گزارش «ایران» از وضعیت تجدید پذیرها در روزهای جنگ
تولید برق پاک در میانه بحران متوقف نشد
ظرفیت نیروگاههای تجدیدپذیر ایران از ۴۵۰۰ مگاوات عبور کرده و هدفگذاری ۱۱ هزار مگاواتی برای پایان تابستان همچنان برقرار است
جنگ معمولاً نخستین ضربه را به زیرساختها میزند؛ به حملونقل، انرژی، ارتباطات و زنجیرههای تأمین. با این حال، تجربه ماههای اخیر در بخش انرژیهای تجدیدپذیر ایران نشان میدهد که حتی در شرایط حملات نظامی نیز توسعه برق پاک به طور کامل متوقف نشده است. این بخش در دوره جنگ، همزمان دو واقعیت متفاوت را تجربه کرده است: از یک سو، پیشروی پروژهها، افتتاح نیروگاههای جدید، اتصال واحدها به شبکه و ادامه کار در صدها ساختگاه؛ و از سوی دیگر، آسیبپذیری مستقیم تجهیزات و زیرساختهای خورشیدی در برابر حملات.
بر اساس اطلاعاتی که سازمان انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهوری انرژی برق (ساتبا) در اختیار روزنامه ایران قرار داده، روند توسعه تجدیدپذیرها در کشور در سالهای اخیر شتاب گرفته و در حال حاضر احداث نیروگاهها در ۲۸۵ ساختگاه در سراسر کشور دنبال میشود. بخشی از این ساختگاهها به نیروگاههای بادی اختصاص دارد، اما سهم عمده پروژهها مربوط به نیروگاههای خورشیدی است؛ بخشی هم به دلیل سرعت بالاتر اجرا و هم به دلیل پراکندگی جغرافیایی، به یکی از ارکان اصلی برنامه توسعه برق پاک تبدیل شده است.
عبور از ۴۵۰۰ مگاوات
آخرین آمارهای ساتبا نشان میدهد ظرفیت نیروگاههای تجدیدپذیر ایران اکنون از ۴۵۰۰ مگاوات عبور کرده است. این عدد اگرچه نشانه ادامه حرکت است، اما در عین حال فاصله با برنامه اولیه را هم نشان میدهد. قرار بود در صورت نبود شرایط جنگی، ظرفیت تجدیدپذیرها تا این مقطع به 5 هزار مگاوات برسد. به بیان دیگر، جنگ این بخش را متوقف نکرده، اما سرعت آن را کاهش داده است.
در عین حال، برنامهریزیها به گونهای تنظیم شده که این فاصله تا پایان فروردین جبران شود و ظرفیت کشور به 5 هزار مگاوات برسد. هدف بزرگتر نیز برای پایان تابستان تعریف شده است: رسیدن به حدود ۱۱ هزار مگاوات ظرفیت تجدیدپذیر، که از این میزان حدود هزار مگاوات سهم نیروگاههای بادی خواهد بود و باقی عمدتاً از مسیر توسعه نیروگاههای خورشیدی تأمین میشود.
اگر این هدفگذاری محقق شود، میتوان گفت جنگ نهتنها نتوانسته مسیر توسعه برق پاک را قطع کند، بلکه این بخش را به یکی از محورهای تابآوری انرژی کشور تبدیل کرده است؛ محوری که هم برای کاهش فشار بر شبکه و هم برای متنوعسازی سبد تولید برق اهمیت دارد.
معنای ادامه کار در شرایط جنگی
اهمیت ماجرا فقط در عدد مگاواتها نیست. آنچه این گزارش را مهم میکند، تداوم کار در ۲۸۵ ساختگاه و حضور بیش از ۳۵ هزار نیروی متخصص و کارگر در پروژههاست. این عدد فقط یک آمار نیروی انسانی نیست؛ نشانه آن است که زنجیره اجرا، نصب، نظارت، پیمانکاری، تأمین و بهرهبرداری در دوره جنگ از کار نیفتاده است.
طبق اعلام ساتبا، فعالیت در تقریباً همه ساختگاهها ادامه داشته و در این میان، بانوان نیز مانند پیش از جنگ در پروژهها حضور داشتهاند. معاونان، مجریان و مدیران این سازمان نیز بهطور مستمر از طرحها بازدید کرده و روند پیشرفت را پیگیری کردهاند. اهمیت این تداوم زمانی بیشتر روشن میشود که بدانیم عملیات احداث نیروگاهها حتی در تعطیلات نوروز و در شرایط موشکباران و بمباران برخی مناطق کشور هم متوقف نشده است.
