چهره مرد مبارز در جوانی
خون دلی که لعل شد خاطرات رهبر شهید انقلاب از کودکی تا پیروزی انقلاب اسلامی است
سمیرا قزوینی
روزنامه نگار
اغلب ما نام آیتالله سیدعلی خامنهای، رهبر شهید انقلاب را بیشتر از زمانی به یاد میآوریم که ایشان پس از امام خمینی(ره) در جایگاه رهبری ایران قرار گرفتند. این مسأله ممکن است دیگر ابعاد شخصیتی، مبارزاتی و فرهنگی ایشان را کمرنگ کند. با خواندن کتاب «خون دلی که لعل شد» متوجه میشویم که این شخصیت برجسته نتیجه پرورش در چه خانواده مؤمن، کوشا و اصیلی بوده و تا پیروزی انقلاب چه حوادث و فرازونشیبهایی را پشتسر گذاشته است. کتاب «خون دلی که لعل شد» مجموعه خاطرات رهبر شهید انقلاب از سالهای مبارزه، زندان و تبعید است؛ خاطراتی که ابتدا به همت دکتر محمدعلی آذرشب به زبان عربی با عنوان «إنّ مع الصّبر نصراً» توسط شهید سیدحسن نصرالله، دبیرکل فقید حزبالله لبنان رونمایی و در بیروت منتشر شد. این کتاب توسط محمدحسین باتمانغلیچ به فارسی ترجمه و توسط انتشارات «انقلاب اسلامی» همزمان با چهلمین سال پیروزی انفلاب اسلامی منتشر شد. با آنکه اصل خاطرات به زبان عربی گفته شده است اما با ترجمه بسیار نزدیک به کلمات و گنجینه واژگانی آیتالله خامنهای، مخاطب احساس میکند که از زبان خود ایشان خاطرات را به فارسی میخواند. تصویر طرح جلد کتاب به این اثر روحی متفاوت و متمایز بخشیده است. در روی جلد، چهره ایام زندان رهبر شهید به تصویر کشیده شده و در پشت جلد، عکس دیده نشدهای از معظمله و فرزندشان مصطفی به همراه دستخط ایشان درباره این عکس آورده شده است.
تفاوت اصلی «خون دلی که لعل شد» با بسیاری از آثار مشابه، روایت مستقیم رهبر شهید انقلاب از زندگی شخصی و مبارزاتی خویش است؛ از روزهای کودکی و تحصیل تا ورود به عرصه مبارزه علیه رژیم پهلوی و تجربه بازداشتها و تبعیدها. نثر کتاب ساده و به دور از حاشیهپردازی است و هر بخش نکتهای روشن از تاریخ انقلاب و زندگی ایشان را
آشکار میکند.
دقت در جزئیات و توصیفهای زنده، علاوه بر ثبت وقایع مبارزاتی، تصویری روشن از اندیشه، منش و شیوه زیست ایشان به دست میدهد. مخاطب بر زورق خیال مینشیند و با راوی هنرمند، همراه میشود؛ با شادیها و غمهای او، با اضطرابها و هیجانها، با دردها و بیماریها و خلاصه با همه حالات او همذاتپنداری میکند. گاهی میخندد و گاهی میگرید و گاهی با ترس و هیجان منتظر خواندن ادامه ماجرا میشود. آیتالله خامنهای در فصل دوم کتاب درباره علاقهاش به ادبیات و رمان از سالهای نوجوانی و جوانی میگوید:«از شش سال تحصیل در حوزه مشهد خاطرات بسیاری دارم که یک مورد از آن را ذکر میکنم و آن عبارت بود از شیفتگی شدید من به مطالعه کتابهای داستان و رمانهای مشهور جهانی و ایرانی. شاید من همه داستانهای «میشل زواگو» را که ۱۰ تاست، خواندهام. داستانهای «الکساندر دوما»ی پدر و پسر را هم خواندهام. همچنین تمامی یا بیشتر داستانهای ایرانی را نیز خواندهام. خواندن این داستانها و رمانها تأثیر محسوسی در ذهن و شیوه نگارش انسان دارد.» ایشان در دهه ۱۳۳۰ به ترجمه آثار ادبی عربی علاقه پیدا میکند و در فصل سوم در این خصوص میگوید:«در سال ۱۳۳۸ یا ۱۳۳۹ هنگام اقامتم در قم، برای مطالعه کتابهای عربی معاصر به خانه آقای شیخ محمد کرمی که از علمای خوزستان است، رفتوآمد داشتم. ما برخی از کتابهای جبران خلیل جبران را میخواندیم. در آن زمان کتاب «اشک و لبخند» جبران را ترجمه کردم و هنوز آن ترجمه را که اولین کار من در زمینه ترجمه از عربی به فارسی است، دارم. پس از آن، نوشتههایی از محمد قطب و سید قطب را ترجمه کردم که بیشتر آن ترجمهها در داخل سلولهای زندان صورت گرفت.»
