رئیس سازمان امور اجتماعی کشور در گفتوگو با «ایران»:
مردم بازیگر اصلی مدیریت بحران در جنگ بودند
سمیه افشین فر
گروه اجتماعی
سازمان امور اجتماعی پس از حملات دشمن به کشور هماهنگی و کمک به مدیریت «جبهه اجتماعی جنگ» را بر عهده گرفت. این سازمان با تأکید ویژه بر «محلهمحوری» و «مدیریت مشارکتی» که همواره یکی از تأکیدات ویژه رئیسجمهوری هم بوده، تلاش کرد تا تابآوری و انسجام ملی را تقویت کند. با گذشت بیش از 50 روز از جنگ تحمیلی سوم، یکی از برجستهترین و درخشانترین نقاط قوت، فعال شدن ظرفیتهای مردمنهاد بوده است که تجلی آن در حضور عظیم مردمی در میادین شهرها و روستاهای کشور مشاهده میشود.
سید محمد بطحایی، معاون وزیر کشور و رئیس سازمان امور اجتماعی کشور در گفتوگو با «ایران» در مورد نقش و مأموریتهای سازمان امور اجتماعی در شرایط جنگ، میگوید: «اگر بخواهیم نقش سازمان امور اجتماعی کشور را در این شرایط تبیین کنیم، باید بگوییم با توجه به کارکردها و عضویت اکثریت دستگاهها در شورای اجتماعی، این سازمان در عمل بازوی هماهنگی اجتماعی کشور در شرایط بحران بوده است.»
بطحایی توضیح میدهد: «مهمترین مأموریتهای ما در شرایطی مانند جنگ تحمیلی رمضان رصد و پایش وضعیت اجتماعی در حین جنگ و ارائه تحلیلهای موضوعی به سطوح تصمیمگیری مدیریت بوده است. همچنین ارائه برخی گزارشها و حتی آموزشهای سمعی و بصری به افکار عمومی به منظور کاهش آسیبهای اجتماعی ناشی از جنگ و تقویت انسجام و همبستگی ملی یکی دیگر از اقدامات سازمان امور اجتماعی کشور بوده است.»
معاون وزیر کشور با تأکید بر هماهنگی بین دستگاهها میگوید: «اقداماتی مانند هماهنگسازی برخی فعالیتهای دستگاهها در حوزه اجتماعی، راهبری و تسهیل شرایط نقشآفرینی تشکلهای مردمی در حوزه اجتماعی، همچنین پیگیری حقوقی و بینالمللی مسائل اجتماعی جنگ (مانند موضوع حمله به مدرسه میناب) برخی از اقدامات ما در زمان جنگ بوده است. به عبارت دیگر، در سازمان تلاش کردهایم «جبهه اجتماعی جنگ» را با کمک و همکاری سایر بخشهای حاکمیت راهبری و هماهنگ کنیم.»
ابلاغ بخشنامه صیانت از
سرمایه اجتماعی در اوج جنگ
رئیس سازمان امور اجتماعی کشور با اشاره به اهمیت تابآوری اجتماعی و نقش انسجام و وحدت در شرایط جنگی کشور میگوید: «شاید تصور اولیه از جنگ، خرابی و ویرانی زیرساختها و مراکز نظامی باشد، اما بدون تردید اگر زیرساختها هم آسیب ببینند، دیر یا زود قابل بازسازی هستند. اما واقعیت مهم این است که اگر مؤلفه مهمی مانند سرمایه اجتماعی آسیب ببیند، جبران آن بسیار سختتر است. به همین دلیل است که در اوج جنگ وزیر کشور بلافاصله به ما و همه استانداران دستور داد مراقبت و صیانت از سرمایه اجتماعی به اندازه تأمین مواد غذایی و موضوعات امنیتی و حتی فراتر از آن مورد اهتمام قرار بگیرد. ایشان بخشنامه صیانت از سرمایه اجتماعی را در اوج جنگ به استانها بدین صورت ابلاغ کردند؛ سازمان امور اجتماعی هم تمرکز خود را بر یکی از ارکان مهم و تأثیرگذار در سرمایه اجتماعی، یعنی ارتقای تابآوری اجتماعی گذاشته است.»
