیکا، اقامت گزید. هدف اصلی سنوسی و طریقتی که بنیاد نهاد، بازآفرینی جامعه اولین مسلمانان در عصر پیامبر بود. او مظاهر اسلامی عثمانیان و مصریان را کنار نهاد و به جای آن، ساده‌زیستی و سخت‌گیری بادیه‌نشینان را برگزید. هرچند آموزه‌های طریقت سنوسی نه به بلندپروازی فکری وهابیت می‌رسید و نه به ریاضت‌طلبی سختگیرانه آن، اما دستاورد سیاسی‌اش چشمگیر بود: او توانست قبایل پراکنده را در شبکه‌ای منسجم از برادری‌های دینی و مراکز بازرگانی، از شمال سیرنائیکا تا سودان، گرد آورد. این طریقت پس از مرگ بنیانگذارش نیز به حیات خود ادامه داد و به یگانه نیروی سازمان‌یافته منطقه بدل شد؛ نیرویی که در برابر پیشروی استعمار اروپایی ایستادگی ورزید. سنوسی‌ها در آفریقای مرکزی با نفوذ فرانسه مقابله کردند و هنگام تهاجم ایتالیا به طرابلس در ۱۹۱۱، پرچم مقاومت برافراشتند. گرچه در دوره‌های گوناگون حکومت استعماری ایتالیا در لیبی دچار فراز و فرود شدند، اما پس از پیروزی متفقین در جنگ جهانی دوم، هنگامی که قدرت‌های پیروز به دنبال گزینش فرمانروایی برای لیبی نوین در ۱۹۵۰ بودند، محمد ادریس سنوسی ــ نوه بنیانگذار و رهبر طریقت ــ بر تخت نشست. بدین‌سان، طریقت سنوسی به پایه سیاسی و مشروعیت‌بخش دولت مدرن لیبی تبدیل شد.
قیام مهدیه در سودان شمالی ــ که پیش‌تر در زمینه روابط مصر و بریتانیا بدان اشاره شد ــ نمونه‌ای شاخص از جنبش‌های احیای اسلامی در سده نوزدهم است. این شورش نه تنها واکنشی به اشغال و سلطه مصر بر سودان بود، بلکه خود را حرکتی برای پالایش اسلام و بازگرداندن آن به سرچشمه‌های اولین معرفی می‌کرد. حکومت مصر بر سودان از همان آغاز، با خشونت برپا شده بود و جز با حضور هزاران سرباز مصری در این سرزمین دوام نمی‌یافت. سنگینی مالیات‌ها، که بسیار بیش از گذشته بود، با خشونتی بی‌امان ستانده می‌شد و فساد کارگزاران مصری، نارضایتی عمومی را به اوج رسانده بود. تا اواخر دهه ۱۸۷۰، این نارضایتی همچون آتشی زیر خاکستر، سراسر سودان را فرا گرفته بود و تنها نیاز به جرقه‌ای داشت تا به انفجاری بزرگ بدل شود. 

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و چهارده
 - شماره نه هزار و چهارده - ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