گذر از رنج‌ها

سون می‌هوانگ در مرغی که رویای پرواز داشت خواننده را به سفری درونی دعوت می‌کند

بهار خسروی
گروه کتاب


در دنیایی که گاه سرنوشت و تقدیر یا حتی عادات روزمره زندگی بشری چون حصاری نفوذناپذیر، رویاهای‌مان را در قفس تنگ بایدها و نبایدها اسیر می‌کند، گاهی یک داستان ساده یا قهرمان یک قصه می‌تواند همچون جرقه‌ای باشد که امید و انگیزه را در دل‌مان بیدار می‌کند. گاهی یک کتاب، با زبانی ساده اما سرشار از احساس، ما را به سفری درونی دعوت می‌کند؛ سفری به اعماق مفاهیمی همچون آزادی، مادرانگی، طرد شدن، دوستی و مهم‌تر از همه تلاش بی‌وقفه‌ برای تحقق رویاها و رها شدن از زنجیره تکرار و عادت. «مرغی که رویای پرواز داشت»، روایتی است از اراده، مقاومت و جسارت برای رسیدن به خواسته‌ها و آرزوهای قلبی. داستانی که نشان می‌دهد ایستادگی در برابر قوانین نانوشته‌ روزگار با همه سختی‌ها و تهدیدهایی که دارد، ما را به اهداف بزرگ‌تری می‌رساند. این کتاب، نمادی است از تمام انسان‌هایی که در پی شکستن حصارهای دور خود، شجاعانه قدم در مسیر تحقق آرزوهای‌شان می‌گذارند و ثابت می‌کنند می‌توان با اراده و تلاش به بلندترین قله‌ها دست پیدا کرد.
«مرغی که رویای پرواز داشت» نوشته‌ سون می‌هوانگ و ترجمه سارا زرگر که در نشر دیوار به چاپ رسیده، از زیباترین و تأثیرگذارترین رمان‌های کوتاه کره‌ای محسوب می‌شود. این کتاب برای رده سنی نوجوان نوشته شده اما چراغی است برای همه کسانی که در هر سن و سالی، در دل خود رویایی برای پرواز دارند. داستان درباره‌ مرغ تخم‌گذاری به نام «اسپروت» است که در مزرعه‌ای کوچک زندگی می‌کند. اسپروت نامی است که خودش انتخاب کرده و به معنای جوانه است. هیچ کس او را با این نام صدا نمی‌کند و می‌داند زندگی‌اش شباهتی به زندگی جوانه‌ها ندارد، با این حال نامش حس خوبی به او می‌دهد. او دوست دارد همچون جوانه‌های درخت اقاقیا باشد و به زندگی خود معنا ببخشد، همان درختی که هر روز از گوشه قفس خود آن را می‌بیند. از وقتی هم که برای خودش اسمی انتخاب کرده، توجهش به دنیای بیرون از مرغدانی بیشتر شده است؛ از کوچک و بزرگ شدن ماه و طلوع و غروب خورشید گرفته تا حیواناتی که در طویله سروصدا می‌کنند. او وظیفه‌‌ای جز تخم گذاشتن ندارد و نمی‌تواند پا به دنیای بیرون از مرغدانی بگذارد. اما با دیدن یک مرغ و جوجه‌هایش رویایی در دل می‌پروراند، اینکه از قفسی که در آن اسیر شده رهایی پیدا کند، آزادانه در طبیعتی که به آن تعلق دارد زندگی کند، روی تخم خود بنشیند و جوجه‌‌ خودش را بزرگ کند. این قهرمان داستان برای تحقق رویای خود تسلیم پیچ و خم‌های روزگار نمی‌شود و دست از تلاش برنمی‌دارد. آرزوهای او برخلاف قوانین مزرعه است اما او این رویای محال را با اراده‌ای ستودنی به واقعیت تبدیل می‌کند و وارد دنیای بیرون از مزرعه می‌شود. در این مسیر با حیوانات مختلف از گونه‌های دیگر آشنا می‌شود، دوستی و ازخودگذشتگی را تجربه می‌کند، سختی‌های بسیاری را پشت سر می‌گذارد و حتی با تهدیدهای زیادی همچون حیوانات وحشی مواجه می‌شود، اما هرگز ناامید و تسلیم نمی‌شود.
 
