نگاه راهبردی رهبر شهید انقلاب به نیروهای مسلح چگونه ناجی کشور در جنگ رمضان شد
ریشههای قدرت دفاعی ایران
علی عوضخواه
گروه سیاسی
آنچه در جنگ ۴۰ روزه اخیر به نمایش درآمد، بیش از آنکه یک پیروزی یا موفقیت مقطعی باشد، تجلی یک دکترین و یک مسیر تاریخی است که در چهار دهه گذشته طی شده است. مسیری که بر پایه استقلال، خودباوری و خودکفایی نیروها شکل گرفته و حالا توانسته است در یکی از سختترین آزمونهای خود، کارآمدیاش را با وضوح هرچه تمام نشان دهد. از حفظ انسجام در شرایط ترور فرماندهان، تا تداوم قدرت آفندی در اوج فشار و حملات پر تعداد دشمن، از رقم زدن اولینهای دنیا در هدف قرار دادن پایگاهها و تجهیزات آمریکا، تا نمایش توانمندیهای پیشرفته موشکی، همه اینها نشان میدهد که این دستاوردها، حاصل یک نگاه کلان و بلندمدت بوده است.
یعنی آنچه امروز بهعنوان صلابت نیروهای مسلح ایران شناخته میشود، بیش از هر چیز، مرهون همان رویکردی است که برای نیروهای مسلح، استقلال را بهعنوان یک اصل بنیادین تعریف کرد و خودکفایی را به یک ضرورت راهبردی تبدیل ساخت. رویکردی که مشخصاً توسط رهبر شهید انقلاب، حضرت آیتالله خامنهای در تمام 35 سال گذشته ایدهپردازی، تئوریزه و اجرایی شد. حالا که جنگ بهطور موقت متوقف شده و چهلمین روز شهادت حضرت آیتالله خامنهای فرا رسیده، خالی از فایده نخواهد بود این مسیر طی شده را از جنگ کنونی به سمت مبدأ دوباره مرور کنیم.
جنگی که با طراحی و حملات تجاوزکارانه ایالات متحده و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز شد، اکنون در ایستگاه روز چهلم و با پذیرش آتشبس از سوی آمریکا به یک توقف موقت دو هفتهای رسیده است. توقفی که بیش از آنکه نشانه پایان این جنگ باشد، گویای شکست یک پروژه بزرگ و چندلایه علیه کشورمان است. پروژهای که بر اساس محاسبات اولیه، قرار بود در بازهای بسیار کوتاه، مثلاً ظرف مدت ۷۲ ساعت، به فروپاشی ساختار سیاسی جمهوری اسلامی، از کار افتادن توان نظامی ایران و ایجاد یک تغییر بنیادین در موازنه قدرت منطقهای به نفع رژیم صهیونیستی منجر شود.
اما آنچه در میدان رخ داد، نه تنها این سناریو را محقق نکرد، بلکه تصویری کاملاً معکوس از واقعیت قدرت ایران برای آمریکا و دنیا به نمایش گذاشت. در واقع، جنگی که با هدف «ضربه سریع و قاطع» طراحی شده بود، به یک نبرد فرسایشی تبدیل شد که در آن، طرف آغازگر نه تنها به اهداف خود نرسید، بلکه در نهایت ناچار شد با پذیرش آتشبس، مسیر خود را تغییر دهد.
در این میان، یکی از مهمترین نقاط تمرکز دشمن در روز ابتدایی جنگ، هدف قرار دادن ساختار فرماندهی نیروهای مسلح ایران بود. ترور و شهادت فرماندهان عالیرتبه، بخشی از راهبردی بود که با هدف ایجاد اختلال در زنجیره تصمیمگیری و فروپاشی انسجام عملیاتی دنبال میشد. برآورد آمریکا و اسرائیل این بود که حذف فرماندهان کلیدی نیروهای مسلح، به سرعت موجب سردرگمی، تأخیر در واکنش و در نهایت از کار افتادن سیستم دفاعی و تهاجمی ایران خواهد شد.
