بیژن عبدالکریمی:

قدرت میدان و خیابان تعیین‌کننده نهایی مذاکرات است

در راستای تحلیل نقش استقامت و تاب‌آوری مردم در توقف جنگ و شکست دشمن، تأثیر قدرت آنها در پیشگیری از نقض عهد و پیمان از سوی طرف مقابل، چرایی به صحنه آمدن اقشار مختلف مردم، ضرورت در صحنه ماندن آنها و نیز چشم‌انداز تغییر گفتمان اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و... در مواجهه با تکثر موجود در جامعه ایرانی، خبرگزاری ایرنا با بیژن عبدالکریمی، استاد فلسفه و فعال مدنی گفت‌و‌گو کرده‌ است. عبدالکریمی در این گفت‌و‌گو، با تأکید بر ضرورت پرهیز از خوشبینی افراطی درباره نتیجه مذاکرات، گفت: «اساساً صلح بین ایران با آمریکا و اسرائیل معنا ندارد، اسرائیل در زمینه ادعای طرح «خاورمیانه بزرگ» بارها داستان‌سرایی کرده و ایران آخرین مانع است، بنابراین نباید وارد عرصه مطالبه حداکثری از نتیجه مذاکرات شد، علاوه بر این، تعیین‌کننده نهایی سرنوشت مذاکرات، دستاوردهای «میدان» و «خیابان» است. هرچند اکنون دوره سکوت میدان است اما همچنان باید دست نیروهای دفاعی ما روی ماشه باشد، زیرا آمریکا بارها هنگام مذاکره خیانت کرده و جنگ‌هایی را علیه کشورمان رقم زده است.» این استاد فلسفه  گفت: «در حقیقت اگر صلحی اتفاق بیفتد آنچه ضامن ایجاد و بقای این صلح است، «قدرت» ما خواهد بود؛ مدیریت تنگه هرمز با ایران است و این امر یکی از مؤلفه‌های قدرت کشور است، حال آمریکایی‌ها بپذیرند یا نپذیرند، اهمیتی ندارد. به همین علت می‌گوییم قدرت و نیروی واقعی ما در میدان و خیابان، تعیین‌کننده نهایی سرنوشت مذاکرات و تضمین‌کننده صلح، منافع و امنیت ملی ماست و نباید صرفاً به آنچه در پشت اتاق‌های بسته می‌گذرد، وابسته باشیم.»
 
مصداقی از «خشونت عریان» و «نهیلیسم»
عبدالکریمی با اشاره به سابقه فریبکاری دولت آمریکا در مذاکرات پیشین گفت: «آمریکایی‌ها می‌گویند با شروط ایران موافق هستند اما در رسانه‌های خود شروط دیگری را مطرح می‌کنند و می‌خواهند با ریاکاری برنامه خود را پیش ببرند. با وجود این، پایمردی مردم و نیروهای دفاعی ما باعث شد تا تمام طرح‌های آمریکا با شکست مواجه شود و با توجه به طولانی شدن جنگ و عدم تاب‌آوری در عرصه داخلی و بین‌المللی، در نهایت به نظر می‌رسد که به‌ظاهر گزینه آتش‌بس را پیشنهاد دادند. دشمن می‌خواست آنچنان زیرساخت‌های کشور ما را بزند که نتوانیم کمر راست کنیم و این نشانه‌ای از توحش آنهاست. در جهان سیاست متأسفانه ارزش‌هایی به نام صلح، آزادی، حقوق بشر و... وجود ندارد، بنابراین در این جنگ با حمله به نهادهای علمی که مصداقی از «خشونت عریان» و «نهیلیسم» دشمن بود، مواجه شدیم.»
 