بطحایی با اشاره به مفهوم تابآوری اجتماعی توضیح میدهد: «وقتی میگوییم تابآوری اجتماعی یعنی باید مراقب توان جامعه برای حفظ آرامش، ادامه زندگی و بازسازی خود در دل بحران و حین بحران باشیم.»
به گفته معاون وزیر کشور، این تابآوری یک پیشنیاز جدی دارد که انسجام و وحدت اجتماعی است. او میگوید: «اگر جامعه دچار چنددستگی، بیاعتمادی یا ناامیدی شود، شایعات سریعتر گسترش پیدا میکنند و اضطراب عمومی افزایش مییابد، همچنین مشارکت مردم کاهش پیدا میکند و مدیریت بحران سختتر میشود.» به همین دلیل سازمان امور اجتماعی در حین جنگ با توجه به توانمندی خود چند مسیر را همزمان جلو برده است. به گفته بطحایی، کمک به مدیریت فضای روانی جامعه، تولید محتوای هدفمند (امیدآفرینی و تبیین واقعیتها) مقابله با شایعات و اطلاعرسانی دقیق و بهموقع در خصوص رویدادهای اجتماعی حین جنگ از مهمترین موارد بودهاند. رئیس سازمان امور اجتماعی کشور توضیح میدهد: «برای کمک به تقویت حس همبستگی ملی، راهبری بیانیههای مشترک تشکلها و سمنهای مردمی از گروهها و مذاهب و اقوام مختلف حول محور دفاع از ایران را در برنامه داشتهایم. در این بیانیهها، تقویت روایتهای وحدتبخش و تأکید بر هویت ملی و مشترک مورد تأکید قرار گرفته است.»
بطحایی با اشاره به تلاش برای مداخلات اجتماعی و روانی به حضور تیمهای مشاوره و روانشناسی از دستگاههای مختلف در مناطق آسیبدیده برای حمایت از خانوادهها و کودکان اشاره میکند و میگوید: «حضور این افراد و تلاش آنها برای کاهش تنشهای اجتماعی در محلات در زمان حملات دشمن صهیونی-آمریکایی بسیار مؤثر بوده است.» او با بیان اینکه سازمان امور اجتماعی بلافاصله بعد از دستور وزیر تمهیدات لازم را برای تدوین سند ارتقا و صیانت از سرمایه اجتماعی فراهم کرده است، تأکید میکند: «باید این نکته مهم را در نظر داشته باشید که سازمان فقط به «مدیریت بحران امروز» فکر نکرده، بلکه به آمادگی اجتماعی برای بحرانهای آینده هم توجه کرده
است.»
اهمیت تشکلها
گروههای مردمی و حضور میدانی
در این دوره جنگ، یکی از برجستهترین و درخشانترین نقاط قوت جامعه، فعال شدن ظرفیتهای مردمنهاد بود. رئیس سازمان امور اجتماعی کشور میگوید: «واقعیت این است که در بحرانهای گسترده مانند جنگ هیچ دولتی به تنهایی قادر به مدیریت همه ابعاد نیست و اینجا نقش تشکلها و مردم تعیینکننده میشود.» او با اشاره به اقدامات مهم در این حوزه توضیح میدهد: «کمک به شبکهسازی و سازماندهی به جای فعالیتهای پراکنده، یکی از اولین اقدامهای ما بوده است. با این اقدامات سمنها، گروههای جهادی، خیرین و داوطلبان در قالب یک شبکه هماهنگ و هدفمند فعالیت میکنند.»
به گفته بطحایی، تسهیل شرایط برای میداندادن به مردم در عمل یکی از فعالیتهای انجام شده است، به این معنا که حضور مردم فقط نمادین نبوده، بلکه کاملاً عملیاتی شده است. او در توضیح این مورد میگوید: «موکبها و پایگاههای مردمی نقش مهمی برای خدمترسانی و کمک به توزیع اقلام معیشتی و ضروری داشتهاند. مشارکت در امداد و نجات و پشتیبانی حضور در میدانهای شهری برای تقویت روحیه عمومی همکاری نیز نشان دهنده حضور عملیاتی مردم بوده است. در حوزه تولید محتوا و روایتگری مردمی هم به برکت مشارکت مردم و راهبری این ظرفیتها با کمترین مداخلات دولت محور، اقدامات خوبی انجام شده است.»
