عشق و ایستادگی ۲۴ ساعته در چهارراه ولیعصر تهران
این پرچم زمین نمیماند
پرچم جمهوری اسلامی ایران از شب نهم اسفند، روز آغاز جنگ تحمیلی دشمن صهیونیستی و آمریکایی، در چهارراه ولیعصر تهران برافراشته شده است. این پرچم بدون تکیه برهیچ میله یا سازه ثابتی، فقط با دستبهدست شدن میان مردم و بدون حتی یک لحظه وقفه در شبانهروز، بیش از چهل روز است که برافراشته مانده. ایده ایستادگی مردم پای پرچم ابتدا در مشهد اجرا شد و بهسرعت به تهران رسید و در چهارراه ولیعصر به یک نماد از مقاومت تبدیل شد.
مرجان قندی
گروه گزارش
این حرکت اراده مردم به عنوان اصلیترین رکن استقلال کشور را به دنیا نشان میدهد، نه باد، نه باران و نه خستگی، سبب نشد تا حرکت این امر نمادین متوقف شود. مردم به طور خودجوش و شیفتی، دست به دست هم دادند تا ثابت کنند این پرچم به دست آنها استوار میماند. ساعت ۱۰ شب است و چهارراه ولیعصرشلوغتر از همیشه. محمد کریمی از داوطلبانی است که کنار سکوی این پرچم ایستاده تا برای گرفتن پرچم نوبتش شود. او میگوید: «۷۰ سال دارم، اما وقتی پرچم ایران را میبینم، انگار دوباره ۲۰ ساله میشوم. هر شب میآیم، ساعت ۱۰ تا ۱۰:۳۰ نوبت من است. بچههای اینجا لطف دارند و در مدت نیم ساعتی که پرچم را من بالا میبرم مدام میگویند: بابا جان، خسته نشدی؟ میگویم نه، وقتی پرچم بالا باشد، من جان میگیرم. این پرچم فقط یک تکه پارچه نیست، این پرچم روح این کشور است. من هر شب میآیم تا به همه بچهها بگویم نگران نباشید، ما اینجاییم.»
عهد دهه نودیها
برای پیروزی ایران
«اینکه چهل و سه روز است این پرچم شبانهروزی روی دستهای مردم ایستاده مانده یک رکورد نیست، یک عهد است که هر روز در شلوغترین نقطه شهر تمدید میشود.» این صحبتهای غزل، یک دهه نودی است که برای پیروزی ایران نذر کرده تا روزی نیم ساعت پرچمداری کند. او میگوید: «هر روز بعد از تمام شدن ساعات کلاسهای مدرسه با مادرم به اینجا میآیم. خیلی از بچههای مدرسه ما اینجا میآیند و همدیگر را اینجا میبینیم. وقتی پرچم را بالا میگیرم، حس میکنم من هم کنار پدر و برادرم برای دفاع از ایران تلاش میکنم.»
او میگوید: «خیلی خوشحال میشوم وقتی مردم من و دوستانم را اینجا میبینند، لبخند میزنند و تشویقمان میکنند. این لبخندها برای من از هر تشویقی ارزشمندتر است.»
صالح پیرمردی که روی صندلی پلاستیکی کنار سکوی پرچم نشسته، دو دستش را روی عصایش گذاشته و با دقت شور و هیجان مردم برای ثبتنام را نگاه میکند. بهگفته خودش دلش میخواهد مثل بقیه میتوانست این کار را انجام بدهد، اما زانو درد شدید دارد و نمیتواند مدت طولانی بایستد و پرچم را بالا ببرد. او با چشمانی پر از اشک میگوید: «من هر روز از ساعت هفت اینجا هستم تا آخر شب، دیدن شور و شوق مردم حال مرا خوب میکند. دلم میخواهد ثبتنام کنم، اما متأسفانه پاهایم دیگر مثل قبل جان ندارد.»
او میگوید: «دیروز نشستم کنار سکو و گریه کردم. پسر جوانی آمد و پرچم کوچکی به من هدیه داد و گفت: «شما هم بخشی از این پویشی! حضور شما اینجا، حتی اگر نشسته باشی، برای ما همانقدر ارزشمند است که پای پرچم بایستی.» من هر روز میآیم، فقط برای اینکه ببینم پرچم بالاست. دیدن این صحنهها به من آرامش میدهد. میدانم که جوانها، حتی اگر من و امثال من نتوانیم خیلی کارها را انجام بدهیم، با قدرت این پرچم را بالا نگه میدارند.»
نماد پابرجا بودن ایران
به دست مردم
سجاد اکبری، عضو برگزارکننده گروه طرح پرچمدار در چهارراه ولیعصر با اشاره به روحیه بینظیر مردم ایران در این مدت و استقبالشان از این طرح میگوید: «اول این ایده در میدان احمدآباد مشهد اجرا شد. تعدادی از شهروندان مشهدی پرچم ایران را در میدان احمدآباد مشهد بالا بردند و به صورت بیست و چهار ساعته نگه داشتند. آنها از روز اول جنگ تحمیلی رژیم صهیونی- آمریکایی این کار را انجام دادند. این حرکت بسیار با استقبال مواجه شد و ما هم تصمیم گرفتیم در چهارراه ولیعصر همین کار را انجام بدهیم.»
