ثبت بیش از ۱۷ هزار ازدواج در جنگ ۴۰ روزه
وقتی زندگی پیروز شد
مرجان قندی
گروه گزارش
سخنگوی سازمان ثبت اسناد و املاک کشور اعلام کرد: «از ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا ۹ فروردین ۱۴۰۵، تعداد ۱۷ هزار و ۶۴۸ فقره ازدواج ثبت شده است.» این تعداد ازدواج در شرایطی ثبت شده که حملات دشمن صهیونیستی-آمریکایی به شهرهای مختلف ایران ادامه داشت و حس ترس و ناامنی در جامعه موج میزد. با این حال، به نظر میرسد در این مدت عشق و امید به آیندهای بهتر، قویتر از هر صدای انفجاری بوده است.
این آمار تابآوری اجتماعی در شرایط سخت را یادآوری میکند، اینکه انسانها حتی در سختترین شرایط، به عشق و زندگی ادامه میدهند. حسنا و فرزاد یکی از زوجهای جوانی هستند که در این بازه زمانی در قم عقد کردند. فرزاد میگوید: «ما قرار بود مراسم عقدمان را تابستان برگزار کنیم، اما وقتی جنگ شروع شد، تصمیم گرفتیم زودتر مراسم سادهای بگیریم و به هم برسیم. هر دو میدانیم فردا نامعلوم است، اما حداقل امروز را در کنار هم زندگی میکنیم.»
فرزاد میگوید: «مراسم عقد ما در یک اتاق کوچک و بدون هیچ تشریفاتی برگزار شد، با دو حلقه ساده که از قبل گرفته بودیم. هیچ کیک یا دستهگل عروسی نداشتیم، اما به نظر خودمان قشنگترین جشن عقدی بود که میشد داشته باشیم. میدانیم که شاید راه سختی در پیش داشته باشیم، اما حداقل میدانیم کنار هم موانع را برمیداریم.»
او میگوید: «به قول همسرم این عقد برای ما مثل روشن کردن یک شمع کوچک در تاریکی بود، نشانهای که میگفت زندگی ادامه دارد. هر دو در پویش جانفدا هم ثبتنام کردیم و قرار است در زندگی مشترک شانه به شانه هم جلو برویم. مطمئن هستیم بزودی میتوانیم مراسم کوچکی برای عروسی تدارک ببینیم و کنار همه عزیزانمان جشنی بگیریم و به خانه خودمان برویم.»
فرزاد توضیح میدهد: «ما تصمیم گرفتیم عقد کنیم چون نمیخواستیم جنگ، زمان باهم بودنمان را از ما بگیرد. پدر حسنا اول مخالف این زمان بود، میگفت شرایط مناسب نیست. اما ما مطمئن بودیم که مناسبترین زمان همین موقع است یعنی زمانی که خیلیها فکر میکنند همه چیز ناپایدار است، پایههای رابطهمان را محکمتر کنیم.»
مینو اما دختر جوان 20 سالهای است که از جنگ تحمیلی و بر هم خوردن برنامههای عروسیاش ناراحت است. او میگوید: «تمام برنامههایمان برای جشن بزرگ از دست رفت، اما صبر کردن برای برنامهریزی دوباره مراسم را هم بیمعنی دیدیم. از اینکه آن همه تدارک و برنامهای که برای جشن گرفتن عروسیمان یکباره بههم خورد خیلی ناراحت شدم، اما همسرم میگوید ما باید از همه اتفاقات زندگی درس بگیریم. به نظرم این جنگ تحمیلی به ما یاد داد که فرصتها میتوانند ناگهانی محو شوند. در ایام نوروز ما با یک مراسم ساده در حیاط خانه پدری همسرم شروع زندگی مشترکمان را جشن گرفتیم و سر خانه و زندگی خودمان رفتیم. برای ما مهم این بود که در هر شرایطی کنار هم باشیم؛ بقیه چیزها در اولویت بعد هستند.»
سومین جنگ تحمیلی، همه برنامههای محسن و نازنین، زوجی که هفت سال نامزد و منتظر فرصتی مناسب برای خرید خانه و گرفتن مراسم بودند هم بههم ریخت. نازنین میگوید: «ما برای روز عید فطر سالن گرفته بودیم. شروع جنگ و خبر شهید شدن رهبر برای ما خیلی ناراحتکننده بود. چند روز قبل از رسیدن به روز عید فطر، روزی که قرار بود بعد سالها شروع زندگی مشترکمان را جشن بگیریم باهم حرف زدیم و فهمیدیم که داریم عمرمان را صرف انتظار برای شرایط ایدهآل میکنیم، شرایط ایدهآلی که زمان مشخصی نمیشود برایش درنظر گرفت. بنابراین تصمیم گرفتیم با حضور خانوادهها در آپارتمان کوچکی که اجاره کردیم جشنی کوچک در همان روزی که از قبل تعیین کرده بودیم، بگیریم.»