نقش جنگ تحمیلی سوم در افزایش بلوغ سیاسی مردم
این استاد فلسفه در تحلیل نقش جنگ تحمیلی سوم در افزایش بلوغ سیاسی مردم اظهار کرد: «گاهی اوقات افرادی که خودآگاهی تاریخی و ملی دارند می‌توانند مسیر حوادث را پیش‌یابی کنند و یک جهت‌گیری کلی نسبت به روند حوادث داشته باشند؛ این افراد کسانی هستند که در جهت درست تاریخ ایستاده‌اند اما برخی افراد به علت عدم بهره‌مندی از دوراندیشی، اسیر روایت‌های نادرست رسانه‌های دشمن می‌شوند. عمدتاً این دسته از افراد باید با خود یک رویداد، مواجهه نزدیک داشته باشند تا نسبت به آن علم و آگاهی به دست آورند. تا زمانی‌که جنگ ۱۲‌روزه یا جنگ اخیر پیش نیامده بود برخی افراد دچار توهماتی درباره مناسبات ایران و غرب بودند و حتی بخش اندکی از جامعه این توهم را نیز داشتند که آمریکا قرار است برای ما «آزادی»، «رفاه» و «توسعه» به ارمغان بیاورد!» وی ادامه داد: «این دسته از افراد جامعه هنگامی که با جنگ اخیر روبه‌رو شدند، بخش زیادی از حجاب توهمشان فرو ریخت، به همین دلیل جنگ سبب شد «انسجام ملی» ما عمق بیشتری نسبت به گذشته بیابد. البته باید یادآور شوم، زمانی که درباره ایران و ایرانیت سخن می‌گوییم نه‌تنها وطن‌دوستی به معنای ناسیونالیسم نیست بلکه باید بگویم حتی تقابل «امر ملی» و «امر دینی» هم حاصل اتاق فکرهای غربی و جریانی است که فهم درستی از خرد ایرانی ندارند. همانگونه که بارها گفته‌ام، ایران در طول تاریخ یکی از بزرگ‌ترین کانون‌های دینی و معنوی جهان حتی در دوران پیش از اسلام بوده است؛ به همین علت در ایران دینی‌ترین افراد همواره ملی‌ترین افراد هستند.»

نیازمند به رسمیت شناختن «تکثر» در جامعه هستیم
این استاد فلسفه با تأکید بر اینکه یکی از مهم‌ترین مسائل جامعه ما و شاید مهم‌ترین مسأله آن، «ملت‌شدن» ایران است؛ گفت: «امروز با یک دوقطبی عمیق در جامعه مواجهیم؛ دوقطبی‌ای که ریشه در یک «ترومای تاریخی-اجتماعی» دارد و می‌توان آن را نوعی «بیماری اجتماعی» دانست. این بیماری تاریخی-اجتماعی را نمی‌توان صرفاً با روش‌های پلیسی، امنیتی، گزینشی یا حراستی حل کرد بلکه باید در سطح «نظام معرفتی» به آن پرداخت. وقتی از نظام معرفتی سخن می‌گوییم به این معناست که نیازمند یک دستگاه فکری هستیم که «تکثر» موجود در جامعه را به رسمیت بشناسد. بنابراین دانشگاهیان، روشنفکران و روحانیون باید درباره این تکثر بیندیشند تا برای حفظ امنیت ملی و مقابله با تهدیدهای مستمر به یک ملت واحد تبدیل شویم؛ باید راهی بیابیم تا این دو قطب را در یک امر واحد یعنی «امر ملی» ادغام کرده و به وحدت برسانیم.»
 
لزوم تغییر گفتمان
عبدالکریمی  اظهار کرد: «بخشی از جامعه که تاکنون احساس می‌کرد، نادیده گرفته شده است در این شب‌ها به خیابان آمد و همراهی خود را با کشور نشان داد. برای مثال، حضور دختران با سبک‌های مختلف پوشش در جامعه، نمادی از همین واقعیت است؛ واقعیتی که دیگر نمی‌توان آن را نادیده گرفت یا حذف کرد. بر این اساس، یقین دارم که پس از برقراری صلح و آرامش در جامعه برخی گفتمان‌ها تغییر خواهد کرد. اگر این بازنگری و تغییر گفتمان انجام نشود؛ ممکن است بار دیگر با بحران‌هایی مشابه گذشته مواجه شویم. بنابراین، همه دست‌اندرکاران، اعم از روشنفکران، متفکران، دانشگاهیان و روحانیون، باید برای فهم و حل این ترومای اجتماعی تلاش کنند؛ اندیشیدن به این مسأله و گفت‌وگو درباره آن، می‌تواند افق‌هایی برای حل آن بگشاید.»

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • ایران زمین
  • خودرو
  • حوادث
  • ورزشی
  • علم و فناوری
  • اندیشه
  • کتاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و نود و نه
 - شماره هشت هزار و نهصد و نود و نه - ۲۴ فروردین ۱۴۰۵