گفت و گوی مقامات بلندپایه ایران و آمریکا امروز به میزبانی پاکستان انجام میشود
طرح ۱۰ مادهای ایران مبنای مذاکرات اسلام آباد
در غروب هشتم اسفند (۲۸ فوریه) تنها چند ساعت پس از آنکه آخرین دور از مذاکرات غیرمستقیم تهران و واشنگتن برگزار شد، آتش یک تجاوز نظامی دیگر با همراهی آمریکا و اسرائیل همهچیز را در خود بلعید و صحنه را از دیپلماسی به میدان جنگی کشاند که چهل روز بعد، نهتنها موازنهها را دگرگون کرد که معادله بازگشت به مذاکره را نیز از نو تعریف کرد؛ جنگی فرسایشی اما تعیین کننده که با برتری میدانی ایران و تسلط بر شریان حیاتی انرژی در تنگه هرمز، طرف غربی را در برابر واقعیتی سخت مبنی بر افزایش بیسابقه بهای انرژی و سایه رکودی عمیق بر اقتصادهای جهانی و فشاری قرار داد که راهی جز عقبنشینی برای آن باقی نگذاشت. در چنین فضایی، ابتکار نخستوزیر پاکستان برای توقف دوهفتهای درگیریها به مثابه دریچهای اضطراری برای تنفس دیپلماسی به سرعت مورد پذیرش آمریکا قرار گرفت تا مقرر شود پس از چهل روز تجاوز آمریکا - اسرائیل علیه ایران، بامداد روز ۱۹ فروردین ۱۴۰۵، یک آتشبس دو هفتهای با میانجیگری پاکستان مورد توافق قرار گیرد؛ آن هم در شرایطی که ایران با ارائه طرحی ۱۰ بندی، چهارچوب مذاکرات آینده را از پیش صورتبندی کرده و در عمل زمین بازی را تعیین کرده بود.
پیروزی های اخیر
گام های اولیه اما ناتمام
ساعاتی پس از آنکه آتشبس اعلامشده در بامداد چهارشنبه هفته گذشته، امیدی شکننده برای توقف درگیریها و بازگشت به مسیر دیپلماسی ایجاد کرد، تحولات میدانی بار دیگر نشان داد که این آرامش وقفهای موقت در دل یک بحران عمیق است؛ چه آنکه اسرائیل، همانگونه که انتظار میرفت با انجام حملاتی گسترده به لبنان کوشید مفاد توافقی را که به طور ضمنی این کشور را نیز دربر میگرفت، نادیده بگیرد و با زیر پا گذاشتن چهارچوبهای اعلامشده، در عمل اولین نشانههای فروپاشی آتشبس را رقم بزند، در حالی که همزمان، آمریکا با طرح این ادعا که لبنان اساساً بخشی از توافق نبوده، تلاش کرد از بار مسئولیت این نقض آشکار بکاهد و مواضع متفاوتی از واقعیت ارائه دهد.
در چنین فضایی، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی که قرار است ریاست هیأت مذاکرهکننده در نشست «اسلام آباد» را نیز بر عهده گیرد، با صدور پیامهایی هشدارآمیز، این تحولات را نشانهای دیگر از بیاعتباری تعهدات طرف مقابل دانست و با تأکید بر اینکه «زمان رو به پایان است»، نسبت به تداوم این روند هشدار داد؛ هشداری که در روز دوم آتشبس نیز با صراحت بیشتری تکرار شد، آنجا که وی تصریح کرد در صورت نقض بندهای مورد توافق، اساساً آتشبس و مذاکره معنای خود را از دست خواهد داد.
قالیباف بر این نکته تأکید کرد که پیروزیهای اخیر، هرچند مهم و تعیینکننده، اما صرفاً گامی اول و ناتمام محسوب میشوند و نباید بهعنوان نقطه پایان تلقی شوند؛ او با رد هرگونه تفکیک میان میدان و دیپلماسی، این دو را اجزای یک راهبرد واحد در دفاع از حقوق ملت ایران دانست که یا در قالب تقابل نظامی و یا از مسیر چانهزنی دیپلماتیک محقق میشود. در عین حال، اشاره به تجربههای پیشین و تأکید بر ضرورت بیاعتمادی به دشمن، در کنار یادآوری عقبنشینی آمریکا و پذیرش کلیات طرح ۱۰ مادهای ایران، نشان میدهد که هرچند این تحول یک دستاورد مهم تلقی میشود، اما در نگاه تهران، همچنان پیروزی ناتمام است که سرنوشت آن به رفتار توامان در میدان و دیپلماسی گره خورده است.