از دیگر ویژگیهای کتاب «خون دلی که لعل شد» نگارشی به دور از اطناب است؛ ایشان از آوردن مطالب غیرمفید خودداری کردهاند و خواننده هر آنچه میخواند، مطالبی است که به نحوی نکتهای را آشکار میسازد و باقی سرگذشتنامه را پیش میبرد. توصیفات در این اثر، با دقت و ظرافتی مثالزدنی به رشته تحریر درآمده و تصویر جامعی از فضایی را که رهبر شهید انقلاب و دیگر همرزمان پاکبازشان در آن به مبارزه مشغول بودند به مخاطب نشان میدهد. از فصل چهارم کتاب «خون دلی که لعل شد» حال و هوایی پرشور و انقلابی نمایان میشود. تمام این تغییرات ناگهانی که در عرض مدت کوتاهی اتفاق میافتد و زندگی همه را دگرگون میکند، از یک اتفاق نشأت میگیرد و آن شهادت سیدمجتبی نواب صفوی در سال ۱۳۳۴ است. از این فصل به بعد، مخاطب در قالب خاطرات، با فجایع رژیم پهلوی آشنا میشود. همچنین از سختیها، مرارتها و رنجهای مبارزان و در مقابل از پایمردیها، مقاومتها، خلوص و ایمان انقلابیون مطلع میشود. علاوه بر این، در کتاب دو نوع تصویر آورده شده است: تصاویر منتشر نشده از رهبر شهید انقلاب، مرحوم پدر بزرگوارشان، فرزندانشان و... همچنین عکس نقاشیهایی مرتبط با موضوع روایتهای کتاب. با وجود اینکه این کتاب عمدتاً به دوران تبعید و اسارتهای رهبر شهید انقلاب پرداخته، اما جزئیات دلپذیر و روشنگری از افکار و سیره ایشان در امور زندگانی را نیز به همراه دارد. سخن اصلی کتاب، همان است که در نام این کتاب متبلور شده است. مخاطب با خواندن کتاب پی خواهد برد که با صبر و استقامت همه اهداف مهم و بلند، دستیافتنی خواهد بود. این درس همان است که در بیانات مکرر رهبر شهید انقلاب با عنوان «نظریه مقاومت» مطرح میشد.
کتاب «خون دلی که لعل شد» ۱۵ فصل و ماهیت خاطرهای و مستند دارد. به همین خاطر از شیرینی دوچندانی برخوردار شده است. فصلهای کتاب با عناوینی تقسیمبندی شده که خبر از محتوای هر فصل میدهد. عناوین فصلهای پانزدهگانه کتاب عبارتند از: آن روزها، در محضر اساتید، ساحل دجله، شراره اولین، آتشفشان انقلاب، سایه خورشید، حماسه اشک، قلعه سرخ، کاخ سفید، فرش پوسیده، دادگاه نظامی، سلول شماره ۱۴، کد رمز، سیل در تبعید و پیروزی بعد از سختی.