بهای آرزوها
مخاطب حین خوانش داستان با مرغ قهرمان همذات‌پنداری می‌کند و تلاش او را برای رسیدن به هدف، رد کردن موانع پیش‌رو و کم نیاوردنش در مواجهه با سختی‌ها و ناملایمات می‌ستاید. کتابی کوتاه اما پرمفهوم که برای همه به‌خصوص کودکان و نوجوانان پیام‌های زیادی دربردارد و در قالب یک داستان آموزنده به بیان آن می‌پردازد؛ اینکه رسیدن به آرزوها و رویاهایی که در سر می‌پرورانند بهایی دارد، اما ارزشش را دارد. مادر بودن فقط به دنیا آوردن نیست، بلکه عشق و فداکاری می‌طلبد. تفاوت‌ها سختی می‌آورد اما می‌توانند زیبا هم باشند. برای رسیدن به رویاها، باید خطر کرد و با سختی‌های راه مبارزه کرد. حتی کوچک‌ترین موجودات روی زمین هم در شرایط سخت و بحرانی می‌توانند شجاعت‌ به خرج دهند و از هدف خود ناامید نشوند. این کتاب می‌گوید رشد بدون رنج ممکن نیست، باید برای رسیدن به رویا و معنای واقعی زندگی جرأت کنیم و از قفس‌ امن خود بیرون بیاییم، زندگی واقعی همیشه راحت نیست، پر از رنج و انتخاب‌های دشوار است و گاهی با تنهایی، طرد شدن و ترس همراه می‌شود. اما در عوض ما را به خود واقعی‌مان نزدیک می‌کند، عشق حقیقی را معنا می‌بخشد و اجازه می‌دهد اثری از خودمان در جهان باقی بگذاریم. گاهی هم رویا با مرگ ما تمام نمی‌شود؛ در زندگی دیگران ادامه پیدا می‌کند.
 از نکات مثبت کتاب «مرغی که رویای پرواز داشت» می‌توان به تصویرگری‌های هر فصل اشاره کرد که به جذابیت‌های بصری کتاب افزوده و آن را دلنشین‌تر کرده است. همچنین نوع فونت، رنگ و جلد کتاب نیز به خوبی با حال و هوای درونی اثر ارتباط دارد و مخاطب را بیش از پیش با محتوای کتاب همراه می‌کند. نویسنده با بهره‌گیری از ساختار روایی ساده و زبانی سرشار از احساس و با لایه‌هایی از فلسفه به روایت داستان می‌پردازد. کتاب با ظرافت و بدون اغراق، مفهوم مرگ را وارد معنای زندگی می‌کند. اسپروت در قفس امنی نگهداری می‌شود، آب وغذا به‌راحتی و سر وقت در دسترسش قرار می‌گیرد، سقفی بالای سر دارد، هیچ خطری یا موجود درنده‌ای هم تهدیدش نمی‌کند، اما او به قیمت از دست دادن امنیت و رفاهش، آزادی را انتخاب می‌کند تا به آرزویش برسد. این مرغی که می‌خواهد از حصار تقدیر بگذرد و تن به چرخه‌ اجباری تخم‌گذاری نمی‌دهد، تنها یک پرنده نیست، بلکه می‌تواند نماد هر انسانی باشد که دست از عادات روزمره زندگی برمی‌دارد و با وجود همه سختی‌ها و ناملایمات مسیر به آرزوهایش جامه‌عمل می‌پوشاند. اسپروت نماد انسانی است که حاضر نیست نقش تحمیلی را بپذیرد، تصمیم‌گیری می‌کند و دست به ریسک می‌زند. او نه از روی لجبازی، بلکه از روی نیاز درونی دست به انتخاب‌های ریسک‌پذیر و خطرناک می‌زند. رشد شخصیتی اسپروت در طول داستان از آرزومندی به عمل و سپس به پذیرش رنج‌های مسیر می‌رسد، در واقع او قهرمانی است که شجاعتش از رویاهایش نشأت می‌گیرد. اسپروت به‌عنوان شخصیت اصلی و قهرمان داستان باید طبق نقش اجتماعی‌اش فقط تخم بگذارد، اما او معنایی بیشتر از زنده‌ بودن می‌خواهد، پس باید از چهارچوبی که برایش تعریف شده، خارج شود تا هویت واقعی‌اش را پیدا کند. این مبارزه‌ درونی، عمیق‌ترین بخش شخصیت‌پردازی او به حساب می‌آید.
 