اما آنچه در عمل رخ داد، خلاف این تصور بود. با وجود شهادت فرمانده کل قوا و تعدادی از فرماندهان ارشد، نهتنها خللی در روند فرماندهی و کنترل ایجاد نشد، بلکه سیستم نظامی کشور با سرعتی قابل توجه خود را بازسازی کرد. انتخاب رهبری جدید، جایگزینی فرماندهان، انتقال مسئولیتها و تداوم عملیاتها، به گونهای انجام شد که نه تنها نشانهای از فروپاشی دیده نشد، بلکه نوعی پویایی و انعطافپذیری در ساختار فرماندهی به نمایش درآمد. چه آنکه برخلاف جنگ 12 روزه که پاسخهای ایران چند ساعت پس از حملات رژیم صهیونیستی آغاز شد، در این جنگ به فاصله تنها یک ساعت، ایران حملات ترکیبی خود به سرزمینهای اشغالی و پایگاههای ایالات متحده را آغاز کرد. این اتفاق، به خوبی نشان داد که نیروهای مسلح ایران بر پایه یک ساختار نهادمند و چندلایه شکل گرفتهاند. ساختاری که وابسته به افراد نیست، بلکه بر اساس یک دکترین مشخص و نهادینه شده عمل میکند.
شکستن خطوط قرمز دنیا؛ وقتی پایگاههای آمریکا هدف قرار گرفتند
یکی از مهمترین ابعاد این جنگ، عبور ایران از خطوط قرمزی بود که طی دهههای گذشته، کمتر کشوری جرأت یا توان عبور از آنها را داشت. برای نخستین بار پس از جنگ جهانی دوم و تثبیت جایگاه ایالات متحده به عنوان قدرت مسلط نظام بینالملل، تمام پایگاههای نظامی این کشور در منطقه به صورت گسترده و هدفمند مورد حمله قرار گرفتند.
در کنار این، اولینهای دیگری نیز رقم خورد. مانند شناسایی و رهگیری جنگنده فوق پیشرفته اف35 که برای نخستین بار در دنیا اتفاق افتاد. یا مثلاً انهدام دقیق یک فروند هواپیمای آواکس توسط پهپاد انتحاری شاهد، یا هدف قرار دادن ناوهواپیمابر آبراهام لینکلن. به این لیست باید انهدام چند فروند هواپیمای سوخترسان، چند فروند اف15 و چند بالگرد را هم اضافه کرد. همه اینها بیانگر سطحی از پیشرفت است که نتیجه سالها سرمایهگذاری در حوزه بومیسازی فناوریهای دفاعی است.
اما نکته کلیدی در این میان، تداوم قدرت آفندی ایران در طول جنگ بود. در شرایطی که کشور تحت فشار شدید حملات قرار داشت، نه تنها از شدت عملیاتهای موشکی و پهپادی نیروهای مسلح کاسته نشد، بلکه استمرار و دقت این حملات نشان داد که اتفاقاً ایران از ذخایر گسترده و زیرساختی پایدار در این حوزه برخوردار است. این مسأله، یکی از مهمترین محاسبات دشمن را باطل کرد. محاسبهای که بر اساس آن، تصور میشد ایران تنها برای مدت محدودی قادر به ادامه عملیات خواهد بود.
ریشههای قدرت؛ چهار دهه سیاستگذاری مبتنی بر استقلال
برای فهم این سطح از توانمندی و تابآوری، باید از سطح میدان جنگ فراتر رفت و به ریشههای شکلگیری این قدرت پرداخت. آنچه امروز در عملکرد نیروهای مسلح ایران دیده میشود، حاصل یک روند تدریجی و بلندمدت در سیاستگذاری است. روندی که طی چهار دهه و با تأکید مستمر بر اصول «استقلال»، «خودباوری» و «خودکفایی» شکل گرفته است.