تأکید بر دو پیش شرط
قالیباف همچنین دیروز با انتشار پیامی، بار دیگر بر دو گره کلیدی تأکید کرد؛ گرههایی که بهگفته او، هنوز باز نشدهاند و بدون حلوفصل آنها، ورود به هرگونه گفتوگوی رسمی بیمعنا خواهد بود: برقراری آتشبس در لبنان و آزادسازی داراییهای مسدود شده ایران پیش از آغاز مذاکرات.
این موضعگیری در شرایطی مطرح میشود که به روایت پرستیوی و به نقل از یک مقام امنیتی ارشد، فشارهای ایران اسرائیل را ناگزیر به توقف حملات به بیروت کرده است؛ تحولی که میتواند نشانهای از تغییر موازنه میدانی باشد. همزمان، در سطحی پنهانتر، گزارش یک رسانه کرهجنوبی از تحرکات فشرده میان سئول و دوحه برای آزادسازی ۷ میلیارد دلار از منابع بلوکه شده ایران حکایت دارد؛ داراییهایی که ریشه در درآمدهای نفتی سالهای پیش از تشدید تحریمها دارند و اکنون به یکی از اهرمهای تعیینکننده در معادله مذاکرات تبدیل شدهاند.
مطالبات تهران
در اولین ساعات پس از اجرای آتشبس، سیدعباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران، از فراهم شدن امکان تردد امن در تنگه هرمز برای مدت دو هفته خبر داد که به گفته او در هماهنگی کامل با نیروهای مسلح و با در نظر گرفتن محدودیتهای فنی موجود اتخاذ شده و حامل پیامی روشن به بازیگران منطقهای و فرامنطقهای درباره آمادگی تهران برای مدیریت مسئولانه شرایط پس از جنگ و جلوگیری از گسترش بیثباتی در یکی از حیاتیترین شریانهای انرژی جهان بود.
همزمان با این اقدام، در تهران، مجید تختروانچی، معاون سیاسی وزارت امور خارجه در نشستی با حضور سفرا و رؤسای نمایندگیهای دیپلماتیک خارجی و سازمانهای بینالمللی با تشریح جنایات ارتکابی آمریکا و رژیم صهیونیستی در جریان این تقابل چهلروزه، بر رویکرد مسئولانه ایران در پذیرش آتشبس و ارائه طرحی 10مادهای به عنوان چهارچوب مذاکرات آینده تأکید کرد.
به گفته او، این طرح اکنون به عنوان مبنای گفتوگوها مورد توافق قرار گرفته است. در میان مفاد کلیدی این طرح، موضوع هستهای بار دیگر به عنوان یکی از پیچیدهترین و در عین حال تعیینکنندهترین محورهای اختلافی خودنمایی میکند؛ از جمله مطالبه پذیرش حق غنیسازی از سوی آمریکا و ورود به مذاکراتی درباره سطح آن.
با این حال، در نشانهای از تغییر تاکتیکی، گزارشها حاکی از آن است که اختلاف بر سر ذخایر حدود ۴۶۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده، برخلاف برخی گمانهزنیها، در زمره خطوط قرمز تغییرناپذیر تهران قرار دارد با این حال ایران اعلام کرده است که در صورت باقی ماندن این مواد در داخل کشور، امکان رسیدن به راهحلی توافقی در این زمینه وجود دارد؛ موضعی که میتواند در صورت تداوم فضای فعلی، به یکی از گرهگشاهای کلیدی در مسیر مذاکرات پیشرو بدل شود. تأکید بر توقف کامل هرگونه اقدام نظامی علیه ایران و متحدانش، در کنار لغو تمامی تحریمهای اولیه، ثانویه و تحریمهای سازمان ملل نیز از دیگر مفاد مهم این طرح به شمار میرود.
