امیرعباس ربیعی از تجربه ساخت اپیزودی درباره شهادت رهبر انقلاب می‌گوید

ما بغض‌مان را به تصویر کشیدیم

نیلوفر ساسانی
گروه فرهنگی


«برای من نعمتی است که قصه‌مان مرتبط با شهادت حضرت آقا بود تا شاید التیامی بر درد درونی‌مان از شهادت ایشان باشد. ما بغض‌مان را به تصویر کشیدیم. می‌دانم که اگر ایشان زنده بودند هم از ما می‌خواستند برای این جنگ اثری بسازیم تا روایتی از ادامه دادن مسیری باشد که ایشان علمدارش بودند.»
امیرعباس ربیعی با این جملات از تجربه ساخت اپیزود «۰۹:۴۰» از مجموعه نمایشی «سرو، سپید، سرخ» می‌گوید؛ اپیزودی که همزمان با چهلمین روز شهادت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر شهید ایران، امشب از شبکه یک سیما روی آنتن می‌رود. اثری که در دل روایت ساعات ابتدایی جنگ رمضان، تلاش می‌کند تصویری انسانی از پیوند و همراهی میان مردم ایران و عراق ارائه دهد.
مجموعه «سرو، سپید، سرخ» به تهیه‌کنندگی محمدرضا شفاه، محمدجواد موحد و حبیب والی‌نژاد اولین سریال با موضوع جنگ رمضان است که در ۱۵ قسمت و با ساختاری اپیزودیک تولید شده و هر قسمت آن را یک گردان مستقل ساخته است. اپیزود «۰۹:۴۰» داستان همراهی یک خانواده ایرانی و یک خانواده عراقی را در روزهای ابتدایی جنگ روایت می‌کند؛ همراهی‌ای که در طول یک مسیر شکل می‌گیرد و با رخدادهایی پیش‌بینی‌ناپذیر، آنها را در موقعیت‌هایی پیچیده و انسانی قرار می‌دهد. ربیعی پیش از این فیلم‌های سینمایی «لباس شخصی»، «ضد» و «احمد» را گردانی کرده است.
امیرعباس ربیعی درباره ایده و روایت این اپیزود به «ایران» می‌گوید: «داستان این اپیزود درباره ساعات اولیه جنگ و مرتبط با پیوندی بین یک خانواده ایرانی با یک خانواده عراقی است. به این دلیل که شهادت حضرت آقا در ساعات اولیه جنگ رخ داد، این حادثه تلخ تأثیر زیادی بر بار دراماتیک قصه دارد.»
ربیعی تأکید می‌کند: «این کار  برای من کاملاً دلی بود و همه گروه نیز همراه بودند و با عشق و ارادت به رهبر شهیدمان و وطن و مردم آمدند و امیدوارم این حال درونی پشت صحنه در اپیزود هم منتقل شود.»
او توضیح می‌دهد که جرقه شکل‌گیری این داستان را در همان ساعات ابتدایی جنگ تجربه کرده است: «ایده این قسمت برای خود من در ساعات اول جنگ رخ داد. من ساعت ۱۱ صبح روز اول جنگ به بغداد پرواز داشتم و زمان اولین حمله در فرودگاه بودم. غالب مسافران آن پرواز عراقی و بقیه ایرانی بودند. وقتی جنگ شروع شد، سردرگمی برای مسافران ایجاد شد و شرایط عجیبی بود.» به گفته این گردان، تجربه آن لحظات بحرانی هسته اصلی روایت را شکل داده است: «در میان شوک اولیه، سردرگمی و دلهره‌ای که از دل این بحران ایجاد می‌شود، برخی انسان‌ها می‌توانند بر فضا مسلط شوند و به همدیگر کمک کنند. این ایده محور قصه من بود. البته از مدت‌ها قبل هم دوست داشتم بر ماجرایی درباره پیوند میان ملت ایران و عراق  کنم. در جنگ رمضان هم دیدیم عراق از همان ساعات اول به کمک ایران آمد.»
ربیعی درباره شکل‌گیری سریع این پروژه در روزهای ابتدایی جنگ نیز می‌گوید: «یکی از ویژگی‌های مهم «سرو، سپید، سرخ» این بود که در همان ساعات اولیه جنگ فیلمسازان و عوامل این پروژه که حداقل در هر اپیزود ۳۰ نفر بودند، با بصیرتی قابل توجه می‌خواستند برای ایران کاری کنند و تأثیر و کنشگری داشته باشند. برایم جالب بود که این جمع شکل گرفت و در روزهای کمی ایده‌ها و فیلمنامه‌ها جمع‌بندی و وارد فاز تولید شدیم و همه عوامل و بازیگران هم از دعوت ما به پروژه استقبال کردند.»
او با اشاره به فضای همدلی میان عوامل پروژه ادامه می‌دهد: «در واقع این عرق به کشور و مردم بود که همه را دور هم جمع کرد. حتی بعد از تمام شدن پروژه نیز وقتی دوستان هنرمند دیگر باخبر از ساخت سریال شدند، تماس می‌گرفتند که اگر نیازی به عوامل بود ما هستیم و حتی بدون دستمزد حاضریم ی کنیم. این آگاهی و بیداری برای من جالب بود.»
او همچنین درباره شرایط تولید این اپیزود می‌گوید: «یکی دو روز از ضبط‌مان در جاده‌های بیرون شهری بود و انفجارهایی در نزدیکی ما رخ داد. احساس می‌کردیم عوامل یا بازیگران ممکن است بترسند و حتی بخواهند  را متوقف کنیم اما برعکس دیدیم که به ما روحیه دادند تا ادامه دهیم.»
ربیعی در بخش دیگری از صحبت‌هایش به واکنش هنرمندان در برابر تحولات اخیر اشاره می‌کند: «از سویی دیگر این بیداری برای برخی از هنرمندان با تأخیر رخ داد اما آنچه در ۴۰ روز گذشته از جنگ برای هنرمندان روشن شد، حضور گسترده مردم در این جبهه بود. شاید در ابتدا تصور از جنگ با آمریکا این بود که این اتفاق بحرانی عظیم ایجاد می‌کند اما عده‌ دیگری هم اطمینان داشتند آمریکا با تمام بمب‌افکن‌هایش نمی‌تواند بر ایمان مردم غلبه کند. به هر حال اهالی فرهنگ و هنر موتور محرکه مردم هستند و باید نوک پیکان جریان‌سازی باشند اما دیدیم که هنرمندان از مردم عقب ماندند و حالا باید بعد از این خود را به مردم برسانند. اینکه می‌گوییم جنگ از جهاتی نعمت است، یک بعدش متوجه رسیدن به این فهم است که اهالی فرهنگ و هنر باید به مردم برگردند و فاصله خود را با آنها اصلاح کنند.»