«ایران» تأثیر حمایت دولت و مجلس از حضور تیم ملی در جام جهانی ۲۰۲۶ را بررسی می‌کند

ایستادگی در غبار سیاست

سینا حسینی/ در آستانه رویدادی که باید تجلی «رقابت سالم» و «همگرایی ملت‌ها» باشد، آنچه از سوی ایالات متحده آمریکا در قبال تیم ملی فوتبال ایران شکل گرفته، نشانه‌ای نگران‌کننده از غلبه ملاحظات سیاسی بر قواعد پذیرفته ‌شده ورزش بین‌المللی است. تداوم این رفتارها، در کنار سکوت معنادار فدراسیون جهانی فوتبال، نه‌تنها شائبه استانداردهای دوگانه را تقویت کرده، بلکه این پرسش بنیادین را پیشِ روی افکار عمومی قرار داده است: آیا زمین فوتبال همچنان عرصه‌ای بی‌طرف باقی مانده یا به امتداد میدان‌های منازعه سیاسی بدل شده است؟
واکنش مقامات رسمی کشور و همراهی طیفی از چهره‌های ورزشی و سیاسی در سطح جهان نشان می‌دهد مسأله فراتر از یک اختلاف سلیقه است. آنچه امروز محل مناقشه قرار گرفته، «اصل استقلال ورزش» در برابر «مداخله دولت‌ها»ست؛ اصلی که سال‌ها به‌عنوان یکی از ارکان مشروعیت نهادهایی چون فیفا مطرح بوده است. 
رفتارهای منتسب به دولت دونالد ترامپ و تیم همراه او، از نگاه بسیاری از ناظران داخلی و بین‌المللی، نقض صریح همین اصل تلقی می‌شود؛ رفتاری که اگر با انفعال نهادهای بین‌المللی ناظر همراه شود، می‌تواند به رویه‌ای ناسالم در میزبانی رویدادهای بزرگ تبدیل شود.
حمایت صریح دولت و مجلس از حضور تیم ملی ایران در جام جهانی، صرفاً یک اعلام موضع غیرورزشی ساده نیست، بلکه نوعی «اعلام‌حضور» در یک رویداد بین‌المللی و کلان است؛ بازی‌ای که قواعد آن نه ‌فقط در مستطیل سبز، بلکه در سطوح کلان قدرت و دیپلماسی نیز تعریف می‌شود. پیام حمایت دولت و مجلس کاملاً آشکار است؛ ایران نه‌تنها از حق مشارکت خود در تورنمنتی معتبر نظیر جام جهانی عقب‌نشینی نخواهد کرد، بلکه با استفاده از ظرفیت‌های ورزشی، روایت خود را در برابر فشارهای غیرورزشی تثبیت خواهد کرد.
به اعتقاد بسیاری از صاحب‌نظران، عقب‌نشینی در چنین شرایطی می‌توانست به معنای پذیرش الگویی ناعادلانه در حکمرانی ورزش جهانی باشد؛ الگویی که در آن، کشور میزبان با تکیه بر قدرت، قواعد بازی را به نفع خود بازنویسی می‌کند. تداوم این روند، به‌تدریج «رقابت ورزشی» را به «رقابت غیرورزشی مدیریت ‌شده» تقلیل داده و روح بازی جوانمردانه را مخدوش خواهد کرد. از همین رو، ایستادگی ایران را می‌توان تلاشی برای حفظ توازن در زمین قدرت دانست.
قطعاً این وضعیت می‌تواند به عاملی مضاعف برای انگیزه بازیکنان تیم ملی تبدیل شود؛ بازیکنانی که پا به زمین مسابقه می‌گذارند، صرفاً نمایندگان یک حوزه خاص نیستند، بلکه سفیران یک ملت به شمار می‌روند که برای مخابره پیام صلح و دوستی مردم ایران با تمام جهانیان به میدان آمده‌اند. به اهتزاز درآمدن پرچم ایران در خاک آمریکا، در چنین بستری، از سطح یک پیروزی ورزشی فراتر می‌رود و به نمادی از «غلبه اراده بر فشار» تبدیل خواهد شد.
آنچه امروز در حاشیه جام جهانی در حال شکل‌گیری است، آزمونی چندلایه است: آزمون پایبندی نهادهای بین‌المللی به اصول اعلامی خود، آزمون مرزهای مداخله‌پذیری ورزش از سیاست و آزمون کشورها در دفاع از حقوق برابر در صحنه جهانی. نتیجه این آزمون، نه ‌فقط سرنوشت یک تیم، بلکه آینده نسبت میان سیاست و ورزش را رقم خواهد زد.
بدون تردید، حضور تیم ملی ایران -فارغ از تمام کارشکنی‌های میزبان- می‌تواند یک پیروزی بزرگ برای ملت ایران به شمار آید تا جهان متوجه این واقعیت شود که ایرانیان قادرند در میانه میدان، پیام صلح و دوستی خود را به سراسر جهان مخابره کنند و در خاک آمریکا این حقیقت روشن را در برابر ترامپ و تیم همراه او به گوش جهانیان برسانند؛ موضوعی که نه‌تنها ترامپ علاقه‌ای به آن ندارد، بلکه می‌تواند سیاست‌های ضدایرانی او را در آوردگاهی بزرگ نظیر جام جهانی 
نقش بر آب کند.