تقسیم کار تخصصی در سطح محلی در بسیاری از محلات، یکی دیگر از مواردی است که بطحایی به آن اشاره میکند، او میگوید: «پزشکان و پرستاران داوطلب وارد میدان شدند، روانشناسان خدمات رایگان ارائه دادند و جوانان در حوزه امداد، اطلاعرسانی و پشتیبانی فعال شدند. حتی در برخی محلات و شهرها ظرفیت زنان مانند روزهای جنگ تحمیلی شکل گرفت.» اما نتیجه این رویکرد چه بود؟ بطحایی میگوید: «افزایش سرعت و اثربخشی کمکرسانی، افزایش اعتماد عمومی به مدیریت دولت در شرایط جنگی و تقویت حس تعلق و مسئولیت اجتماعی از مهمترین نتایج این رویکرد در روزهای جنگ تحمیلی سوم بوده است. اگر بخواهم خلاصه بگویم مهمترین دستاورد اجتماعی ما این بود که مردم از «تماشاگر بحران» به «بازیگر اصلی مدیریت بحران» تبدیل شدهاند. هر شب بخشی از بازیگری در سطح میادین و خیابانهای شهر با کاروانهای خودرویی و پویش اجتماعی حمایت از میدان مشهود است.»
طرح محلهمحوری و مردمپایه شدن مدیریت اجتماعی
رئیس سازمان امور اجتماعی کشور با بیان اینکه طرح محلهمحوری یک تغییر پارادایم در حکمرانی اجتماعی است، میگوید: «طرح محلهمحوری را باید یک تغییر پارادایم در حکمرانی اجتماعی دانست. تأکید رئیسجمهوری بر این طرح، در واقع تأکید بر این نکته است که اداره کشور بدون مشارکت واقعی مردم، پایدار نخواهد بود. فلسفه اصلی طرح در این نگاه، محله «واحد پایه مدیریت اجتماعی» است و مردم هر محله، بهترین شناخت را از مسائل خود دارند. پس به جای تصمیمگیری متمرکز ما باید مدیریتها را تا جایی که ممکن است به سطح محله منتقل کنیم.» به گفته معاون وزیر کشور، ساختار اجرایی در محله در قالب این طرح «شورای راهبری محله» است، یعنی نهادهای مختلف مانند مسجد، بسیج، سمنها، مدارس، خیرین و معتمدین محلی کنار هم قرار میگیرند. سپس کمیتههای تخصصی مانند کمیته خدمترسانی و معیشت، کمیته سلامت و درمان، کمیته فرهنگی و رسانه، کمیته امنیت و پدافند و کمیته آموزش تشکیل میشود.
اما تشکیل این کمیتهها چه مزایایی دارد؟ بطحایی توضیح میدهد: «نقش این طرح در شرایط جنگی و در بحران، چند مزیت بزرگ دارد اول این که چون تصمیمها در خود محله گرفته میشود و نه در مرکز، سرعت عمل را بالا میبرد. دوم اینکه چون مسائل توسط خود مردم شناسایی میشود، دقت را بیشتر میکند. سوم چون مردم خودشان مجری هستند، نه فقط مخاطب، مشارکت واقعی میشود. در نهایت افزایش اعتماد عمومی یکی دیگر از اثرات این طرح است، چون مردم نتیجه مشارکت خود را میبینند، به همین دلیل شاهد بودیم مردم هر محله خود برای حمایت از این طرح، مکان، جا، میدان ، موکب و... را طراحی و اجرا کردند و منتظر دستور از مرکز نماندند. یک نکته کلیدی در این مدل این است که دولت «تسهیلگر» است، نه صرفاً «دستگاه اجرایی» و این همان چیزی است که از آن به عنوان مردمپایه شدن مدیریت امور یاد میشود.»
رئیس سازمان امور اجتماعی کشور با بیان اینکه سازمان امور اجتماعی، هماهنگی و کمک به مدیریت «جبهه اجتماعی جنگ» را برعهده داشته است، میگوید: «با تمرکز بر تابآوری، انسجام و وحدت ملی از طریق فعالسازی ظرفیتهای مردمی و تشکلها و با تکیه بر مدل محلهمحور و مردمپایه در واقع تلاش کردهایم مدیریت بحران از یک رویکرد صرفاً دولتی، به یک مدیریت اجتماعی مشارکتی تبدیل شود.»