عزیمت به پاکستان
در حالی که فضای منطقه همچنان در تعلیقی شکننده میان آتشبس و بازگشت احتمالی به درگیری به سر میبرد، ترامپ بار دیگر با ترکیبی از تهدید و ابراز خوشبینی تلاش کرد مواضع ضد و نقیض خود را تکرار کند؛ او در شرایطی که از حفظ ناوگان نظامی ایالاتمتحده در آبهای خاورمیانه برای دو هفته آینده سخن میگفت، همزمان مدعی شد که ایران منطقیتر از گذشته رفتار میکند و خود او نسبت به دستیابی به یک توافق، بسیار خوشبین است، اظهاراتی که در تضادی آشکار با لحن تهدیدآمیز پیشین او قرار دارد و نشان از نوعی چرخش تاکتیکی در مواجهه با واقعیتهای جدید میدان و دیپلماسی دارد.
ترامپ همچنین با اشاره به گفتوگوی خود با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل مدعی شد که این رژیم در حال کاهش دامنه عملیات نظامی خود در لبنان است و این روند با آرامش مدیریت خواهد شد؛ ادعایی که در میانه گزارشهای متناقض از وضعیت میدانی، بیشتر از یک واقعیت تثبیتشده، به مثابه تلاشی برای القای کنترل بر اوضاع تلقی میشود.
در چنین فضایی، تحرکات دیپلماتیک نیز شتاب گرفته و جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا روز گذشته راهی پاکستان شد تا در اسلامآباد در گفتوگوهایی حساس با هیأت ایرانی شرکت کند.
ونس پیش از عزیمت از آمادگی واشنگتن برای دراز کردن دست همکاری سخن گفت و تأکید کرد که «ایالاتمتحده تلاش خواهد کرد این مذاکرات در پاکستان به نتیجهای مثبت منتهی شود.»
اکنون در پی برقراری آتشبس دوهفتهای که بیش از آنکه پایان درگیری باشد، فرصتی محدود برای آزمودن ارادههای سیاسی به شمار میرود، نشانههایی از بازگشت تهران و واشنگتن به میز گفتوگو پدیدار شده که اینبار در سایه تحولات میدانی و تغییر موازنهها شکل گرفته و بهطور فزایندهای حول «طرح ۱۰مادهای ایران» متمرکز شده است، طرحی که حتی به اذعان ترامپ به عنوان یکی از مبانی احتمالی پایان کامل جنگ مطرح شده و در صورت تحقق، میتواند به عنوان یک دستاورد راهبردی برای تهران تعبیر شود، چراکه این چهارچوب در عمل بازتابی از مطالبات کلان جمهوری اسلامی در حوزههای امنیتی، منطقهای و هستهای است.
بــــرش
شکست راهبردی نتانیاهو
در پی اجرای آتشبس، صداهای انتقادی در داخل اسرائیل نیز بلندتر از همیشه به گوش میرسد؛ از جمله «یائیر لاپید» رهبر مخالفان حکومت نتانیاهو که با توصیف وضعیت موجود به عنوان «فاجعهای بیسابقه در تاریخ سیاسی اسرائیل»، از حذف تلآویو از فرآیندهای تصمیمگیری کلان حتی در موضوعاتی که مستقیماً با امنیت ملی آن گره خورده است، بهشدت انتقاد کرده و این وضعیت را نشانهای از شکست عمیق سیاسی و راهبردی کابینه نتانیاهو دانسته است؛ شکستی که به گفته او، در تضادی آشکار با عملکرد میدانی ارتش و تابآوری اسرائیل قرار دارد و نشان میدهد که دستاوردهای نظامی، در غیاب یک راهبرد سیاسی منسجم در نهایت به تضعیف موقعیت کلی این رژیم انجامیده است. بنابراین آغاز مذاکرات جدید میان ایران و آمریکا در شرایطی کلید میخورد که تهران، آگاه از محدودیت زمانی این آتشبس موقت، میکوشد دستاوردهای خود را تثبیت کرده و از این پنجره کوتاه برای شکلدهی به ترتیباتی پایدارتر بهره ببرد؛ پنجرهای که اگرچه هنوز در معرض تهدید فروپاشی قرار دارد، اما در صورت مدیریت دقیق، میتواند نقطه عطفی در گذار از میدان جنگ به عرصه دیپلماسی باشد.

