در چهلمین روز فقدان رهبر شهیدمان و کودکان مظلوم مینابمان، گویی طوفان اندکی آرام گرفت. نمیتوان جنگی را دید که در یک سمتش خداوند، ملت ایران را مبعوث میکند و در آغوش خود میگیرد تا بتوانند در برابر ابرقدرت زمانشان بایستند، و این آرامش را در چهلمین روز، نشانهای از سوی او ندانست. نمیدانم این آرامش تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؛ هر چند بسیار آرزو دارم دشمنان مکارمان رام شده باشند. اما یک چیز را بهخوبی میدانم: من به هموطنی با مردم ایران افتخار میکنم و این بزرگترین سعادت زندگی من است. در کنار شما بودن، مدالی افتخارآمیز است که بر سینه هر کس بنشیند، باید تا ابد سرش را بالا نگه دارد؛ حتی آنان که در آخرین لحظه سوار بر واگن انتهایی این قطار افتخار شدند. ایران هست، چون شما هستید. فرزندانتان در نیروهای نظامی، با پشتگرمی شما و یاری خداوند، این دشمن را در جای خود نشاندند و اگر خطایی دوباره رخ دهد، باز هم خواهند نشاند و اینبار کوبندهتر. به یاد تمام شهدایمان در جنگ ۱۲روزه، دیماه و جنگ رمضان. پاینده باد ایران. پاینده باد مردم ایران.
برشی از یادداشت یوسف حاتمیکیا