او با اشاره به اینکه از همان روز اول استقبال مردم در تهران فراتر از انتظار بود، توضیح میدهد: «مردم از روز اول از این پویش استقبال کردند. مردم میخواهند این پرچم که نمادی از ایستادگی و مقاومت شبانهروزی مردم در سومین جنگ تحمیلی علیه ایران است، بالا نگه داشته شود.»
اکبری جزئیاتی را درباره نحوه مدیریت داوطلبان و برنامهریزی برای اجرای این طرح میگوید: «این پویش، یک تلاش جمعی و منظم است که روحیه مردم ایران را به خوبی نشان میدهد. ما در میدان ولیعصر سکویی را ساختیم که برای اجرای این طرح محل ثابتی داشته باشیم و بعد از پیروزی، این پرچم را در همین مکان بهعنوان نمادی از ایستادگی و مقاومت شبانهروزی مردم در تمام این مدت (چه در جنگ و چه آتشبس موقت) به یادگار بگذاریم.»
او توضیح میدهد: «هر داوطلب این پرچم را به مدت نیمساعت بالا نگه میدارد. داوطلبان برای شرکت در این پویش هر روز نوبت میگیرند و این کار را انجام میدهند. خیلیها برای اینکه در مشارکت این طرح جا نمانند، هر روز صبح زود به این محل میآیند و به قول خودشان بعد از ادای دین، سرکار میروند.»
اکبری به برنامههای آینده برای آسانتر کردن فرآیند مشارکت اشاره میکند و میگوید: «من فکر میکنم در اجرای این طرح ما در ابتدای کار هستیم و کار ما هنوز به اوج نرسیده است. نظم و انضباطی که در میان مردم برای انجام این کار میبینیم چیزی جز عمق تعهد آنها به حفظ پرچم کشور در روزهای سخت نیست. اما چون تعداد داوطلبان زیاد است، ما در حال ساخت سایتی برای ثبتنام آنلاین داوطلبان هستیم تا مردم بتوانند زمان مورد نظر خود را راحتتر تنظیم کنند.»
او با اشاره به اینکه در حال حاضر ثبتنام در محل و به صورت حضوری انجام میشود، توضیح میدهد: «داوطلبان آخرین زمانی که خالی باشد و یا زمان مناسب با شرایط خود برای هر روز را همانجا هماهنگ میکنند. برای هر نیمساعت نام چند نفر ثبت میشود تا به هر دلیلی اگر کسی نتوانست در ساعت مقرر حضور یابد، جای خالی او پر شود.»
اکبری به داوطلبان طرح پرچمدار اشاره میکند و میگوید: «طرح پرچمدار در این مدت جزو طرحهایی است که مرزهای سنی و جنسیتی را شکسته و همه اقشار جامعه را در بر گرفته است. ما تقریباً از همه قشر و سنی داوطلب داریم؛ از بچههای هفت-هشت ساله تا ریشسفیدان و زنان.»
او درباره طراحی این پرچم توضیح میدهد: «پارچه این پرچم و چوب آن طوری طراحی شده که هر داوطلب بتواند آن را بلند کند. پارچه آن از جنس ساتن سبک است و چوب آن از نوع چوب خشک است و هیچ رطوبتی ندارد که باعث میشود در عین بلندی سبک باشد.»
سجادی با بیان اینکه واکنشهای مردمی به این طرح، بسیار احساسی است، میگوید: «یکی از داوطلبان از خرمآباد آمده بود و میگفت من شنیدم که پرچمی هست که نگهاش میدارند، من همین الان از ترمینال رسیدم و آمدم که این پرچم را نگهدارم. خیلی از افرادی که از مقابل این سکو رد میشوند، جریان این پرچم را که مردم در دست میگیرند، میپرسند و بعد خودشان هم جزو داوطلبان ثابت این پویش میشوند. خیلیها هنگام دیدن این پرچم با چشمان گریان برای ایران دعا میکنند و اشکشان میریزد.»
او با بیان اینکه برای گسترش این پویش برنامههای رسانهای درنظر گرفتهاند، میگوید: «تلاش کردیم با راهاندازی کانال خبری، اخبار مربوط به این پویش را بیشتر پوشش بدهیم و مردم عکسهای خودشان را برای ما از این طریق ارسال کنند. همچنین ما درنظر داریم با نصب دوربینی ثابت در این محل، بیستوچهار ساعت این صحنهها را زنده پخش کنیم تا هموطنان در هر کجای کشور که باشند، بتوانند این صحنههای احساسی و غیرتمندانه را ببینند.»
سجادی از حس و حال مردم برای ادامه این پویش میگوید: «همه کارهای مربوط به این پویش خودبهخود جور میشود. مردم هرکدام بسته به توانایی و کاری که بلد هستند، میخواهد سهمی در پویاتر شدن این حرکت انجام دهند. یکی پیشنهاد طراحی سایت میدهد، یکی داوطلب برای تنظیم زمانبندی شیفتها میشود و...»
او با بیان اینکه چطور یک ایده ساده، با مشارکت بیدریغ مردم، به نمادی ماندگار از اتحاد و امید تبدیل شده است، به هدف نهایی این پویش اشاره میکند و میگوید: «این پویش از روزهای ابتدایی جنگ تحمیلی شروع شد و در زمان آتشبس موقت هم ادامه یافت. این شور اجتماعی برای بالا نگه داشتن پرچم به نوعی نمایانگر حضور و آمادگی مردم در میدان نبرد است. بنابراین تا روزی که پیروزی مردم در این جنگ حاصل شود، این پویش ادامه دارد.»

