نعمت‌الله فاضلی، جامعه‌شناس پاسخ می‌‌دهد

چرا جامعه ایران در جنگ فرو نپاشید ؟

یک جامعه‌شناس در ارزیابی حضور میدانی مردم در حمایت از کشور گفت: به خبرگزاری‌های رسمی و کسانی که گفتمان رسمی را مدیریت می‌کنند، این نکته حیاتی را یادآوری می‌کنم که وظیفه اصلی آنها این است که فضای سیاسی کشور را به گونه‌ای متناسب برای مشارکت همه علایق و سلیقه‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی فراهم کنند.
نعمت‌الله فاضلی، جامعه‌شناس در گفت‌وگو با ایرنا، درباره نقش‌آفرینی مردم و انسجام ملی ایجاد شده در کشور افزود: جنگ‌ها تا حدودی موقعیتی اجتماعی را شکل می‌دهند که افراد درون جامعه‌ای که مورد تهاجم و تجاوز قرار گرفته است، تفاوت‌های فکری، اعتقادی و اجتماعی خود را موقتاً - تا زمانی که جنگ وجود دارد - کنار می‌گذارند. «پیتر تورچین»، مورخ و دانشمند برجسته در کتاب «فرا جامعه» پژوهشی بزرگ در تاریخ ۱۰ هزار سال جنگ‌ها انجام داده است. وی در این پژوهش نشان می‌دهد که شکست یا پیروزی در جنگ‌ها وقتی امکان‌پذیر می‌شود که ببینیم گروه، جامعه و مردمان کشور چگونه تمرین «همکاری» می‌کنند. این استاد دانشگاه ادامه داد: «همکاری» به معنای این است که اگر جامعه‌ای درگیر جنگ شده است، بقای خودش را تأمین کند و آسیب کمتری در تجاوزها و تهاجم‌های دشمن ببیند. شرط بنیادین چنین وضعیتی این است که در هر دو سطح «درون گروهی» و «برون گروهی» انسجام وجود داشته باشد. در جنگی که متأسفانه اکنون بر ایران عزیز ما تحمیل شده است، هر دو شکل همکاری را می‌بینیم. همکاری «درون گروهی» به این معناست که رقابت برای کسب امتیاز در افراد درون گروه یعنی درون جامعه ایران به طور موقت کنار گذاشته شده است تا همه در برابر دشمن موضع واحدی بگیرند اما همکاری «برون گروهی» این است که سیاستمداران، حکومت، دولت، رئیس‌جمهوری، فرماندهان نظامی با دولت‌ها و کشورهای دیگر اتحاد و انسجام پیدا کند.
 فاضلی درباره اینکه  چه پیشنهادی برای کسانی که تاکنون در اجتماعات مردمی شرکت نکرده‌اند، دارید، گفت: پیشنهادم به همه کسانی که در این فضاها هیچ‌گونه مشارکتی ندارند یا حتی آنها که با این مشارکت مخالف هستند، این است که به این صحنه‌ها از این منظر که برای بقای «حیات جامعه» و «ایران» در کلیت آن ضروری است، بنگرند. ما در این صحنه‌ها برای دفاع از ایران حضور داریم نه برای دفاع از یک جهت‌گیری سیاسی خاص. مشارکت در دفاع از جامعه در موقعیت جنگ، امری «پیشا سیاسی» است یعنی وقتی که بقای جامعه در خطر است و ساخت‌های جامعه و زیست‌پذیری حیات در کشورمان هدف قرار گرفته‌اند، در این شرایط ما با هرگونه جهت‌گیری سیاسی مخالف یا موافق جمهوری اسلامی یا منتقد باید در فرآیند «دفاع از ایران» به عنوان «دفاع از بقا» و «دفاع از زندگی» مشارکت کنیم. من آن جمعیت ایرانیان که در صحنه‌ها شرکت نمی‌کنند را می‌بینم، می‌شناسم اما باید به آنها گفت که دفاع از بقا، امری «پیشا سیاسی» است. این