در واقع، توسعه تجدیدپذیرها در این دوره صرفاً یک برنامه عمرانی نبوده؛ بلکه به نوعی به بخشی از پاسخ عملیاتی کشور به فشار بر زیرساختهای انرژی تبدیل شده است.
پیام روشن پروژههای ۱۲۰۰ مگاواتی
یکی از نمادینترین نقاط این روند، روزهای پایانی سال گذشته بود؛ زمانی که صدای بمباران در تهران شنیده میشد، افتتاح و آغاز عملیات اجرایی ۱۲۰۰ مگاوات نیروگاه خورشیدی با حضور وزیر نیرو انجام شد. با این اقدام، ظرفیت نیروگاههای تجدیدپذیر کشور به ۴ هزار و ۵۲۵ مگاوات رسید.
همزمان، پروژههایی در استانهای قزوین، کرمان، خراسان جنوبی، خراسان رضوی، گلستان و مازندران افتتاح شد و عملیات اجرایی طرحهای جدید در زنجان، خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان آغاز شد. افزون بر این، ۶۰ نیروگاه تجدیدپذیر با ظرفیت ۱۰۳ مگاوات از طریق پلمب کنتور به شبکه سراسری برق متصل شدند و مقدمات اتصال بیش از ۴۴۶ مگاوات نیروگاه خورشیدی دیگر نیز فراهم شد.
این اعداد فقط نشاندهنده پیشرفت پروژه نیستند؛ بلکه نشان میدهند حتی در شرایط بحران، بخش برق پاک توانسته بخشی از مسیر توسعه خود را با اتکا به ظرفیت کارشناسی، اجرایی و سرمایهگذاری داخلی حفظ کند.
با وجود این، روایت تجدیدپذیرها در جنگ صرفاً روایت پیشرفت نیست. این بخش بهطور مستقیم نیز از حملات آسیب دیده است. در ۱۸ اسفند ۱۴۰۴، جنگندههای آمریکا و اسرائیل به یکی از شهرستانهای محروم ایران حمله کردند که در نتیجه آن، انبار تجهیزات نیروگاههای خورشیدی کوچکمقیاس تخریب شد و بخش مهمی از تجهیزات از بین رفت.
این تجهیزات شامل اینورترهای خورشیدی، کابلها و سایر ملزومات نیروگاهی بود؛ تجهیزاتی که قرار بود برای احداث نیروگاههای خورشیدی در مناطق روستایی و محروم به کار گرفته شود. به همین دلیل، خسارت واردشده فقط به یک انبار یا یک پروژه محدود نمیشود؛ بلکه مستقیماً توسعه برق پاک در مناطقی را هدف قرار داده که معمولاً دسترسی آنها به زیرساختهای پایدار انرژی دشوارتر است.
ابعاد این حمله فقط با رقم دلاری آن قابل توضیح نیست. برآورد ساتبا نشان میدهد خسارت مالی واردشده به این انبار حدود ۱.۲ میلیون دلار است؛ اما اهمیت موضوع زمانی روشنتر میشود که بدانیم این تجهیزات میتوانستند برق مورد نیاز حدود ۳۵۰۰ خانوار را تأمین کنند.
از زاویه محیطزیستی نیز ماجرا مهم است. برآوردها نشان میدهد از مدار خارج ماندن این نیروگاه ۳۵ مگاواتی میتواند سالانه حدود ۳۷ هزار تن دیاکسیدکربن اضافی وارد جو کند. به بیان ساده، حمله به زیرساخت خورشیدی فقط به معنای تخریب یک دارایی نیست؛ بلکه به معنای از دست رفتن بخشی از ظرفیت کاهش انتشار آلایندهها هم هست.
از سوی دیگر، تخریب ناگهانی تجهیزات خورشیدی میتواند به رها شدن حدود ۳ هزار تن زباله صنعتی در منطقه و افزایش خطر ورود فلزات سنگین به خاک و منابع آب منجر شود. این یعنی خسارت جنگ در اینجا دو لایه دارد: یک لایه در بخش انرژی و یک لایه در بخش محیطزیست.
