شکلگیری پاتوقهای تخصصی هنری برای پرورش هنرمندان نوجوان
وقتی جنگ، فرصتی برای هنرپروری میشود
باشگاه رشد کودک و نوجوان حوزه هنری طی یک سال گذشته به یکی از مهمترین جریانهای تربیت هنرمند نوجوان در کشور تبدیل شده است؛ جریانی که از مهرماه ۱۴۰۳ با مشارکت چند استان آغاز شد و امروز با ۲۱ باشگاه فعال، شبکهای گسترده از آموزش، تجربه و کنشگری هنری را شکل داده است. این باشگاهها با هدف پرورش نسلی تازه از هنرمندان متعهد و خلاق راهاندازی شده و تلاش میکنند برای نوجوانان پاتوقهایی تخصصی فراهم کنند تا آنها از سنین پایین با زیست هنری منظم و هدایتشده آشنا شوند. انتخاب اعضا از طریق رویدادهای هنری استانی و فرآیندهای دقیق استعدادسنجی انجام میشود و نوجوانان پس از ورود، آموزشهای تخصصی در حوزههایی چون عکاسی، مستندسازی، گرافیک، تصویرسازی، شعر، روایتنگاری، نقاشی و طراحی را زیر نظر مربیان خبره آغاز میکنند. اما آنچه باشگاه رشد را از یک مرکز صرفاً آموزشی متمایز کرده، ورود نوجوانان به میدان واقعی تولید و روایتگری است؛ بهویژه در ماههای اخیر و در شرایطی که جنگ به ما تحمیل شده، انگیزه و ظرفیت آنان را به سمت مشارکت فعال در ثبت رویدادها، تولید اثر، رسانهسازی و کارهای میدانی سوق داده است. باشگاه رشد امروز به تجربهای کمنظیر از ترکیب تربیت هنری و کنش اجتماعی نوجوانان تبدیل شده است.
آغاز یک جریان تربیتی
با ۲۱ باشگاه فعال در کشور
باشگاههای رشد نوجوان حوزه هنری از مهرماه ۱۴۰۳ فعالیت خود را با مشارکت ۸ استان آغاز کردند؛ حرکتی که به گفته وحید عظیمی، مدیر مرکز رشد مؤسسه سوره امید، با هدف «تربیت هنرمندان نوجوان انقلابی» طراحی شد و امروز به شکلگیری ۲۱ باشگاه فعال در سراسر کشور انجامیده است.
عظیمی در گفتوگو با «ایران» با اشاره به فلسفه شکلگیری این باشگاهها میگوید: «ما به دنبال ایجاد پاتوقهای تخصصی هنری برای نوجوانان مستعد بودیم تا زیست هنری آنان از سنین پایین شکل بگیرد و در مسیر حرفهای و متعهد رشد کنند.» بر همین اساس، در هر استان متناسب با ظرفیتهای بومی، دو تا پنج پاتوق دخترانه و پسرانه راهاندازی شد و نوجوانان پس از شرکت در رویدادهای هنری استانی، طی فرآیند مصاحبه و استعدادسنجی وارد دورههای آموزشی باشگاه شدند.
رشتههای فعال در این باشگاهها شامل عکاسی، مستندسازی، گرافیک و تصویرسازی، شعر، روایت و داستاننویسی، نقاشی و طراحی است؛ حوزههایی که به گفته عظیمی میتوانند هم ابزار روایتگری باشند و هم زمینهساز شکلگیری هویت هنری نوجوانان. مسیر حرفهای شدن در این باشگاهها معمولاً دو تا سه سال زمان میبرد، اما تحولات میدانی سال گذشته این روند را وارد مرحلهای تازه کرد.
شتاب گرفتن فعالیتها با آغاز جنگ
همزمانی فعالیت باشگاهها با وقوع جنگ ۱۲روزه و سپس آغاز جنگ تحمیلی سوم، فضای فعالیت را تغییر داد؛ نوجوانانی که در آغاز راه آموزش قرار داشتند، ناگهان با واقعیتی میدانی مواجه شدند که نیازمند روایت، تحلیل و تولید اثر بود. عظیمی در اینباره میگوید: «شرایط جنگی باعث شد نوجوانان زودتر از زمان پیشبینیشده وارد عرصه تولید شوند و هنر خود را در میدان واقعی تجربه کنند.»
