محسن کازرونی، عضو پیشین خبرگان رهبری در گفت‌وگو با «ایران»:

نگاه رهبری به اداره کشور مبتنی بر کارایی نهادها بود

گروه سیاسی - در گفت‌و‌گو با آیت‌الله محسن کازرونی، عضو پیشین مجلس خبرگان رهبری از او پرسیده‌ایم که مجموعه آموزه‌های به جای مانده از رهبر شهید را می‌توان تحت عنوان «مکتب خامنه ای» یاد کرد؟ آیت‌الله کازرونی همزمان با پاسخ به این سؤال مروری هم کرده‌اند به برخی از ویژه گی‌های متمایز کننده آیت‌الله خامنه‌ای و با نقل خاطراتی از دیدارهای مختلف با ایشان، تأکید دارند که رهبر شهید بر اداره کشور بر اساس قانون و انجام وظایف نهادها تأکید داشته‌اند و همین اهتمام هم منتج به آن شد که اداره کشور متکی به فرد نباشد چنانکه بعد از شهادت ایشان دفاع از کشور و اداره امور مردم به خوبی انجام شد.

رهبر انقلاب اسلامی، شهید آیت‌الله خامنه‌ای، بیش از سی سال رهبری کشور را بر عهده داشتند و در فراز و فرودهای مختلف، کشور را اداره و مدیریت کردند. آیا می‌توان مکتب ایشان را به‌عنوان شیوه‌ای از حکمرانی برای آیندگان در اداره جامعه در نظر گرفت؟
 چون ایشان یک روحانی و پژوهشگر دینی بودند و از سال‌های جوانی با معارف دینی انس داشتند، از همان دوران خطوطی از معارف قرآنی را استخراج می‌کردند. چه در زمانی که در مشهد بودند و در سنین نوجوانی و جوانی جلسات قرآنی داشتند و به بیان معارف قرآن می‌پرداختند ــ که مربوط به قبل از انقلاب بود ــ و چه بعد از انقلاب که در مسئولیت‌های مختلف قرار گرفتند، این ذهن آغشته به معارف دینی در شخصیت ایشان نقش اساسی داشت. به همین دلیل، می‌توان گفت که معارف دینی از ایشان شخصیتی ساخت که اگر بخواهیم از آن با تعبیر «مکتب» یاد کنیم، تعبیر بیراهی نیست. سخنرانی‌ها، کلمات، مشی و رفتار ایشان همگی جلوه‌ای از همان معارف دینی بود. برای مثال، توجه ویژه ایشان به انسان‌های ضعیف، محرومان و نیازمندان، یا تأکید بر خدمت به مردم و همچنین سرسختی و ایستادگی در برابر طاغوت، همگی برگرفته از برداشت‌های قرآنی و آموزه‌های دینی بود. همچنین اخلاصی که در رفتار ایشان دیده می‌شد، بدون هیچ‌گونه منیت یا احساس برتری، بسیار قابل توجه بود. من خودم در دیدارهایی که با ایشان داشتم چه در مجلس خبرگان و چه در جلسات مرتبط با کمیته امداد حتی به اندازه ذره‌ای احساس نکردم که جایگاه و مقامی که ایشان داشتند بر رفتارشان تأثیر گذاشته باشد. بالاخره ایشان مدتی رئیس‌جمهوری بودند و سال‌های طولانی نیز رهبری کشور را بر عهده داشتند، اما هیچ‌گاه ندیدم که این جایگاه باعث تغییر در مشی و رفتار ایشان شده باشد. این را شخصاً و به‌صورت عینی مشاهده کرده‌ام.
البته پیش از آن نیز درباره این ویژگی‌ها شنیده بودم. مرحوم قدسی، از شاعران معروف مشهد و از دوستان قدیمی رهبر انقلاب که با پدر بنده نیز دوستی داشت، خاطره‌ای برای من نقل می‌کرد. ایشان می‌گفت زمانی که آقا به ریاست جمهوری رسیدند، بر اساس همان رفاقت قدیمی به دیدارشان رفتم. در آن دیدار متوجه شدم که ایشان حتی بیش از گذشته در خدمت به میهمانان پیشقدم هستند. قدسی می‌گفت در برخی موارد که پیش‌تر فرزندان ایشان برای آوردن چای اقدام می‌کردند، این بار خود ایشان چنین کاری را انجام می‌دادند. وقتی از ایشان پرسیدم چرا چنین می‌کنید، فرمودند که این عنایت‌ها و مسئولیت‌ها نباید انسان را فریب دهد یا دچار غرور کند. این روحیه تواضع در ایشان بسیار برجسته بود. هرچه جایگاه و مسئولیت ایشان در نظام بالاتر می‌رفت، این تواضع بیشتر جلوه می‌کرد؛ همان وصفی که در قرآن درباره «عبادالرحمن» آمده است. 
در همین رابطه به خاطر دارم که سال‌ها پیش در حسینیه ایشان سخنرانی داشتم. پس از پایان سخنرانی، ایشان نکاتی را مطرح کردند و در عین تجلیل از سخنرانی، نکات دقیقی را بیان فرمودند. در پاسخ، نکته‌ای به ذهنم رسید و عرض کردم. ایشان با همان جایگاه و مقام، با کمال تواضع فرمودند: «درست می‌فرمایید، حق با شماست.» بنابراین با توجه به این روحیه، اگر بخواهیم ویژگی‌های یک مکتب را برشماریم، از شاخص‌ترین آن‌هاست؛ اخلاص، پشتکار فراوان، توجه به محرومان، خدمت به انسان‌ها و تواضعی که در رفتار ایشان موج می‌زد. هر چند به نظر من هنوز نیاز است که کاوش‌های بیشتری درباره شخصیت ایشان انجام و زوایای بیشتری از این شخصیت برای جامعه تبیین شود. خود مردم نیز در دیدارها یا در فضای مجازی بارها به هوش، پشتکار و تلاش بی‌وقفه ایشان اشاره کرده‌اند.
