در حافظه موقت ذخیره شد...
پاکآیینی اسلامی در مرزهای قبیلهای
گسترشطلبی قدرتهای اروپایی تنها عامل برانگیزاننده جنبشهای احیای اسلامی نبود. در سدههای هجدهم و نوزدهم، بسیاری از جوامع روستایی در قلمرو وسیع جهان اسلام شاهد خیزشهایی عقیدتی بودند که بر اصول ایمان اسلامی استوار میشدند. رهبران این جنبشها، غالباً عالمان پرورشیافته در سنتهای کهن علوم دینی، بر این باور بودند که نفوذ آیینهای عامیانه و رسمهای آلوده به بدعت، امت اسلامی را از مسیر پیامبر دور ساخته است. از این رو، حرکتهای روستایی که برای «تطهیر» ایمان به راه افتادند، اندیشهای نو را در میان مسلمانان رواج دادند: اینکه جامعه اسلامی برای نوزایی و بازسازی خود باید به درون خویش بازگردد و سرمایه معنوی و فکریاش را از سرچشمههای اصیل خویش بجوید. سه جنبشی که در اینجا مورد بررسی قرار میگیرند، هرچند یگانه نمونههای چنین حرکتهایی نیستند، اما بیتردید از تأثیرگذارترین و ماندگارترین آنها در تاریخ معاصر جهان اسلام به شمار میروند.
محمد بن عبدالوهاب (1792–1703)، فقیه دینیزاده نجد در عربستان مرکزی، بنیانگذار مکتبی شد که بیگمان رنگ و بوی بنیادگرایی داشت.

