نتیجه بازسازی زیرساختهای نفتی چیست؟
معماری جدیدی از قدرت اقتصادی در منطقه
مهدی عرب صادق
کارشناس ارشد ژئوپلتیک و دیپلماسی انرژی
در روزهایی که تنگه هرمز به یک «باجه عوارضگیری» با قوانین تهران تبدیل شده و ناوهای جنگی آمریکا به عکاسان افتخاری خلیج فارس بدل گشتهاند، بیتردید ایران برگ برندهای مهم در اختیار دارد. اما در سوی دیگر میدان، دشمن نیز با تغییر راهبرد خود، به دنبال تغییر موازنه هزینههاست. حمله دشمن به مجتمعهای عظیم پتروشیمی در ماهشهر و عسلویه، یک نقطه عطف بود. برای اولین بار در تاریخ جنگهای اقتصادی، یک کشور هدف خود را نه تأسیسات نظامی که شریانهای حیاتی تأمین انرژی و آب یک صنعت استراتژیک قرار داده است.
در منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر، واحدهای خدماتی «فجر ۱» و «فجر ۲» که برق، آب و گاز مورد نیاز بیش از ۵۰ کارخانه را تأمین میکنند، آسیب دیدند. این حملات، تولید را در کل منطقه فلج کرده است و طبعاً باید شریان اندک را در تنگه هرمز قطع کنیم تا زمانی که بازسازی زیرساختهای ما توسط متحدان متجاوز صورت گیرد. در عسلویه نیز بمبها فرودگاه صنعت را هدف گرفتند؛ شرکتهای «مبین انرژی» و «دماوند انرژی» که نقش «یوتیلیتی» و تأمین کننده اکسیژن واحدهای متانولی را دارند، از کار افتادند. به عبارت فنی، دشمن به جای زدن هر کارگر، پست برق کارخانه را زد.
برخلاف نفت خام که فروش آن با فرازونشیبهای سیاسی روبهروست، محصولات پتروشیمی همواره مشتریان خود را در بازارهای جهانی داشتهاند.
این صنعت سالانه چیزی بین ۱۰ تا ۱۵ میلیارد دلار برای کشور ارزآوری دارد و به عنوان موتور محرک اشتغال در استانهای جنوبی شناخته میشود.
در دو سال آینده، یک «فرصت طلایی» برای بومیسازی فناوریهای ساخت تجهیزات حیاتی صنعت نفت و گاز ومنوط به حفظ درآمد از تنگه هرمز بوجود می آید. ایران در طول سالهای تحریم، توانسته است بسیاری از تحریمها را با اتکا به دانشبنیانها و مهندسی معکوس خنثی کند. بازسازی «فجر ۱»، «فجر ۲» و تأسیسات مبین و دماوند، یک پروژه ملی است که میتواند وابستگی ما به شرکتهای خارجی را برای همیشه قطع کند.
تغییر معادله هزینه-فایده در منطقه امروز ضروری است و نکته جالب توجه، تغییر دکترین پاسخ ایران در این مرحله است. در «موج ۹۶ وعده صادق ۴»، ایران نه به پایگاههای نظامی، که به منافع اقتصادی آمریکا و متحدانش در منطقه حمله کرد. پالایشگاه حیفا (تأمینکننده سوخت جت جنگندههای اسرائیلی)، تأسیسات گازی اکسون موبیل در امارات و پتروشیمیهای کلیدی بحرین و کویت، همگی در آتش سوختند. ارزش مجموع اهداف تخریب شده در این موج بیش از ۴۰ میلیارد دلار برآورد میشود.
این یک پیام شفاف دارد: «اگر زیرساختهای اقتصادی ایران هدف باشد، هیچ زیرساخت اقتصادی در منطقه امن نخواهد بود.»
بطور کلی خسارت دیدهایم، اما ورشکسته نشدهایم ولی باید تنگه را حفظ کنیم این ابزار جبران آسیبهای ماست.
حمله به پتروشیمیها یک جنایت آشکار علیه غیرنظامیان بود. انکار این واقعیت، خیانت به حقیقت است. اما پذیرش شکست، خیانت به توانمندیهای داخلی است. ما با دو سال بازسازی روبهرو هستیم. اما تجربه چهار دهه گذشته به ما نشان داده که هرگاه اقتصاد ایران تحت فشار قرار گرفته، توانسته است با اتکا به هوش و توان مهندسی خود، نه تنها قد علم کند، بلکه قویتر از قبل ظاهر شود. ما اکنون در نظم جدید انرژی، اهرمهای قدرتمندی چون کنترل تنگههرمز، دور زدن دلار و قدرت بازدارندگی در برابر زیرساختهای متحدان دشمن را در
اختیار داریم.
این دو سال، دوران سخت، اما نه غیرقابل عبور است. خروجی این مسیر، صنعت پتروشیمی کاملاً خودکفا و معماری جدیدی از قدرت اقتصادی در منطقه خواهد بود.