سمت دیگر ماجرا؛ بهینهسازی مصرف
در کنار ساخت نیروگاههای جدید، یک محور کمتر دیدهشده اما مهم نیز در این دوره ادامه داشته و آن بهینهسازی مصرف انرژی است. این بخش که از سال گذشته با راهاندازی بازار بهینهسازی تحرک بیشتری پیدا کرده و توسط شرکتهای خصوصی دنبال میشود، در دوره جنگ هم متوقف نشده است.
اهمیت این پروژهها در این است که به جای تمرکز صرف بر افزایش تولید، به کاهش مصرف در محل مصرف میپردازند؛ یعنی جایی که هر کیلووات صرفهجویی میتواند از هزینههای تولید، انتقال، توزیع و حتی تلفات شبکه بکاهد.
در بخش کولرهای آبی، ساتبا اعلام کرده که حدود ۱۵ میلیون دستگاه کولر آبی با موتور پرمصرف در کشور وجود دارد. هر دستگاه بهطور متوسط ۵۵۰ وات پتانسیل کاهش توان دارد؛ یعنی در مجموع ظرفیتی برابر با ۸۲۵۰ مگاوات صرفهجویی بالقوه در این بخش وجود دارد. با این حال، میزان تحققیافته این ظرفیت هنوز محدود است. تا امروز ۸۷۰۰ دستگاه تعویض شده و در نتیجه آن فقط حدود ۵ مگاوات کاهش توان مصرفی به دست آمده است.
برای ۳۷۰ هزار دستگاه کولر دیگر نیز با پتانسیل ۲۱۰ مگاوات، مصوبه اجرای طرح در استانهایی مانند تهران، البرز، سمنان، کرمان، قم، اصفهان، یزد و مشهد اخذ شده و در برخی مناطق اجرای آن آغاز شده است. این اعداد نشان میدهد بازار بهینهسازی اگرچه شروع شده، اما هنوز در مقیاس ملی فاصله زیادی با ظرفیت واقعی خود دارد.
صرفهجویی بزرگ در یک بخش قدیمی
در حوزه روشنایی نیز وضعیت مشابهی وجود دارد. حدود ۷ میلیون چراغ گازی پرمصرف در معابر کشور وجود دارد که با جایگزینی آنها با چراغهای LED کممصرف میتوان حدود ۹۰۰ مگاوات از توان مصرفی کشور را کاهش داد. تا امروز برای تعویض ۳ میلیون چراغ مصوبه اخذ شده و ۳۸۰ هزار چراغ نیز تعویض شده که نتیجه آن کاهش ۴۹ مگاواتی توان مصرفی بوده است.
این اعداد بهخوبی نشان میدهد که بهینهسازی مصرف، اگرچه در مقایسه با احداث نیروگاه کمتر به چشم میآید، اما میتواند به یکی از سریعترین و کمهزینهترین ابزارهای تقویت تابآوری برق کشور تبدیل شود.
بخشی که هم رشد کرد، هم آسیب دید
تصویری که از مجموع این دادهها به دست میآید، تصویری دووجهی اما روشن است. انرژیهای تجدیدپذیر در دوره جنگ نه متوقف شدند و نه بدون آسیب ماندند. این بخش از یک سو با ادامه فعالیت در ۲۸۵ ساختگاه، حضور بیش از ۳۵ هزار نیروی انسانی، عبور از ۴۵۰۰ مگاوات ظرفیت و هدفگذاری ۱۱ هزار مگاواتی، نشان داده که میتواند بخشی از راهبرد تابآوری انرژی کشور باشد. از سوی دیگر، حمله به تجهیزات خورشیدی، خسارت ۱.۲ میلیون دلاری، از دست رفتن برق قابل تأمین برای ۳۵۰۰ خانوار و تبعات زیستمحیطی تخریب تجهیزات نشان میدهد که این بخش نیز از آسیبهای مستقیم جنگ در امان نیست.
نکته مهم اینجاست که در این دوره، سیاست انرژی فقط بر توسعه عرضه متمرکز نبوده است. همزمان با ساخت نیروگاههای جدید، برنامههای بهینهسازی مصرف نیز ادامه یافته تا فشار بر شبکه از هر دو سمت کاهش یابد: افزایش تولید برق پاک و کاهش مصرف در سمت تقاضا. اگر قرار باشد از تجربه ماههای جنگ یک نتیجه مهم گرفته شود، شاید همین باشد: تجدیدپذیرها در ایران دیگر فقط یک پروژه توسعهای نیستند؛ بهتدریج به بخشی از منطق اداره بخش برق در شرایط بحران تبدیل میشوند.

