آقاکمال؛ معیاری برای کمال

سیدمحمد حسین عادلی
معاون پیشین وزارت امور خارجه


به راستی که شهادت امتداد طبیعی زندگی سرشار از ایمان و اخلاص و جد و جهد یا جهاد در راه عقیده و مرام دکتر سید کمال خرازی بود. او به فاصله‌ای کمتر از یک هفته به منصوره خانم، همسر پر مهر و وفادارش پیوست. انگار که مرگ هم نمی‌توانست پیوند عمیقی که در دهه‌های گذشته تار و پود جان آنان را به‌ هم بافته بود، بگسلد.
همه کسانی که «آقاکمال» را در خلال دهه‌های گذشته، قبل و بعد از انقلاب می‌شناسند بر ابعاد ممتاز شخصیت باثبات او و همسرش سرکار خانم منصوره رئیس‌قاسم، متفق القول هستند. همان‌طور که آقاکمال در خدمتگزاری به ایران از هیچ کوششی فرو‌گذار نمی‌کرد و خالصانه و نیز عارفانه خود را وقف خدمت کرده بود، منصوره خانم هم علاوه بر تعلیم و تربیت شاگردان خود، تلاشی خستگی‌ناپذیر و تحسین‌ برانگیز و البته بسیار خاموش و گمنام به امور خیریه مبذول می‌داشت. او و همسرش نمونه زوجی بودند که دارای رابطه اکمال متقابل بوده و همدیگر را همواره تکمیل می‌کردند. از گفت‌وگوهای آزادانه و روشنفکرانه میان آن دو در جمع‌های کوچک دوستانه، به سادگی می‌توانستی عشق و احترام و پیوندی عمیق و عزمی راسخ برای خدمتگزاری و مردمداری را متوجه شوی. ساده زیستی، یکرنگی و شفافیت، مردمی بودن و مردمداری را خیلی زود در رفتار آنان برجسته می‌یافتی.
اجازه بدهید به عنوان برادری کوچک، دست‌کم به برخی موارد اشاه کنم.
نخست اینکه آقاکمال دارای شخصیتی با ثبات و نظم یافته، با عقاید و ایمانی محکم و استوار و اعتدالی مبتنی بر ارزش‌ها و اصول اخلاقی بود. آرام، متین و با تعقل و تفکر و احتیاط سخن می‌گفت و از این رو اعتماد افراد، حتی شخصیت‌ها و مقامات بین‌المللی را به خود جلب می‌کرد. می‌توانستی به قول او اعتماد کنی. بسیاری از مقامات بلند پایه بین‌المللی، شخصیت با ثبات و محکم او را تحسین می‌کردند و آن را پایه‌ای برای گفت‌وگو‌ها و تفاهم‌های مفید می‌دانستند.
دوم اینکه آقاکمال از استقلال رأی برخوردار بود و در این استقلال رأی، شجاعتی کم نظیر برای ارائه عقیده و نظر خود داشت. با اینکه همواره در ارائه نظریات خود احتیاط می‌کرد و زود نتیجه‌گیری نمی‌کرد، اما وقتی به جمع‌بندی می‌رسید، نظر خود درباره منافع کشور را با شجاعت بیان می‌کرد و از این بابت یار و همیار صادقانه تصمیم‌گیران ارشد کشور بود.
سوم آنکه آقاکمال از یک سو با داشتن دانش وسیع و تربیت عمیق مذهبی، مورد اعتماد بعضی از بزرگ‌ترین مراجع تقلید روز برای جمع‌آوری وجوه شرعیه بود و از سوی دیگر به خاطر تحصیل در خارج از کشور و تعمق در احوال بین‌المللی، درک بسیار گسترده‌ای از شرایط بین‌المللی و نگاه واقع گرایانه‌ای به منافع ملی کشور داشت. مطمئناً تحصیلات او در رشته‌های علوم انسانی، روان‌شناسی و علوم شناختی، بر نگاه او به جهان و انسان‌ها و محیط اطراف اثر داشت. به همین دلیل می‌توان آقاکمال را یک عملگرای آرمان محور دانست. حمایت از منافع کشور را از همین دریچه پی‌گیری می‌کرد.
چهارم آنکه اهل لاف و گزاف نبود و همواره ترجیح می‌داد خدمات خود را بدون هرگونه تبلیغ و حتی به صورت خاموش انجام دهد. در مسئولیت‌های خارجی و بین‌المللی خود، فقط وقتی که لازم بود از رسانه‌ها استفاده می‌کرد.
پنجم آنکه در پس چهره آرام و محکم و نظم رفتاری و کرداری آقاکمال، قلبی مهربان و احساسی همدلانه نهفته بود. بسیار پر مهر بود و دنبال احقاق حق دیگران می‌رفت و تمام کوشش خود را برای پایمال نشدن حق دیگران انجام می‌داد.
ششم آنکه شخصیتی تأسیسی داشت و علاقه‌مند بود تا همواره ارزشی افزوده و ابتکاری نوین داشته باشد. آقاکمال در طول خدماتش، چه در کسوت استادی دانشگاه و امور پژوهشی و چه در کسوت مسئولیت‌های اجرایی و سیاسی بین‌المللی همواره برای اقدامات ابتکاری و تأسیس نهاد جدید و البته مفید پیش قدم می‌شد. وقتی در خارج از کشور بود، جزو اولین مبتکران ایجاد گروه‌ها و انجمن‌های دانشجویان ایرانی بود که در این زمینه، از جمله با دکتر عبدالکریم سروش و دکتر حسن حبیبی در اروپا و با دکتر مصطفی چمران و دکتر ابراهیم یزدی در آمریکا همکاری می‌کرد.
هفتم اینکه در دوران بعد از انقلاب در همه مسئولیت‌هایی که به او محول کردند، آقاکمال یکی از موفق ترین‌ها و کم حاشیه ترین‌ها بود. دوران مسئولیت‌های او به عنوان رئیس خبرگزاری جمهوری اسلامی و رئیس شورای تبلیغات جنگ، زمانی که نماینده دائم ایران در سازمان ملل بود، دوران مسئولیت وزارت امور خارجه، دوران ریاست شورای راهبردی روابط خارجی کشور و نیز در بنیانگذاری مرکزی برای علوم شناختی که بعد از سه دهه امروز به یک سازمان توانمند تبدیل شده است؛ در همه این دوران‌ها توفیقات او به خاطر مدیریت عقلانی و مبتکرانه موجب ارتقای ظرفیت‌ها و توسعه توانمندی‌های کشورمان ایران شده است.
این مختصر، مجال شمردن خدمات او را در یکایک مسئولیت هایش نمی‌دهد.
نتیجه اینکه؛ اگرچه برای نیل به فوز عظیم شهادت باید به او و همسر و همراه همیشگی‌اش تبریک گفت، اما محرومیت کشور و ملت ایران از فقدان این سرمایه ثمین را باید تسلیت گفت. او به راستی مصداق «من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا‌الله علیهم» بود!