در همین زمینه بد نیست خاطره‌ای نقل کنم. روزی در مشهد خدمت آیت‌الله مروی بودم و درباره ماجرای شهادت ایشان صحبت شد؛ اینکه چگونه این حادثه رخ داد. ایشان نقل کردند که ظاهراً برخی از فرماندهان سپاه به رهبر انقلاب پیشنهاد داده بودند که به مکانی امن‌تر منتقل شوند. اما ایشان پرسیده بودند که آیا در آن مکان امکان انجام کارهایشان وجود دارد یا خیر. وقتی مشخص شده بود که چنین امکانی فراهم نیست، ایشان حاضر نشده بودند محل کار خود را ترک کنند. پاسخ‌های دیگری نیز در این باره شنیده‌ام؛ از جمله اینکه فرموده بودند چگونه ممکن است از مردم بخواهیم در صحنه حضور داشته باشند اما خودمان به مکانی امن برویم. این نشان‌دهنده همان روحیه پشتکار و مسئولیت‌پذیری بود.
اگر به سخنرانی‌های ایشان نگاه کنید، می‌بینید که چه حجم عظیمی از خطابه‌ها و بیانات را در طول سال‌ها ارائه داده‌اند؛ چه در دیدار با مسئولان و چه در مناسبت‌های مختلف. این نشان می‌دهد که ایشان چه پشتکار و تلاشی در مطالعه و استخراج نکات تازه داشتند. کمتر پیش می‌آمد که سخنی تکراری از ایشان بشنویم؛ همواره نکته‌ای تازه و زاویه‌ای نو در سخنانشان وجود داشت. بنابراین می‌توان گفت که سخنان و دیدگاه‌های ایشان منظومه‌ای فکری را شکل می‌داد که می‌توان آن را همچون یک کهکشان دانست؛ مجموعه‌ای گسترده که می‌توان از آن بسیار بهره برد و به‌عنوان مرجع فکری به آن رجوع کرد.
از سوی دیگر، احترامی که ایشان برای افراد قائل بودند نیز قابل توجه بود. زمانی که بنده از کرج منتقل شدم، در حکمی که برای انتصاب فرد بعدی صادر کردند، تعبیرات بسیار محترمانه‌ای به کار بردند. بعدها در دیداری به ایشان عرض کردم که ما چندان شایسته چنین تعابیری نبودیم. ایشان فرمودند: «نه، این وظیفه ماست.» به نظر من، با مجموعه معارفی که ایشان در سخنرانی‌ها و بیانات خود مطرح کردند، گنجینه‌ای ارزشمند شکل گرفته است که آیندگان می‌توانند از آن بهره ببرند. شخصیت ایشان، چه در زمان حیات و چه پس از شهادت، تأثیرگذاری گسترده‌ای در جهان اسلام خواهد داشت.
دشمنان تصور می‌کردند با حذف فرمانده کل قوا و در ادامه تنی چند از فرماندهان نظامی و شخصیت‌های سیاسی شیرازه نظام از هم می‌پاشد. اما این‌گونه نشد. این تداوم انجام وظایف در غیاب رهبر فقید آیا ارتباطی به شیوه رهبری آیت‌الله خامنه‌ای در کشور‌داری دارد؟
 یکی از نکات مهمی که در مدیریت ایشان وجود داشت، همین توجه به نهادها و تقسیم وظایف میان آنها بود. خاطرم هست زمانی که عضو کمیسیون تحقیق مجلس خبرگان بودم، همراه با جمعی از اعضا خدمت ایشان رسیدیم. در آن جلسه شهید رئیسی نیز حضور داشتند و افرادی مانند آقای حسینی بوشهری و آقای مصباحی مقدم نیز در جمع بودند. برخی از دوستان درباره مسائل اجرایی کشور نکاتی را مطرح کردند و برخی دیگر نیز درباره مسائل قضایی سخن گفتند. پس از پایان صحبت‌ها، رهبر انقلاب فرمودند: «مسائلی که مطرح می‌کنید ارتباطی با جایگاه رهبری ندارد. اگر درباره مسائل اجرایی سخنی دارید، رئیس‌جمهوری در اینجا حضور دارد و باید با ایشان مطرح کنید.»  ایشان تأکید کردند که هر مسأله‌ای باید در جایگاه و نهاد مربوط به خود پیگیری شود. این نشان می‌داد که نگاه ایشان به ساختار اداره کشور کاملاً منظم و مبتنی بر نهادهاست. به همین دلیل، دشمنان تصور می‌کردند اگر رأس نظام را هدف قرار دهند، ساختار کشور دچار اختلال می‌شود؛ اما چنین نشد. 
زیرا هر بخش از نظام، ساختار و سلسله‌مراتب خود را دارد و بر اساس همان چهارچوب عمل می‌کند. البته در کنار این مسأله، لطف و عنایت الهی و مجاهدت مردم نیز نقش مهمی داشت. با این حال، واقعیت این است که نگاه نهادی در مدیریت کشور باعث شد دشمن به هدف خود نرسد. در نهایت باید گفت هرچند شهادت ایشان ضایعه‌ای بزرگ و غمی سنگین برای جامعه اسلامی بود، اما جمهوری اسلامی همچنان با قوت به مسیر خود ادامه می‌دهد و دشمنان نیز به‌خوبی از این واقعیت 
آگاه شده‌اند.
 
صفحات
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و نود و شش
 - شماره هشت هزار و نهصد و نود و شش - ۲۰ فروردین ۱۴۰۵