فرصتی برای بازخوانی میراث فکری و راهبردی رهبر شهید
محمد عطریانفر
عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی
با گذشت چهل روز از عروج ملکوتی شهید آیتاللهسیدعلی خامنهای اکنون زمان آن فرارسیده است که فراتر از سوگ و اندوه، به تأملی عمیق در میراث فکری و راهبردی او بنشینیم؛ میراثی که در میدان نظر و در عرصه عمل، بنیانهای «دفاع فراگیر» و صیانت از «تمامیت و استقلال کشور» را بازتعریف کرد. اندیشه ایشان در باب امنیت ملی، بر خلاف الگوهای کلاسیک صرفاً نظامی، بر یک منظومه درهمتنیده از «قدرت سخت»، «اقتدار نرم» و «پیوست اجتماعی دفاع» استوار بود. در این چهارچوب، دفاع از کشور صرفاً مأموریتی برای نیروهای مسلح تلقی نمیشد، بلکه به مثابه مسئولیت ملی و همگانی تعریف میشود؛ مسئولیتی که از نهادهای حاکمیتی تا آحاد مردم را دربرمیگرفت و ملت مقاوم را به ستون فقرات امنیت پایدار بدل میساخت. دفاع فراگیر در اندیشه قائد شهید، ترجمان نوعی خودآگاهی تاریخی بود؛ خودآگاهیای که ریشه در تجربههای تلخ مداخله خارجی و نیز افتخارات مقاومت ملی داشت. بدینسان، استقلال فراتر از شعار، ضرورت وجودی برای بقا و پیشرفت کشور قلمداد میشد. اکنون، در فقدان آن رهبر فرزانه، این پرسش فراروی ساختار حاکمیت و نخبگان کشور قرار دارد که چگونه میتوان این میراث راهبردی را از سطح گفتار به عرصه تدبیر و اجرا منتقل کرد. بیتردید، اولین تکلیف بر عهده رهبری جدید و مسئولان ارشد کشور، بازخوانی هوشمندانه این منظومه فکری و ترجمان عملیاتی آن در شرایط متغیر منطقهای و بینالمللی است. استمرار این مسیر، مستلزم حفظ انسجام ملی، تقویت سرمایه اجتماعی و پرهیز از دوگانهسازیهای فرساینده در درون جامعه است. در این میان، آتشبس دوهفتهای مورد توافق، فرصتی مغتنم و در عین حال آزمونی خطیر به شمار میآید. این وقفه کوتاه، اگر با درایت و آیندهنگری همراه شود، میتواند به سکویی برای بازتنظیم سیاستها، ترمیم برخی کاستیها و پاسخگویی مؤثرتر به مطالبات مردم بدل گردد. بهرهبرداری صحیح از این فرصت، مستلزم چند اقدام کلیدی است:
نخست، شفافسازی صادقانه وگفتوگو با افکارعمومی و تقویت اعتماد ملی؛ بهعنوان سرمایه اعتماد که مهمترین پشتوانه هر راهبرد دفاعی فراگیر است.
دوم، اولویتبخشی به معیشت و کرامت مردم در کنار ملاحظات امنیتی. بیتردید پایداری دفاع ملی، در گرو رضایت نسبی جامعه و احساس عدالت آحاد شهروندان است.
سوم، بازآرایی سازوکارهای تصمیمگیری بهگونهای که سرعت، دقت و هماهنگی میان نهادهای مختلف افزایش یابد و نهایتاً، استفاده از دیپلماسی فعال برای تثبیت دستاوردهای میدانی و کاهش هزینههای تقابل برای تثبیت پایداری سیاسی نظام.
چهلمین روز، در سنت فرهنگی ما، آغاز مرحلهای تازه از تداوم و تعهد است. اگر این مقطع، با فهمی عمیق از میراث فکری آن رهبر فقید و عزمی راسخ برای تحقق آن همراه شود، میتواند به نقطهعطفی در تقویت بنیانهای استقلال و اقتدار ملی تبدیل شود. امروز، بیش از هر زمان، کشور نیازمند آن است که اندیشه به نقشه راه و نقشه راه به عمل مؤثر بدل شود و این، همان مسئولیتی است که تاریخ بر دوش کارگزاران کشور نهاده است. نظرسنجیهای اخیر نشان میدهد در ماههای اخیر و بخصوص بعد از تجاوز آشکار به کشور، خیلی از کسانی که انتقادات تند داشتند، کمتر شدهاند و تغییر نگاه دادهاند. بالغ بر 60 درصد جامعه در نظرسنجیها از اقتدار نیروهای مسلح کشورمان در جنگ دفاع کردهاند. این نظرسنجیها به ما یادآوری میکنند که جامعه ایرانی چقدر شرافتمند، هوشیار و با دقت به مسائل نگاه میکند. قدرت تشخیص و فهم مسائل به گونهای است که بنا به تعبیری که اکنون در زبان سیاسی جاری است، وقتی آتش به جان خاک وطن افتاد، همه همتها باید بسیج شود تا آتش خانه را خاموش کنیم؛ دستاوردی که بسیار ارزشمند است زیرا فهم منطقی و عقلانی از حکمرانی در این شرایط، بهخوبی نشان میدهد که ما به چنین سوژههایی نیازمندیم تا بتوانیم در مسیر رضایت مردم و ایستادگی در برابر تهدیدات خارجی گامهایی مناسب برداریم.