در چنین فضایی، باشگاهها فعالیت خود را منسجمتر ادامه دادند و علاوه بر آموزش، به سازماندهی کنشگری هنری پرداختند. در تمام استانها «اتاق جنگ» نوجوانانه شکل گرفت؛ محفلهایی که گاه بهصورت حضوری و گاه در بستر مجازی برگزار میشد و نوجوانان زیر نظر اساتید تخصصی به همفکری، ایدهپردازی و برنامهریزی برای تولید آثار پرداختند. این اتاقها علاوه بر ارتقای مهارتهای حرفهای، موجب هماهنگی و انسجام بیشتر فعالیتها شد و آرایش مؤثری به کنشگری نوجوانان داد.
تمرکز ملی بر روایت شهدای میناب
یکی از اولین مأموریتهای مشترک در سطح کشور، تمرکز بر شهدای میناب بود. پوسترهای این شهدا که در ستاد مرکزی کودک و نوجوان تولید شده بود، به استانها ارسال شد و نوجوانان با همکاری نهادهای شهری، آنها را در سطح شهر منتشر کردند. از اکران بیلبوردی با همکاری شهرداریها گرفته تا انتشار در کانالها و گروههای فضای مجازی، چاپ و توزیع تراکت در تجمعات مردمی و حتی بازتولید هنری همین پوسترها در قالب آثار تازه، بخشی از این حرکت سراسری بود.
در کنار این اقدام، حضور فعال در تجمعات و راهپیماییها نیز بهصورت هماهنگ در استانها دنبال شد. عظیمی توضیح میدهد: «نوجوانان با دوربینهای عکاسی خود به ثبت لحظات پرداختند، برخی در قالب موکبداری مشارکت کردند، گروهی پرچمنویسی و شعارنویسی انجام دادند و تعدادی نیز با روایتنگاری و مستندسازی، حالوهوای اجتماعات مردمی را ثبت کردند. در استانهایی که ظرفیت گرافیکی بالاتری وجود داشت، نوجوانان اقدام به طراحی شابلونهای متناسب با فضای جنگ کردند و این طرحها را بهصورت گروهی در سطح شهر اجرا کردند؛ اقدامی که علاوه بر بُعد هنری، جلوهای از حضور میدانی نوجوانان در فضای شهری بود.»
شکلگیری موج
میکرورسانههای نوجوانانه
او در ادامه توضیح میدهد: «در ادامه این جریان، برخی استانها با تمرکز بر حوزه رسانه، تولیدات منسجمتری را سامان دادند. برای نمونه در یزد «میکرورسانه جنگنیوز» با تولید روزانه محتوای کوتاه طنزآمیز و نوجوانانه درباره اخبار جنگ، طی ۵۰ روز 45 اثر تولید کرد؛ آثاری که از ایده تا اجرا و تدوین، کاملاً توسط نوجوانان انجام شد. این تجربه در قم نیز با شکلگیری «میکرورسانه بچههای فردا» ادامه یافت؛ جایی که اتاق جنگ نوجوانانه با همافزایی گروههای هنری، ۳۶ اثر تولید کرد و این آثار در شبکه امید روی آنتن رفت. بخشهایی همچون «تربیت و جنگ»، «مربی و جنگ»، «قرآن و جنگ»، «مستند و جنگ»، «مردم و جنگ» و «روایت فتح» نشاندهنده تلاش نوجوانان برای نگاه چندوجهی به مسأله جنگ بود.
این موج رسانهای در قزوین با «میکرورسانه جنگه مگه؟!» ادامه یافت که از دوره جنگ ۱۲ روزه آغاز شد و روایتهای تاریخی و استعماری را در قالب تولیدات کوتاه منتشر کرد؛ تولیداتی که در شبکههای اجتماعی با استقبال گسترده مواجه شد و در دوره جنگ تحمیلی سوم نیز تداوم یافت. در البرز نیز «رسانه نورسان» با مشارکت قرارگاه دختران البرز و باشگاه رشد نوجوان، ویدیوکست «قصه مقاومت» را به سبک روایت فتح تولید و از رادیو البرز پخش کرد و همزمان در پویش «لا» آثار گرافیکی متعددی ارائه داد.»