بازتاب‌ در میان  منتقدان
انتشار کتاب «مرغی که رویای پرواز داشت» با واکنش‌های بسیاری در میان نویسندگان و منتقدان روبه‌رو شد. کیونگ سوک شین، نویسنده کتاب پرفروش نیویورک تایمز با نام «لطفاً مراقب مادر باش» درباره این کتاب گفته است:«این رمان درگونه مملو از شگفتی است و ماجراجویی‌هایی را روایت می‌کند که رویاها را به حقیقت بدل می‌کنند و دربردارنده اشتیاق نهفته در عشق است.» کریس لی، نویسنده «خانه معلق» نیز معتقد است:«مرغی که رویای پرواز داشت مرز میان انسان و حیوان را می‌شکند و ما را به سفر پرمخاطره یک مرغ تنها می‌برد که آرزوهای ساده و در عین حال پرماجرایش او را به موقعیت‌های غافلگیر‌کننده‌ای می‌کشاند. در کره جنوبی این قصه سرگرم‌کننده و ساده، همچون کتاب کارتنک شارلوت در آمریکا، توجه پیر و جوان را به خود جلب کرده است.» همچنین منتقد مجله «کرکوس ریویوز» در واکنش به این داستان نوشته است:«تمثیلی ماهرانه از زندگی... به سبک کلاسیک‌هایی همچون کارتنک شارلوت و جاناتان مرغ دریایی... قصه‌ای اخلاق‌گرا و نافذ که برای مخاطبان در هر سن و سالی جذاب است.» مجله «پابلیشرز ویکلی» هم نوشته است:«یک حکایت جذاب و ساده... با طراحی‌هایی ساده و در عین حال مهیج... که به افسون زیرکانه‌اش می‌افزاید.»

 

نویسنده‌ای پرطرفدار از کره جنوبی
سونگ می‌هوانگ، استاد دانشگاه، نویسنده‌ای پرطرفدار، محبوب و برنده چندین جایزه در کره جنوبی است. کتاب «مرغی که رویای پرواز داشت» نوشته این نویسنده در کره جنوبی به فروش بیش از دو میلیون نسخه رسید که رکوردی کم‌سابقه است. این کتاب به بیش از ۱۰ زبان ترجمه شده و الهام‌بخش چندین نمایشنامه و انیمیشن بوده است. در بسیاری از کشورها از این کتاب استقبال شده تا جایی که در فرانسه در زمره کتاب‌های فلسفی و در چین در فهرست پیشنهادی دروس ادبیات و اخلاق برای مدارس ابتدایی و راهنمایی قرار گرفته است. این نویسنده محبوب کره جنوبی تاکنون بیش از ۴۰ کتاب برای کودکان و بزرگسالان به چاپ رسانده است. از دیگر آثار او می‌توان به «دوستان در دره طلوع آفتاب»، «رازی که به آن افتخار می‌کنم»، «روز پنهان کردن دفتر خاطراتم»، «سگ آبی پشمالو» و... اشاره کرد.
سونگ می‌هوانگ سال ۱۹۶۳ به دنیا آمد، به دلیل فقر مالی نتوانست در دوره متوسطه مدرسه ثبت‌نام کند اما به لطف معلمی که کلید مدرسه را به او داده بود، می‌توانست هر وقت که دلش می‌خواهد به مدرسه برود و کتاب بخواند. او در آزمون دبیرستان پذیرفته شد و پس از آن از دپارتمان نویسندگی خلاق در دانشکده هنر سئول و دانشگاه گوانگجو فارغ‌التحصیل شد و تحصیلات تکمیلی‌اش را در دانشگاه چوآنگ‌آنگ به سرانجام رساند. هوانگ در شهر سئول زندگی می‌کند. کتاب «مرغی که رویای پرواز داشت» در سال ۲۰۰۰ منتشر شد و خیلی سریع به محبوبیت رسید. این کتاب به مدت ۱۰ سال در فهرست پرفروش‌ها باقی ماند و الهام‌بخش ساخت یکی از پرفروش‌ترین انیمیشن‌ها با نام «لیفی، مرغی در جنگل» در کره جنوبی شد. از جوایز دریافتی او می‌توان به جایزه ادبی نونگ-مین، جایزه ادبی تاملا، جایزه ادبی رسانه‌ای اس‌بی‌اس، جایزه ادبیات کودکان سجون و بهترین کتاب سال لهستان اشاره کرد.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • بین الملل
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • گزارش
  • خودرو
  • حوادث
  • ورزشی
  • علم و فناوری
  • ایران زمین
  • کتاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و هفت
 - شماره نه هزار و هفت - ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۵