ارزیابی عمادالدین باقی از چگونگی شکل‌گیری انسجام ملی در دل جنگ

حاکمیت باید قدر مردم را بیشتر بداند

ملت ریشه دار تحقیر نمی‌پذیرد

عمادالدین باقی با اشاره به مدیریت قابل دفاع دولت در جنگ 40 روزه تأکید دارد که قشرهای مختلف مردمی با حضور مرئی و نامرئی خود در صحنه نقشه دشمن را نقش بر آب کردند و حالا حاکمیت باید قدر این مردم را بیشتر بداند.
این حقوقدان در تحلیل چرایی و چگونگی شکل‌گیری «انسجام ملی» در ایران و راه‌های حفظ و تقویت آن به «ایرنا» گفت: «حضور مردم دو شکل داشت؛ بخشی با «حضور فعال» و بخشی دیگر با «حضور نامرئی» یا «عدم حضور فیزیکی» خود، پروژه دشمن را نقش بر آب کردند. اگر قشر خاکستری، حضور فیزیکی دلخواهِ دشمن را پیدا می‌کرد، معادلات دیگری رقم می‌خورد. این جمعیت خاکستری بر اساس آرای انتخاباتی، تعیین ‌کننده‌تر و بزرگ‌تر هستند. تنها راه تبدیل این دو نوع حضور به یک نقش پایدار به سود ایران، تداوم آن در قالب اصل شهروندمداری و ملی‌گرایی است در واقع همه باید احساس مالکیت و ذی‌نفع بودن کنند چنانکه در جنگ نیز، چون پای ایران به میان آمد که همه آن را خانه خود می‌دانند، رفتار متفاوتی پیشه کردند.
 
ملت ریشه دار تحقیر پذیر نیست
باقی در ارزیابی خود از علت خطای محاسباتی دشمن نسبت به وجود برخی نارضایتی‌ها در ایران و پیش‌بینی شورش اجتماعی علیه حاکمیت بعد از حمله، افزود: «شکاف‌های اجتماعی، واقعی بودند. ما در سال‌های گذشته با بیان فهرستی از این گسل‌ها، به طور مکرر گفتیم و نوشتیم که اگر ترمیم نشوند از یک مسأله اجتماعی به یک معضل امنیتی بدل می‌شوند ولی اینها ترمیم نشد و دشمن روی آن حساب کرد اما از چند نکته غفلت کرد.»
این فعال سیاسی ادامه داد: «یکی اینکه ایران دارای تمدن و تاریخ است و تاریخ هر ملتی هویت‌ساز آن است. یک ملت ریشه‌دار تحقیر را برنمی‌تابد، دقیقاً چیزی که ترامپ قادر به فهم آن نیست و مدام با روش تحقیر با مردم ایران صحبت کرد. همین الان اگر یک مجرمی در خیابان تحقیر شود مردم عادی واکنش نشان می‌دهند و در جریان رفتار زشت مجرم‌گردانی در گذشته نمونه واکنش‌ها را شاهد بودیم.»
این حقوقدان با بیان اینکه یکی از مهم‌ترین عوامل درباره خطای محاسباتی آمریکا و اسرائیل و ملی شدن مقاومت ایرانیان، عملکرد خود دشمن بود، گفت: «آنها ماه‌ها تبلیغ کردند که حساب جمهوری اسلامی از ایران ‌جدا است و اینکه با جمهوری اسلامی می‌جنگند نه ایران! و با مردم کاری ندارند و فقط نظامیان را می‌زنند! جنگ ۱۲ روزه این تبلیغات را خراب کرد ولی با قدرت بیشتری آن تفکیک دروغین را دوباره ساختند. نیروهای مستقل و ملی با صدور بیانیه‌های جمعی این تبلیغات را متزلزل کردند و نشان دادند هر تجاوزی را به هر بهانه‌ای به ایران نمی‌پذیرند و «توان دفاعی» را جزو «سرمایه‌های ملی» می‌دانند چون تجربه سوریه را پیش روی خود داشتند. اما در جنگ دوم در ۹ اسفند ۱۴۰۴ کشتار حدود ۱۷۰ کودک در مدرسه میناب، درست در اولین ساعت حمله غافلگیرانه متجاوزان، تمام آن تبلیغات را منهدم‌ کرد.»
میناب حلقه اول جنایت 
علیه ملت بود
وی با اشاره به تخریب برخی زیرساخت‌های کشور در جنگ اخیر و تأثیر آن بر افکار عمومی گفت: «زمانی که ترامپ جلوی چشم‌ جهانیان رسماً اعلام کرد پل‌ها و نیروگاه‌ها و پتروشیمی را بمباران می‌کنیم و اسرائیل هم خطوط ریلی را به آن افزود دیگر برای هیچ کس تردیدی نماند که میناب فقط حلقه اول جنایت علیه مردم بود. حرف‌های ترامپ در حالی بود که در اسناد بین‌المللی صراحتاً حمله به تأسیسات مدنی و عام‌المنفعه ممنوع شده است، خصوصاً که از پل و تأسیسات آب و برق وبیمارستان نام برده شده است. عجیب اینکه از قدیم این قواعد وجود داشت و در مقررات جنگی اسلامی هم آسیب رساندن به تأسیسات مدنی و عمومی و خانه‌ها و حتی درختان ممنوع شده است.»
 
