اذعان صدراعظم آلمان به پیامدهای جهانی حمله آمریکا علیه ایران
بخش سخت و «کثیف» جنگ دامنگیر مرتس شد
جنگی که آمریکا و رژیم صهیونیستی با هدف براندازی جمهوری اسلامی و نابودی قدرت نظامی-موشکی ایران آغاز کردند، نه تنها به اهداف خود دست پیدا نکرد، بلکه حالا با گذشت دو ماه، به یک چالش جدی برای غربیها تبدیل شده است. این جنگ که قراربود در مدت کوتاهی به نتیجه برسد، در عمل به بنبستی راهبردی برای مهاجمان رسیده است. مهمتر از آن، این جنگ نتوانست حمایت متحدان آمریکا را برای پیوستن به جبهه ضدایرانی جلب کند و حتی اکنون نشانههایی از نارضایتی و شکاف در میان همین متحدان به وضوح دیده میشود. در همین چهارچوب، فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان صراحتاً از عملکرد آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ با ایران ابراز «ناامیدی» کرده و گفته است: «ما در آلمان و اروپا به طور قابل توجهی از پیامدهای این جنگ رنج میبریم، برای مثال، از بسته شدن تنگه هرمز.» مرتس همچنین تأکید کرد: «این تأثیرات مستقیمی بر تأمین انرژی ما دارد و تأثیرات گستردهای بر عملکرد اقتصادی ما میگذارد. به همین دلیل ما میخواهیم طرف اروپایی برای یافتن راهحلی، تلاشهای دیپلماتیک انجام دهد.» صدراعظم آلمان حتی پا را فراتر گذاشته و با لحنی تندتر، به ضعف راهبردی واشنگتن در قبال ایران اشاره کرده است: «آمریکاییها آشکارا این جنگ را بدون هیچگونه راهبردی آغاز کردند. ایرانیها بهوضوح قویتر از آن چیزی هستند که تصور میشد، حالا تمام آمریکا توسط رهبری ایران، بویژه توسط سپاه پاسداران، تحقیر میشود.» این مواضع صریح، واکنش تند دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا را به دنبال داشت. روز گذشته ترامپ در شبکه اجتماعی خود بشدت به مرتس حمله کرد و نوشت: «او(صدراعظم آلمان) اصلاً نمیداند درباره چه چیزی صحبت میکند!» همین واکنش نشان میدهد که انتقادات از درون اردوگاه غرب تا چه اندازه برای واشنگتن حساس و غیرقابل تحمل است. اما نکته قابل توجه در این میان، این است که مرتس نه یک حامی ایران، بلکه از جمله سیاستمدارانی است که سابقهای روشن در حمایت از اقدامات جنگطلبان علیه تهران دارد. بنابراین، انتقادات اخیر او را نمیتوان بهعنوان همدلی با ایران تفسیر کرد. بلکه این اظهارات بیش از هر چیز بازتاب این واقعیت راهبردی است که جمهوری اسلامی ایران نه تنها قابل حذف یا تضعیف نیست، بلکه توانسته در برابر فشارهای نظامی آمریکا و اسرائیل مقاومت کند و حتی موازنه را تا حدی به نفع خود تغییر دهد. برای درک بهتر این موضوع، کافی است به مواضع پیشین مرتس بازگردیم. او حدود ۱۱ ماه پیش، در جریان جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه کشورمان، به صراحت از اقدام اسرائیل حمایت کرده و گفته بود: «آنها بخش سخت و کثیف کار را بهجای همه ما انجام دادند.» صدراعظم آلمان همچنین پس از حملات آمریکا به مراکز هستهای ایران نیز اظهار کرده بود: «هیچ دلیلی وجود ندارد که من از آمریکا و اسرائیل به خاطر حملات به ایران انتقاد کنم.» این مواضع نشان میدهد که مرتس نه تنها مخالف اقدام نظامی علیه ایران نبوده، بلکه آن را در راستای منافع غرب ارزیابی میکرده است. اما اکنون، همان شخص، از «ناامیدی» سخن میگوید و به ضعف راهبردی آمریکا اذعان میکند. این تغییر لحن، بیش از هر چیز ناشی از واقعیتهای جدید در میدان و پیامدهای ملموس جنگ آمریکا علیه ایران، برای اروپا، بویژه آلمان است. مشخصاً کنترل هوشمند ایران بر تنگه هرمز، به عنوان یکی از گذرگاههای حیاتی دنیا که بخش قابل توجهی از نفت جهان از آن عبور میکند، معادلات اقتصادی را بشدت تحت تأثیر قرار داده است. آنچه امروز در مواضع آلمان و دیگر کشورهای اروپایی دیده میشود، نتیجه مواجهه با واقعیتهای جدید است. جنگی که قرار بود منجر به نابودی ایران شود، اکنون به عاملی برای شکاف در غرب تبدیل شده است. اعتراف ضمنی به قدرت ایران، نارضایتی از بیراهبردی آمریکا، و نگرانی از تبعات اقتصادی تداوم این وضعیت، همگی نشان دهنده این است که این جنگ، برخلاف پیشبینیهای اولیه، نه تنها دستاوردی نداشته، بلکه هزینههای سنگینی را نیز بر متحدان آمریکا تحمیل کرده است. مرتس حالا متوجه شده است که بخش کثیف تبعات جنگ علیه ایران نصیب او و دولتش شده است.

