جنگ و پلتفرمهای نمایش خانگی
صدیقه غریبی
کارشناس فرهنگی و رسانه
در بحث عملکرد پلتفرمهای نمایش خانگی در شرایط خاص، گاه تحلیلها به سمت قضاوتهایی شتابزده میروند. بحرانها بهطور هم زمان هم تهدیدها و آسیبهایی را آشکار میسازند و هم فرصتهایی را برای سکوهای رسانهای ایجاد میکنند.از نظر ساختاری، صنعت پلتفرم در ایران هنوز در حال تثبیت است و بخش قابل توجهی از زیرساخت آن به وضعیت عمومی شبکه و سیاستهای ارتباطی کشور وابسته است. به همین دلیل، در دورههایی که اینترنت دچار ناپایداری یا محدودیت میشود، پلتفرمها ناگزیر با مشکلاتی روبهرو میشوند که خارج از کنترل مستقیم آنهاست؛ از اختلال در دسترسی کاربران گرفته تا ناپایداری در توزیع محتوا. در چنین شرایطی، ارزیابی عملکرد این سکوها بدون در نظر گرفتن این محدودیتهای فنی، تحلیلی ناقص خواهد بود.با این حال، بحران فقط عرصه محدودیت نیست.
همین وضعیت میتواند برای پلتفرمهای داخلی فرصتی ایجاد کند تا جایگاه خود را در زیست رسانهای خانوادهها بازتعریف کنند.مهمترین آزمون پلتفرمها در چنین شرایطی نه صرفاً توان فنی آنها، بلکه «درک وضعیت روانی و اجتماعی مخاطب» است. در دورههای خاص مثل شرایط جنگ، الگوی مصرف رسانهای تغییر میکند. مخاطب علاوه بر اینکه به دنبال فهم دقیق اخبار و شرایط است، نیاز دارد از فشار روانی فاصله بگیرد. بنابراین سیاست محتوایی پلتفرمهای نمایش خانگی باید بتواند در ایجاد امید آفرینی، آرامش روانی و سرگرمی نقش جدی ایفا کند.
در این میان، نقش تنظیمگری نیز اهمیت ویژهای پیدا میکند. ساترا به عنوان نهاد تنظیمگر در این حوزه با بهرهگیری از تجزیه و تحلیلهای تخصصی در بخش ارزیابی و پایش، میتواند علاوه بر تنظیم قواعد پلتفرمها در پویایی و انطباق محتوا مبتنی بر شرایط به سکوها کمک کند. چنین نقشی بویژه در شرایط خاص اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا میتواند به هماهنگی سیاستهای محتوایی و حرفهای سکوها کمک و از پراکندگی تصمیمها جلوگیری کند.
در نهایت، باید پذیرفت پلتفرمها ناگزیر هستند فراتر از رقابت تجاری و ملاحظات صرفاً فنی بیندیشند. درک شرایط جنگی به این معناست که سکوهای رسانهای باید نقش خود را در تأمین نیازهای فرهنگی و روانی خانوادهها جدیتر ببینند.
اگر این درک در کنار تنظیمگری هوشمندانه شکل بگیرد، پلتفرمهای داخلی میتوانند در لحظات حساس نهتنها بستر سرگرمی، بلکه بخشی از ثبات رسانهای جامعه نیز باشند.