در این مسیر، نقش رهبر شهید انقلاب اسلامی، نقشی محوری و تعیین کننده بوده است. نگاه کلان ایشان به مقوله امنیت، مبتنی بر این اصل بود که اتکا به قدرتهای خارجی، نه تنها امنیتآفرین نیست، بلکه میتواند به یکی از بزرگترین نقاط آسیب تبدیل شود. تجربه تاریخی ایران، بهویژه در دورههای پهلوی پدر و پسر، نشان داده بود که وابستگی نظامی به خارج، در بزنگاههای حساس، کشور را با بحران مواجه میکند. مثل اتفاقی که در شهریورماه 1320 و با اشغال ایران توسط قوای متفقین رخ داد.
بر همین اساس، از همان آغاز دوره رهبری شهید خامنهای، راهبرد اصلی در حوزه دفاعی، حرکت به سمت بومیسازی کامل و قطع وابستگی تعریف شد. این راهبرد، به صورت گام به گام و با سرمایهگذاری مستمر در حوزههای مختلف دنبال شد. از توسعه صنایع دفاعی گرفته تا تربیت نیروی انسانی متخصص و ایجاد زیرساختهای تحقیقاتی پیشرفته.
از دست خالی تا قدرت نظامی
یکی از روشنترین نمودهای این مسیر، تحول در حوزه موشکی، یا بهتر بگوییم آغاز مسیر موشکی شدن ایران است. حوزهای که امروز به ستون فقرات قدرت نظامی ایران تبدیل شده است.
در سالهای پایانی جنگ تحمیلی، ایران حتی در تأمین ابتداییترین تجهیزات دفاعی با محدودیت مواجه بود. توان تولید داخلی در حوزه موشکی اساساً وجود نداشت و کشور ناچار بود با امکانات محدود و در شرایط سخت، نیازهای خود را تأمین کند. اما همین محدودیتها، به انگیزهای برای حرکت به سمت خودکفایی تبدیل شد.
در طول سالهای بعد و با همت و رهنمودهای ویژه حضرت آیتالله خامنهای، برنامه موشکی ایران با اتکا به ظرفیتهای داخلی، اعتماد به نیروی انسانی داخلی و بدون تکیه بر خارج، به تدریج توسعه یافت. این مسیر، مسیری ساده و بدون مانع نبود. تحریمها، فشارهای بینالمللی و محدودیتهای فناورانه، همگی موانعی بودند که باید از آنها عبور میشد. اما نتیجه این تلاش مستمر، شکلگیری یکی از پیشرفتهترین برنامههای موشکی در منطقه و حالا میتوان گفت در جهان بود.
در جنگ اخیر، این توانمندی به صورت عملی به نمایش درآمد. زمانهایی که موشکهای ایرانی میتوانستند از سامانههای پدافندی چندلایه دشمن آمریکایی-صهیونیستی عبور کرده و با دقت بالا به اهداف تعیین شده اصابت کنند. این تنها یک موفقیت نظامی نیست، بلکه نشان دهنده سطحی از بلوغ فناوری و عملیاتی بود که بدون اتکا به خارج و صرفاً بر پایه خودباوری داخلی به دست آمده است.
ساختار مقاوم، نیرویی که به افراد وابسته نیست
در کنار تجهیزات و فناوری، یکی از مهمترین عوامل در عملکرد موفق نیروهای مسلح ایران، نوع ساختار و فرهنگ سازمانی حاکم بر آنهاست. این ساختار، به گونهای طراحی شده که وابستگی به افراد به حداقل برسد و سیستم بتواند در شرایط بحرانی، با حفظ کارایی به فعالیت خود ادامه دهد.