مدیر مرکز رشد مؤسسه سوره امید خاطرنشان میکند: «همچنین در آذربایجان شرقی، محفل نوجوانانه «امید مدیا» علاوه بر فعالیتهای داخلی، میکرورسانه تحلیلی بینالملل را به زبان ترکی استانبولی راهاندازی کرد و مخاطبان فرامرزی را نیز درگیر روایت نوجوانانه کرد.»
تجربهای ملی
از کنش فرهنگی نوجوانان
عظیمی در جمعبندی این فعالیتها تأکید میکند: «آنچه در این ماهها رخ داد، صرفاً تولید چند اثر هنری نبود بلکه شکلگیری یک تجربه ملی از کنش فرهنگی نوجوانانه بود.» به گفته او، نوجوانان در این مسیر نهتنها مهارتهای هنری خود را ارتقا دادند، بلکه مسئولیت اجتماعی، کار گروهی، روایتگری دقیق و حضور میدانی را نیز تمرین کردند.
مجموعه این اقدامات، تصویری تازه از ظرفیت نوجوانان در عرصه هنر و رسانه ارائه میدهد؛ ظرفیتی که در بستر یک بحران ملی فعال شد و نشان داد باشگاههای کودک و نوجوان حوزه هنری میتوانند علاوه بر مأموریت تربیتی بلندمدت، در بزنگاههای تاریخی نیز نقشآفرین باشند و روایت نسل نوجوان را به متن تحولات فرهنگی کشور بیاورند.
بــــرش
کنشگری میدانی؛ از موکبهای تخصصی تا تئاتر خیابانی
در کنار تولیدات رسانهای، در برخی استانها تمرکز بر فعالیتهای میدانی و ترکیبی بود. او توضیح میدهد: «در اصفهان موکب تخصصی کودک و نوجوان بهصورت مشترک با کانون و شهرداری راهاندازی شد و فضایی شامل 10 غرفه با محورهایی چون کتابخوانی، مشاوره، بازخوانی جنایات ترامپ، یادبود شهدای میناب، گفتوگوی نوجوانانه، معرفی هنر و میراث اصفهان و بازیهای فکری ایجاد کرد؛ فضایی که هر شب با اجرای برنامههای متنوع نوجوانانه همراه بود.»
عظیمی تأکید میکند: «در فارس نیز «اتاق جنگ شیراز» پوسترهای خلاقانه طراحی، چهره شهدای جنگ رمضان را تصویرسازی و به خانوادهها اهدا کرد و نوجوانان در کنار عوامل حرفهای، تجربه حضور در تولید برنامه تلویزیونی «سووشون» را کسب کردند. در سیستان و بلوچستان نیز «اتاق جنگ هنر و حماسه» در تجمعات زابل فعال بود و علاوه بر تولید ویدیوکست تحلیلی «سرنخ»، چند تئاتر خیابانی اجرا کرد. این جریان در گلستان با اجرای سه تئاتر خیابانی درباره شهدای میناب ادامه یافت و در آذربایجان غربی نیز موکب «طراحی روی بوم» در تجمعات مردمی برپا شد.
همزمان در کهگیلویه و بویراحمد هسته تجسمی «سیدا» مجموعهای از طراحیها و پوسترهای هنری خلق کرد و در خوزستان دو رویداد تولیدمحور در قالب ریلز جنگ و گرافیک جنگ برگزار شد که نوجوانان در آن طی یک روز از ایدهپردازی تا تولید اثر را تجربه کردند. در خراسان شمالی مستندهای اجتماعی کوتاه (وکسپاپ) از تجمعات تولید شد. در مازندران مجموعهای از کاریکاتورها و انیمیشنهای کوتاه جنگی ارائه شد و در چهارمحال و بختیاری «هسته روایت» به مصاحبه و نگارش روایتهای خلاقانه پرداخت.»
او تأکید میکند: «در ادامه این حرکت، در خراسان رضوی نوجوانان در قالب «محفل هیأت و هنر مهنا» گرد هم آمدند و آثار مشترک تولید کردند، در استان مرکزی شب شعر «پروانههای میناب» برگزار شد و در سمنان گروههای هنری با ثبت تصویری تجمعات و تولید نماهنگ «رهبر شهید» فعالیت داشتند. همچنین در شاهرود «میکرورسانه کت تن کیه؟» به تولید محتوای نوجوانانه پرداخت و در گیلان نیز موکب «هیأت هنر گیلان» با خلق آثار نقاشی و پوستر پیرامون شهدای ذهاب رشت شکل گرفت.»