جامعه‌شناس درباره اینکه چرا ارزیابی‌های دشمنان مبنی بر ایجاد شورش اجتماعی در ایران بعد از حذف رهبری و فرماندهان نظامی غلط از آب در آمد، توضیح داد: نه تنها ایران بلکه همه جوامعی که سابقه تمدنی دارند و برای صدها و چند هزار سال فرآیند تمدن و مدنیت در آنها تجربه شده است، به طور طبیعی بیش از گروه‌ها و جوامع دیگر، هنگام بلبشوهای بزرگ و آنارشی مقاومت می‌کنند. جامعه ایرانی در جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم که بیگانگان ایران را اشغال کردند و خشکسالی، قحطی، وبا و بیماری‌های واگیردار و فراگیر هم سایه افکنده بود به دلیل همان تجربه تاریخی، حافظه جمعی و ناخودآگاه اجتماعی از هم نپاشید؛ با وجود اینکه در جنگ جهانی اول تقریباً نیمی از جمعیت ایران را از دست رفت و در جنگ جهانی دوم یعنی سال‌های ۱۳۲۰ نیز حدود ۳ میلیون نفر کشته شدند اما در آن دو جنگ هم تاریخ گواهی می‌دهد که با همه شدت ویرانگری، کشتار، تنگناهای عظیم جامعه، ایران باقی ماند و از هم نپاشید.
به گفته وی، امروز که وضعیت جامعه ایران مطلقاً قابل مقایسه با جنگ جهانی اول یا دوم نیست؛ زیرساخت‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی گسترده‌ای در ایران وجود دارد. نزدیک به ۹۰ درصد جمعیت ما باسواد هستند، میلیون‌ها دانش‌آموخته دانشگاهی در ایران زندگی می‌کنند، رسانه‌های ارتباطی، رادیوها، تلویزیون‌ها، مطبوعات، انتشارات و کتاب‌ها به مثابه یک سیستم اطلاعات جمعی، آگاهی‌های فرهنگی را تولید و توزیع می‌کنند، فرهنگسراها، خانه‌های فرهنگ، انجمن‌ها و جامعه مدنی گسترده‌ای در ایران فعالیت می‌کنند؛ از نهادهای خیریه گرفته تا نهادهای گوناگون حقوق بشری، نهادهای مدنی محافظت از محیط زیست و شکل‌های دیگر انسجام اجتماعی در این کشور شکل گرفته‌اند، جدا از اینکه شبکه‌های گسترده جاده‌ای، حمل و نقل و حوزه‌های اقتصادی نیز وجود دارد. در چنین شرایطی کاملاً بدیهی و طبیعی است که بمباران و ویرانگری نمی‌تواند موجب فروپاشی اجتماعی و سیاسی شود چرا که مردم به سرعت خود را منسجم می‌کنند و ذهن جامعه فعال می‌شود. این استاد دانشگاه درباره اینکه کیفیت عملکرد دولت چقدر در تاب‌آوری جامعه مؤثر بود، گفت: حداقل در ۵۰ روز گذشته جنگ اگرچه تنگناهای مادی برای جامعه ایجاد شده اما این تنگناها موجب بروز رفتارهای فراگیر و گسترده شورشی یا غارتگری یا شکل‌گیری هراس جمعی از کمبودها در جامعه نشده است. دولت یعنی قوه مجریه و وزارتخانه‌ها، کارنامه بسیار درخشانی تا این لحظه داشتند و باید قدرشناس قوه مجریه در زمینه تأمین معیشت و دسترسی به کالاها به ویژه کالاهای حیاتی مانند بنزین، مواد غذایی، مواد بهداشتی و درمانی و حتی در دسترسی به برخی خدمات آموزشی عالی و امثال اینها باشیم. اما همچنان بحران‌ها و چالش‌های جدی هم وجود دارد، شاید آشکارترین و فراگیرترین آنها محروم کردن مردم از دسترسی به زندگی دیجیتال باشد که به مثابه آب، هوا و نان است.