اقدامات دولت و رفتار مردم مکمل تاب‌آوری شد
باقی در پاسخ این پرسش که یکی از مؤلفه‌های تاب‌آوری مردم در ایام جنگ، تأمین معیشت مردم و کنترل شرایط اقتصادی کشور از سوی دولت بود، این مسأله را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ گفت: «مسئولان کشور پیش‌بینی جنگ را کرده بودند به همین دلیل سیلوهای ذخیره سه ماهه را که همواره برای شرایط اضطراری وجود دارد، تبدیل به ذخیره ۶ ماهه کردند و این اقدام مهمی بود. حضور مسئولین در میدان و تأمین معاش مردم در تاب‌آوری آنها مؤثر بود، اینکه بیش از ۸۰ درصد مواد خوراکی، تولید داخل است نیز فاکتور مهمی است اما درک و شعور خود مردم، مؤثرتر از همه این موارد بود. رفتار مردم باید زیر ذره‌بین می‌رفت تا ببینید چقدر خود آنها مؤثر بودند.»
این تحلیلگر سیاسی در تحلیل رفتار هوشمندانه مردم در زمان جنگ اظهار کرد: «از چند هفته قبل در شبکه‌های اجتماعی پیام‌هایی در تیراژ میلیونی دست به دست می‌شد که آموزش می‌دادند مردم برای شرایط جنگی آب و غذا و وسایل مختلف ذخیره کنند و عده‌ای تحت تأثیر قرار می‌گرفتند ولی در عمل، اقلیتی از مردم رفتار نامتعارف داشتند. در ساعت اول حمله، ساعت ۱۰ صبح به بعد بود که دیدم نانوایی‌ها شلوغ شد ولی از فردای آن روز دیگر چنین خبری نبود. من روز اول رفتم نانوایی دیدم رفتارها عادی است، صف شلوغ شد ولی خریدها متعارف بود، به میدان تره بار رفتم باز هم رفتار غارتی ندیدم.»
مردم می‌فهمند اگر همه مراعات کنند کالا برای همه می‌ماند اما اگر حریص شوند برای همه نمی‌ماند. حتی ترکیه اردوگاهی برای سیل مهاجران و آوارگان ایرانی آماده کرده بود ولی نه تنها هیچ آواره‌ای نداشتیم بلکه دیدیم و شنیدیم افرادی به ایران برای کمک به هموطنان و دفاع از ایران بازگشتند.
 
همه شهروندان را 
به یک چشم ببینیم
باقی در پایان با تأکید بر اینکه جغرافیای ایران یکی از بزرگ‌ترین مؤلفه‌های قدرت ایرانیان و نعمت بزرگی است، تصریح کرد: «۳۱ استان ایران مانند ۳۱ کشور است و موج مهاجرت در داخل این مجموعه جابه‌جا می‌شود. در زمان جنگ از شهرهای مختلف تماس می‌گرفتند و از ساکنان مناطق مورد حمله دعوت می‌کردند. بعضی استان‌های ایران به تنهایی از بعضی کشورهای اروپایی بزرگتر هستند، ژاپن کمتر از یک چهارم ایران است. طمع قدرت‌ها به ایران و تلاش‌های ناکام برای فروپاشی آن بی‌دلیل نیست. این حکومت است که باید قدر این سرمایه را بداند و با رفتار کاملاً حقوقی و با شهروندمداری، همه ایرانیان را به یک چشم بنگرد تا انسجام ایران را تضمین کند. بنابراین با تقدیر از مدیریت اجرایی کشور در تأمین معاش مردم باید قدردان جغرافیای ایران بود و بیش از همه از خود مردم و تاب‌آوری و شعورشان تقدیر کرد.»

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • بین الملل
  • اجتماعی
  • انرژی
  • اقتصادی
  • اندیشه - گزارش
  • خودرو
  • حوادث
  • ورزشی
  • زیست بوم
  • ایران زمین
  • کتاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و یازده
 - شماره نه هزار و یازده - ۰۸ اردیبهشت ۱۴۰۵