صلح، خودش یک پیروزی است
عمادالدین باقی
نویسنده و فعال حقوق بشری
بزرگترین جنگ در تاریخ معاصر ایران علیه ملتی استوار، فعلاً به نظر میرسد پایان یافته است هرچند آثار و عوارض آن پس از این آشکار میشود.
بدون شک ایران عزیز سربلند از این جنگ تحمیلی بیرون آمده و ناظران خارجی و تحلیلگران داخلی هم دلایل زیادی درباره اینکه ایران پیروز بوده است ذکر کردهاند و خواهند کرد ولی نباید فراموش کنیم که جنگ، شری است که ایران هیچگاه خواستار آن نبوده است. کما این که امروز دیگر جانهای از دست رفته بازنمی گردند.
بنابراین جنگ در ذات خود یک خسران است بهویژه شکستی برای آغازگر آن. فراموش نکنیم گرچه آغازگران جنگ از تسلیم بدون قید و شرط طرف مقابل میگفتند اما نتوانستند شرایطی را فراهم کنند تا جنگ بدون شکست خودشان تمام شود.
۱- به گمان نگارنده باید مراقب بود که در پیروزی آسیبدیدگان جنگ دیده شوند و احساس کنند و بدانند که یاد شهیدان سرافراز جنگ جاودان است. حتی تمرکز زیاد روی فهرست پیروزیها نباید مانع دیدن ضعفها شود. امروز پس از پیروزی باید محور بحث این باشد که صلح خودش یک پیروزی است، بهویژه برای کشوری که آغازگر جنگ نبوده و همواره در مقام دفاع از خود بوده است. برای کشوری که در چنین شرایطی جنگیده، در کنار برجستهکردن شکست و تسلیم دشمن، برجسته کردن ارزش صلح مهم است؛ صلحی که ایران در مذاکرات دنبال میکرد و با حمله مشترک دوباره و غافلگیرانه آمریکا و اسرائیل نقض شد.
نقضکنندگان دوباره مجبور شدند به همان راه بازگردند. در واقع ایران نشان داد که راهی جز صلح وجود ندارد.
۲- این جنگ تمام شد و افتخار ابدی آن در تاریخ برای سربازان و مدافعان عزیز کشور میماند که جان بر کف در نابرابرانهترین شرایط به خود تزلزلی راه ندادند. تمامقد در برابر آنان تعظیم میکنیم. پس از آن نیروهای قهرمان آتشنشانی و هلال احمر و دولت و همه کارکنان آن در وزارتخانههایی که در طول جنگ نگذاشتند آب و برق و کالای اساسی خوراکی با بحران روبهرو شود و شرایط را به گونهای مدیریت کردند که اوضاع عمومی کمتر شباهتی به شرایط جنگی داشت. همچنین آن هنرمندان عزیزی که در این ایام برای ایران خواندند و نواختند و مردمی که زنجیره انسانی در حفاظت از نیروگاهها و بناهای فرهنگی تشکیل دادند و ترامپ که عمق آن را نفهمیده، نامش را تشکیل سپر انسانی در جنگ گذاشت و مردمی که خیابان را به دشمن ندادند
و ننگ ابدی در تاریخ برای وطن فروشانی میماند که با توهم قدرت و سیاست، انسانیت و شرافت را پایمال کردند و بر خون ایرانیان رقصیدند و زمینهساز و ابزار روانی و سیاسی تجاوز و دعوتکننده و مدافع حمله خارجی شدند. چه بد دستاوردی است قدرتی که از این راه ننگین به دست آید و بدتر از آن، ننگ برای کسانی است که چنین جنگ و تجاوزی را میخواستند با حقوق بشر توجیه کنند و نام آن را مداخله بشردوستانه بگذارند!
۳- و سومین نکته این نگرانی است که در چکاچک جدلها و جدالهای سیاسی که حتی در دل جنگ توسط برخی افراد دنبال میشد، همگرایی و همدلی ملی زخمی شود و جامعه دلسرد از پیش شود که این خودش از هر مشکل ناشی از دخالت خارجی بالاتر است.
نهادهای مختلف حاکمیتی شکاف اجتماعی که چه بسا دشمن را به طمع انداخت، عمیقاً ریشهیابی و گذشت و رحمت پیشه کنند و به ترمیم زخمها یاری رسانند، کاری که پیامبر اسلام (ص) بعد از فتح مکه کرد.