نازنین معتقد است آنها زمان زیادی را برای فراهم شدن شرایط ایدهآل منتظر ماندند، اما در نهایت جنگ تحمیلی باعث شد آنها یاد بگیرند که زندگی همین امروز است، نه فردا. او میگوید: «مراسم ما خیلی جمعوجور و ساده بود، بدون موسیقی و شادی فقط با اشکهای شوق و دعای بزرگترها همراه بود. جنگ به ما که سالها در انتظار یک شروع باشکوه بودیم ثابت کرد که عشق میتواند حتی در سایه غم هم ریشه بدواند.»
کاهش ازدواج و پیامدهای جمعیتی در ایران
ثبت این ازدواجها در روزهای پرالتهاب جنگ تحمیلی هرچقدر امیدبخش باشند، اما همچنان طبق آمارهای رسمی اعلامشده در سال گذشته نرخ ازدواج در ایران کاهشی نگرانکننده را تجربه میکند. تعداد ازدواجهای ثبتشده از حدود ۸۹۰ هزار مورد در سال ۱۳۸۹ به حدود ۴۷۰ هزار مورد در سال ۱۴۰۳ رسیده که نشاندهنده کاهشی حدود ۴۸ درصدی در بازه ۱۴ساله است. این روند نزولی تأثیر مستقیمی بر شاخصهای جمعیتی گذاشته و نرخ باروری را به کمتر از ۱.۵ فرزند کاهش داده است. مرضیه وحید دستجردی، دبیر ستاد ملی جمعیت با اشاره به این آمار در دیماه سال گذشته هشدار داد که کاهش ازدواج بهطور مستقیم بر کاهش فرزندآوری اثر گذاشته است. به گفته او، کشور همچنان از یک فرصت جمعیتی برخوردار است و طبق آمار اعلامشده تا دیماه 1404 حدود ۳ میلیون و ۷۰۰ هزار زن مجرد و ۶ میلیون و ۷۰۰ هزار مرد مجرد در بازه سنی ۲۰ تا ۴۵ سال در کشور وجود دارند که این جمعیت، پیک باروری و یک مزیت نسبی مهم محسوب میشود.
به گفته مسئولان، امید به آینده، اشتغال پایدار و تأمین مسکن؛ سه عامل کلیدی به عنوان پیشرانهای اصلی ازدواج، بیشترین تأثیر را در تصمیم جوانان برای ازدواج دارند. البته نقش رسانه، فرهنگ و هنر در ایجاد امید به آینده بسیار مهم است.
پیامدهای اجتماعی و اقتصادی این روند کاهشی پیامدهای گستردهای دارد؛ تشدید روند سالمندی جمعیت، کاهش نیروی جوان و فعال، فشار بر سیستمهای تأمین اجتماعی و بهداشتی و تغییر در ساختار خانواده و روابط اجتماعی در بلندمدت میتوانند پایههای توسعه کشور را تحت تأثیر قرار دهند.
بنابراین میتوان گفت ایران در آستانه یک گذار جمعیتی حساس قرار دارد. از یکسو تمایل به فرزندآوری در سطح مطلوبی است و جمعیت قابلتوجهی در سن باروری وجود دارد و از سوی دیگر موانع اقتصادی و اجتماعی مانع تحقق این پتانسیل شدهاند. کلید تبدیل این تهدید به فرصت، توجه همزمان به سه محور امیدآفرینی، ایجاد اشتغال پایدار و ارائه راهحلهای خلاقانه برای مسأله مسکن است. بدون عزم ملی و برنامهریزی یکپارچه، شکاف بین آرمان و واقعیت در حوزه خانواده و جمعیت ادامه خواهد یافت و پیامدهای آن در دهههای آینده بیش از پیش نمایان خواهد شد. با توجه به این موضوع آمار مربوط به ازدواجهای ثبتشده در بازه زمانی که ایران درگیر دفاع از وطن بود، نشاندهنده مقاومت عاطفی جامعه و تأکیدی بر این باور است که انسانها حتی در سختترین شرایط، به عشق و زندگی ادامه میدهند. ازدواج در این روزها شاید پاسخی آرام به همه هراسها در شرایط جنگ بوده است.

