آیتالله غروی، عضو جامعه مدرسین از وظیفه مسئولان و مردم در قبال میراث رهبری میگوید
رسالت مهم، حفظ انسجام ملی است
جایگاه رهبری در هر جامعهای تنها به جایگاه و مسئولیت محدود نمیشود، بلکه پیش و بیش از هر چیز به مجموعهای از ویژگیهای شخصیتی، اخلاقی و فکری وابسته است که میتواند مسیر یک ملت را تحت تأثیر قرار دهد. در همین چهارچوب، روزنامه ایران در گفتوگو با سید محمد غروی، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و عضو شورای عالی حوزههای علمیه تلاش کرده است به برخی از مهمترین ویژگیهای رهبر شهید انقلاب، حضرت آیتالله سید علی خامنهای و مؤلفههایی همچون ایمان و باور عمیق، صلابت در تصمیمگیری، تواضع در برابر مردم، سادهزیستی، صداقت در رفتار و گفتار و نیز توانایی ایجاد همگرایی در میان اقشار مختلف جامعه بپردازد. در کنار این ویژگیها، نقش نگاه کلان به مسائل کشور، توجه به ظرفیتهای داخلی، اعتماد به توان نسل جوان و در عین حال بهرهگیری از تجربه پیشکسوتان نیز از جمله محورهایی است که در این گفتوگو مورد توجه قرار گرفته است. این بحث تلاش میکند نشان دهد که چگونه ترکیب این ویژگیها میتواند به شکلگیری الگویی از رهبری منجر شود که علاوه بر مدیریت چالشها، زمینه انسجام اجتماعی، پیشرفت و تقویت هویت جمعی یک جامعه را فراهم کند.
از نظر شما بارزترین نکتهای که بتوان آن را مهمترین میراث دوره رهبری حضرت آیتالله سید علی خامنهای معرفی کرد، چه مورد یا مواردی است؟
شهادت رهبر انقلاب اسلامی یک مصیبت بسیار بزرگ برای ملت ایران، جهان اسلام و بالاخص برای شیعیان بود. این شهادت ضایعهای جبرانناپذیر است و علت آن به خصوصیات شخصیتی ایشان برمیگردد. شخصیت ایشان حقیقتاً شخصیتی کمنظیر بود؛ تا آنجا که ما از تاریخ و از شناخت شخصیتهای برجسته سراغ داریم، کمتر فردی را میتوان یافت که چنین ویژگیهایی در او جمع شده باشد. رهبر انقلاب اسلامی امام خامنهای از هر جهت شخصیتی برجسته بودند؛ ایمانی بسیار بالا، اعتقادی عمیق و سلامت نفس و معنویت خاصی در وجود ایشان بود. صلابتی که در برابر دشمن داشتند و در عین حال تواضعی که در برابر ملت نشان میدادند، از ویژگیهای بارز امام شهید بود. همچنین روحیه همگرایی با همه اقشار و همه جریانها و کسانی که در مسیر انقلاب بودند، داشتند. بنابراین ایشان با وجود تفاوت دیدگاه با اقشار و گروههای مختلف، رویکرد همگرایی خاصی داشتند. ویژگیای که همه مسئولان و تصمیمگیران باید از آن الگو بگیرند. صداقتی که انسان در رفتار و گفتار ایشان مشاهده میکرد بسیار قابلتوجه بود. ایشان در نگاه به مسائل کشور صرفاً از زاویه یک جریان خاص به مسائل نگاه نمیکردند، بلکه نوعی جامعهنگری گسترده داشتند. اقتداری که در وجود ایشان بود، حتی بدون اتکا به قدرتهای ظاهری، دشمنان را تحت تأثیر قرار میداد و دوستان از آن نیرو میگرفتند.
همچنین مقام علمی و فقاهتی ایشان بسیار برجسته بود. مجموعه این ویژگیها، در کنار حکمتی که در تصمیمگیریها داشتند و شناختی که نسبت به جریانهای مختلف فرهنگی و انقلابی چه قبل از انقلاب، دوران مشروطه و همچنین دورههای بعد داشتند، شخصیت ویژهای از ایشان ساخته بود. بنابراین بدون هیچ تعارفی باید گفت که در میان رهبران سیاسی و حتی بسیاری از رهبران دینی در دنیا، کمتر شخصیتی با چنین مجموعهای از ویژگیها دیده شده است. البته مقام پیامبران و ائمه معصومین جایگاه دیگری دارد، اما در میان شخصیتهایی که در آن جایگاه قرار ندارند، این ویژگیها در ایشان واقعاً کمنظیر بود. به همین دلیل گمان نمیکنم بهراحتی بتوان در آینده نیز شخصیتی را یافت که همه این ویژگیها به این شکل در او جمع شده باشد.
تأکید بر جوانگرایی، توجه به توانمندیهای داخلی همچنین حفظ و تقویت وحدت در جامعه از جمله مواردی بودند که رهبر شهید بسیار بر آنها تأکید داشتند. تفسیر شما از این تأکیدات چیست؟
با وجود سن بالا، ایشان روحیهای جوان داشتند. سرمایهگذاریای که برای نظام، انقلاب و مردم انجام میدادند و دلسوزیای که نسبت به همه اقشار جامعه داشتند، بسیار قابلتوجه بود. ایشان در عین حال به اصناف و گروههای مختلف توجه داشتند و نسبت به مسائل جامعه حساس بودند. از دست دادن چنین شخصیتی قطعاً ضایعهای بسیار بزرگ برای کشور به شمار میآید. با این حال شاید بتوان گفت تقدیر الهی چنین رقم خورده بود که ایشان به شهادت برسند. این شهادت نقش مهمی در انسجام ملی داشت. حوادثی که در آن دوره رخ داد و جنایتهایی که آمریکا در آن مقطع مرتکب شد، در کنار شهادت شخصیتهایی مانند شهید سلیمانی و سید حسن نصرالله و دیگر شخصیتها، مجموعهای از رویدادها را شکل داد که در نهایت باعث شد بسیاری از کسانی که تعلقی به ایران، ایرانیت و فرهنگ ایرانی داشتند فارغ از تفاوت دیدگاهها در کنار یکدیگر قرار بگیرند. این همگرایی در میان مردم شکل گرفت و ما شاهد نوعی وحدت اجتماعی در کشور بودیم؛ وحدتی که شاید در برخی مقاطع مهم تاریخی، مانند دوران انقلاب، تجربه شده بود.