در جریان همین جنگ، این ویژگی به وضوح قابل مشاهده بود. با شهادت فرماندهان ارشد، سیستم به سرعت واکنش نشان داد و از ایجاد خلأ در فرماندهی جلوگیری کرد. علاوه بر تداوم قدرت تصمیمگیری در نیروهای مسلح پس از شهادت رئیس ستادکل نیروهای مسلح، فرمانده کل سپاه پاسداران و وزیر دفاع، تداوم اعمال کنترل هوشمند نیروی دریایی سپاه در تنگه هرمز پس از شهادت دریادار تنگسیری نیز این گزاره را تأیید میکند.
این سطح از تابآوری، یکی از مهمترین شاخصههای قدرت در جنگهای مدرن است. در شرایطی که بسیاری از ارتشها به شدت به فرماندهان کلیدی وابسته هستند، ایران توانسته است مدلی را پیادهسازی کند که در آن، سیستم بر فرد تقدم دارد. این ثمره نگاه راهبردی رهبر شهید انقلاب اسلامی به خودکفایی نیروهای مسلح در تمام چهار دهه گذشته است.
بــــرش
«خودکفایی» و «خودباوری» در کلام رهبر شهید
این روحیه استقلال و خودباوری برای نیروهای مسلّح مهم بود، تا امروز هم مهم است، برای آینده هم مهم است.(بیانات در دیدار فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش 19/11/1392)
تحریمها موجب شد که در بسیاری از چیزهایی که خودکفایی نداشتیم، به خودکفایی برسیم؛ کارهای بزرگی را در زمینه تولیدات صنعتی و نظامی و غیرنظامی در کشورمان شاهد باشیم.(بیانات در دیدار رئیسجمهوری و اعضای هیأت دولت 6/6/1390)
نتیجه آن تجربهها و اعتماد به نفس این شد که ملت ایران به جایی برسد که سلاحهایی که خودش تولید میکند، در منطقه بخشیاش درجه یک و بینظیر باشد، بخشی هم کم نظیر باشد. ما احساس کردیم که باید به خودمان تکیه کنیم. جوانهای ما به خودشان تکیه کردند.(بیانات در دیدار دانشجویان دانشگاههای استان یزد 13/10/1386)
آمادگی نیروهای مسلح برای حکومت اسلامی یک ضرورت است. آمادگی همیشگی، آمادگی برای حمله نیست بلکه باعث میشود دشمن از فکر حمله به حکومت اسلامی ترس داشته باشد.
(بیانات در دیدار با فرماندهان و کارکنان ارتش 7/2/1394)
یکی از ستونهای محکم در تقویت کشور، نیروهای مسلح هستند. مسئولان نیروهای مسلح باید راهکارهای نو و روزآمد را برای تقویت نیروهای مسلح در پیش بگیرند که از جمله آنها هوشمندسازی در آموزشها و در ابزارهای نظامی است که بحمدالله در نیروهای مسلح ما شروع شده، لکن میدان کار هنوز خیلی باز است.
(بیانات در مراسم مشترک دانشآموختگی دانشجویان دانشگاههای افسری نیروهای مسلح 11/7/1401)
آنچه من تأکید میکنم این است که پیشرفتهای کشور در زمینههای تسلیحاتی و در زمینههای آمادگیهای رزمی باید همچنان طریق پیشرفت را ادامه بدهد؛ دشمنان ما این را نمیخواهند.(بیانات در دیدار جمعى از فرماندهان و کارکنان ارتش جمهورى اسلامى ایران 30/1/1394)
امروز یکی از ابزارهای فشار تبلیغاتی بر جمهوری اسلامی همین مسأله است - مسأله موشکها، مسأله پهپادها، مسأله امکانات نظامی و همین چیزهایی که با هنر جوانان ما در داخل کشور بدون کمک گرفتن از این و آن بهوجود آمده است - میخواهند این نباشد، میخواهند این را متوقف کنند.(بیانات در دیدار جمعى از فرماندهان و کارکنان ارتش جمهورى اسلامى ایران 30/1/1394)

