بانکدار بازنشسته کتابباز
سلچوک آلتون، متولد ۱۹۵۰ در آرتوین، از نویسندگان معاصر ادبیات ترکیه است. او که دوست دارد خود را «بانکدار بازنشسته» معرفی کند، همواره از شهرت گریزان بوده و هیچ مراسم رونمایی برای کتابهایش برگزار نمیکند، در نمایشگاههای کتاب حاضر نمیشود و آثارش را برای خوانندگانش امضا نمیکند. آلتون در هیچ نشست یا بزرگداشتی حضور ندارد، به ندرت مصاحبه میکند و عکسهای اندکی از او در مطبوعات وجود دارد؛ نویسندهای که درآمد حاصل از فروش آثارش را صرف حمایت از تحصیل دانشجویان هنر و ادبیات و نیز رسیدگی به گربههای خیابانی میکند.
او برخلاف جریان بازاری ادبیات ترکیه، در خلوتی خودخواسته زندگی میکند؛ نویسندهای که باور دارد اثر ادبی باید خود سخن بگوید و نیازی به گفتوگو یا تبلیغ ندارد. آلتون اهل بحثهای رسانهای نیست، اما در محافل ادبی ترکیه همواره به عنوان نویسنده روشنفکر کتابباز شناخته میشود. آلتون نویسندهای است که ترجیح میدهد آثارش توسط خوانندگان فرهیخته خوانده شود زیرا خود یک کتابشناس، کتابدوست و کتابباز واقعی است. او بعد از بازنشسته شدن از بانک و دیرتر از دیگر نویسندگان به نویسندگی روی آورد اما خالق آثار مهمی است که به زبانهای مختلف ترجمه شدهاند. موفقترین کتابش «سلطان بیزانس» است که پیش از این به انگلیسی، فرانسوی، ایتالیایی، عربی، صربی و آلبانیایی ترجمه شده و اینک در دسترس خوانندگان فارسی زبان است.
آثارش با نثر ساده اما اندیشمندانه نوشته میشوند و ترکیبی از سبک بورخس و داستانهای پلیسیاند. قهرمانان آلتون، درونگرا و جستوجوگرند؛ آنها نه صرفاً در پی حل معماهای جرم، بلکه در پی کشف معنا، تاریخ و رازهای ریشهدار ادبیات بشر هستند. جهان داستانی آلتون اغلب میان واقعیت و خیال در نوسان است و در بطن آن نوعی فلسفه ادبی نهفته است؛ فلسفهای که پرسش از ماهیت خواندن و نوشتن را به صورت استعاری در سراسر آثارش تکرار میکند.
استانبول برای آلتون نه فقط یک شهر، بلکه یک موجود زنده است؛ او در اغلب آثارش این شهر را با چنان جزئیات و احساس توصیف میکند که خواننده درمییابد نویسنده رابطهای عاشقانه و درونی با آن دارد. کوچههای باریک، کافههای قدیمی، صدای اذان در دل باران و مه برخاسته از بسفر، بخشی از فضای آثار اوست. در نگاه او استانبول نه تنها پایتخت فرهنگی ترکیه، بلکه زادگاه تضادهاست؛ جایی که شرق و غرب در هم میآمیزند و همین آمیزش برای او الهامبخش هزار معناست. آلتون نویسندهای با ذهنی بینارشتهای است؛ در آثارش آثار فلسفه، تاریخ، موسیقی و شعر را میتوان همزمان مشاهده کرد. او کتاب را نه کالایی مصرفی بلکه موجودی زنده میبیند که هر بار خواندنش، معناهای تازهای به ارمغان میآورد. در مجموعه یادداشتهایش با عنوان «برای کتاب / Kitap İçin» نگاه فلسفی خود را با زبانی شاعرانه بیان کرده است.
او در آثارش به تصویر انسان مدرن از دریچهای اخلاقی و فلسفی مینگرد و گاه با طنزی تلخ و ظریف از سردرگمیهای وجودی سخن میگوید. برخی از منتقدان ترکیهای معتقدند، نثر او پیوندی پنهان با نثر شاعرانه اوکتای رفعت دارد، چراکه بسیاری از نامهای کتابهایش از نیمبیتهای همان شاعر برگرفته شدهاند و همانگونه که در ادامه آمده، نام بیشتر آثارش نیم بیتی از شاعران گوناگون و اغلب از اوکتای رفعت شاعر ترکزبان است:
• تنهایی از راهی که تو میروی میآید / Yalnızlık Gittiğin Yoldan Gelir (رمان، ۲۰۰۱) – بیتی از اوکتای رفعت
• تنها، تو دور هم که باشی نزدیکی / Bir Sen Yakınsın Uzakta Kalınca (رمان، ۲۰۰۲) – اوکتای رفعت
• طعم گلوله و پرنده / Ku(r)şun Lezzeti (رمان، ۲۰۰۳)
• ترانههایی که مادر یادم نداد / Annemin Öğretmediği Şarkılar (رمان، ۲۰۰۵)
• برای کتاب - یادداشتهای یک خواننده کتابباز جلد اول / Kitap İçin (جستار، ۲۰۰۶)
• سالها سال قبل بود / Senelerce Senelerce Evveldi (رمان، ۲۰۰۸) - بیتی از ادگار آلن پو
• برای کتاب - یادداشتهای یک خواننده کتابباز جلد دوم / Kitap İçin–2 (جستار، ۲۰۱۰)
• سلطان بیزانس / Bizans Sultanı (رمان، ۲۰۱۱)
• برای کتاب - یادداشتهای یک خواننده کتابباز جلد سوم / Kitap İçin–3 (جستار، ۲۰۱۳)
• نیا بیخورشیدی بر شانههایت / Sol Omzuna Güneşi Asmadan Gelme (رمان کوتاه، ۲۰۱۴) - نیمبیتی از اوکتای رفعت
• اینجاها باران است و اینجاها باد است / Buraları Yağmur Buraları Rüzgâr (رمان کوتاه، ۲۰۱۵) - نیمبیتی از اوکتای رفعت
• زیر درخت اورِس / Ardıç Ağacının Altında (رمان، ۲۰۱۷)
• جاده چشمه جدایی / Ayrılık Çeşmesi Sokağı (رمان، ۲۰۲۰)
• برای کتاب - یادداشتهای یک خواننده کتابباز جلد چهارم / Kitap İçin–4 (جستار، ۲۰۲۱)
• برای کتاب - یادداشتهای یک خواننده کتابباز جلد پنجم / Kitap İçin–5 (جستار، ۲۰۲۲)
آلتون در برخی کتابهایش گوشهای از یافتهها و نظرات خود را هم جای میدهد؛ به عنوان مثال در سلطان بیزانس او نظرش را درباره نام گودو در انتظار گودو یا چشم به راه گودو (Waiting for Godot) نمایشنامهای از بکت باز میگوید و توضیح میدهد کهGod یعنی خدا و İdiot یعنی احمق است وGodot از ترکیب این دو کلمه تشکیل شده و در نمایشنامه Estragon خدا و Vladimir احمق را تمثیل میکنند. این یافته او بعدها توسط انجمن بکتشناسان تأیید شد و در مجلهای که به نام «بکت» چاپ میشود به نام آلتون رسماً قید شد.