امروز مهمترین فراز از میراث آیتالله خامنهای در رهبری و حکومتداری از نوع خاص مردمسالاری دینی را چه میدانید؟
به نظر من این شهادتها زمینهای فراهم کرد تا تحولی در جامعه به وجود آید. در عین حال لازم است مسیر و خطی را که ایشان ترسیم کردهاند ادامه دهیم. ایشان حدود 36 سال مسئولیت رهبری کشور را بر عهده داشتند و سیره عملی ایشان در اداره کشور، در نحوه برخورد با جریانها، در صلابت و اقتداری که داشتند و در تعهد دینیای که بر رفتارشان حاکم بود، میتواند برای ما الگو باشد. ایشان نسبت به ارزشهای دینی اهل معامله و سازش نبودند و این مسأله بسیار مهم است. امروز بیش از هر چیز نیازمند حفظ این انسجام هستیم؛ اینکه بتوانیم یکدیگر را تحمل کنیم و به مسئولان کشور اعتماد داشته باشیم.
در برابر این میراث ماندگار، مسئولان جمهوری اسلامی و همچنین آحاد مردم چه وظیفهای بر عهده دارند؟
خوشبختانه امروز بسیاری از مسئولان کشور با اعتقاد و دلسوزی در حال انجام وظیفه هستند و دلشان برای نظام و انقلاب میسوزد. بنابراین باید به نیروهای نظامی، امنیتی و اجرایی کشور اعتماد داشته باشیم. البته صرف حضور در صحنههای اجتماعی کافی نیست؛ هرچند این حضور بسیار ارزشمند است. در کنار آن باید در عمل نیز به یکدیگر کمک کنیم. کسانی که امکانات مالی بیشتری دارند باید به دیگران کمک کنند، بویژه به کسانی که آسیب دیدهاند. باید از بازماندگان و خانوادههایی که دچار خسارت شدهاند دلجویی کرد و تا حد امکان از رنج آنها کاست. امیدواریم با استحکام ملت ایران و با تلاش نیروهای نظامی و انتظامی که مایه آبروی کشور هستند، دشمنان از اقدامات خود پشیمان شوند و در نهایت شکست بخورند. در ادامه، مسأله جوانگرایی و استفاده از توانمندیهای داخلی مطرح است. واقعیت این است که باید هم از پختگی و تجربه افراد باتجربه استفاده کنیم و هم از توان و استعداد جوانان بهره ببریم. روحیه جوانی به سن وابسته نیست؛ ممکن است فردی جوان باشد اما روحیهای منفعل داشته باشد و در مقابل فردی مسن روحیهای جوان و پویا داشته باشد. آنچه مهم است این است که زمینه استفاده از همه ظرفیتها فراهم شود. جوانانی که استعداد، فکر و نبوغ دارند باید فرصت پیدا کنند تا تواناییهای خود را نشان دهند. نباید به گونهای عمل کنیم که راه پیشرفت و شکوفایی آنها بسته شود. باید راه رشد و تعالی و تفکر برای آنها باز باشد. چرا که امروز اگر در برابر دشمنان ایستادگی میکنیم، بخش مهمی از آن نتیجه استفاده از همین ظرفیتهای داخلی است. در بسیاری از حوزهها از جمله فناوری، پزشکی، صنعت و توانمندیهای دفاعی پیشرفتهای قابلتوجهی به دست آمده است. اگر شرایط امروز را با گذشته مقایسه کنیم، میبینیم که در دوران قبل از انقلاب، کشور در بسیاری از زمینهها وابسته بود. حتی بسیاری از صنایع تنها در حد مونتاژ فعالیت میکردند و امکان بروز خلافیت و نوآوری برای نیروهای داخلی بسیار محدود بود. اما امروز شرایط تغییر کرده و جوانان توانستهاند در حوزههای مختلف دستاوردهای مهمی به دست آورند. استقلال به این معناست که کشور بتواند در تصمیمگیریهای سیاسی، نظامی و اقتصادی خود متکی به اراده و توان داخلی باشد. امروز مردم احساس میکنند که درباره سرنوشت کشور خودشان تصمیم میگیرند و این مسأله بسیار ارزشمند است. حفظ و تقویت اتحاد ملی مورد تأکید رهبر شهید، بسیار مهم و وظیفه مسئولان، نهادهای مدنی و مردم است. در عین حال باید در جامعه تحمل و سعهصدر وجود داشته باشد. ممکن است برخی افراد دیدگاههای متفاوتی داشته باشند، اما اگر دل در گرو کشور دارند باید با آنها با بردباری برخورد کرد. حفظ همگرایی و انسجام داخلی امروز یک ضرورت اساسی است. در نهایت باید تلاش کنیم علاوه بر حفظ انسجام داخلی، روابط بینالمللی خود را نیز گسترش دهیم و منطق و دیدگاههای کشور را بهتر به جهان منتقل کنیم تا تصویر واقعیتری از ایران در عرصه جهانی ارائه شود.

