دفاع از میهن و سیاستهای فرهنگی- رسانه ای
هنرمقاومت در زیست جهان جنگی
پژوهشگر فرهنگ و ارتباطات
وقتی «جنگ» به «دفاع» تغییر میکند، به امری «مقدس» تبدیل میشود که تمامی دلالتهای مذهبی و دینی را فرا میخواند تا پیوند جمعی ارگانیک افراد را از امری اجتماعی به امر متعالی تبدیل کند.
فارغ از بُعد سبوعانه، وحشتآفرین، جداییافکنانه و نابودگرانه، آنگاه که «جنگ» به «دفاع» تبدیل میشود، به جزئی از فرهنگ هرروزه و از کالایی فروختنی به کالایی فرهنگی تبدیل میشود و عرصهای برای تولید و مصرف محصولات فرهنگی دفاع میشود. از آنجا که دفاع، امری جمعی است، آنچه سبب ایجاد هویت جمعی و پیوند همگانی پیرامون امر مقدس دفاع ملی-میهنی میشود، بهواسطه عناصر و محصولاتی است که سببساز شکلدهی به انگاره مشترک از جنگ و ضرورت اتحاد مقدس میهنی میان یکایک شهروندان میشود. همواره در حین جنگ، عناصر و محصولات فرهنگی-هنری توسط اجتماع تولید و در مویرگهای جامعه جریان مییابند که کارکردهای گوناگونی دارند؛ ازجمله آنها میتوان به مارشهای جنگ و در زمینه اجتماعی ایران انواع سرودهای حماسی است که ماهیتی شورانگیز دارند و روحیه مقاومت، تداوم شجاعبودگی و اتحاد حول میهن و دین را برمیانگیزند و البته بر عناصر ملی و دینی تکیه دارند. در دوران پساجنگ نیز این محصولات همانند فیلم و رمان، یادنامهها و خاطرهها، کارکرد یادآوری و زندهنگهداری ایثار، گذشت، شهامت و همدلی در خاطره جمعی و نوستالژیک همگان دارند و در صورت لزوم در برهههای خاص دوباره برانگیخته میشوند تا اتحاد و همدلی را پیرامون مشترکات جمعی برانگیزند.
این دسته از آثار هنری و فرهنگی بر مشترکاتی از قبیل هویت ملی، میهندوستی و وطنپرستی، تاریخ و تمدن پرشکوه و معتقدات دینی و مذهبی و احساسات جمعی همانند فداکاری و نوعدوستی تکیه و تأکید میکنند و از وضعیت خاص روحی و روانی مؤلفان و پدیدآورندگان آنها در یک برهه خاص نشأت گرفتهاند و گویی از خراشی روحی و تأثری والا انگیخته شدهاند، حس یکیبودگی را در میان بیشتر هموطنان بر میانگیزاند. در زمینه اجتماعی ایران و به تاریخ آن که بنگریم، «علاج هم در وطن بوده و هم در مذهب» و هر دو اینها همواره در آثار و محصولات فرهنگی و هنری تجلی پیدا کرده و انسجام و یگانگی را شکل داده است.
هم افزایی هنرمندان
«وطن» مفهومی مقدس و ارزشمند است که سبب میشود اهل فرهنگ و هنر حول آن اجماع کنند. برایناساس، اولویت کنونی در وهله اول باید همافزایی میان هنرمندانی باشد که به هر شکلی مدافع وطن و انقلاب بودهاند و نیز هنرمندان و اهل فرهنگ و هنری که حاضرند برای ارزشی والاتر به مسئولیت تاریخی خود عمل نمایند تا دربرابر وجدان خویش و آینده سربلند باشند. پرهیز از اختلافنظر و تأکید بر مشترکات و چشمپوشی از آنچه ظاهراً از منظر سیاستگذاران فرهنگ نامناسب جلوه میکند، اولین گام درجهت بهصفکردن ایدهها، اندیشهها، کردارها، محصولات و محتواها برای شکلدهی به افکار عمومی و تداوم مقاومت میهنپرستانه و نشر آرمانهای والایی است که همچون چسب اجتماعی از یکپارچگی ملت دفاع میکنند و آنها را برای مقاومت شرافتمندانه مهیا میسازند.
بازسازی اعتماد ملی
اکنون بهواسطه قطع شبکه جهانی اینترنت، اکثریت شهروندان اخبار و رویدادها را از رسانههای جمعی و مجاری ارتباطی پیامرسانهای داخلی گرفتهاند، بهترین فرصت و مجال برای احیای مرجعیت رسانههای رسمی-رجوع به رسانههای رسمی بهعنوان منبع اصلی کسب خبر-است. انتشار واقعگرانه حقیقت وقایع، اطلاعرسانی بهموقع و روایت همهجانبه، مهیاکردن فرصت حضور و ارائه تحلیل توسط کارشناسان برجسته میتواند بسترساز ترمیم رابطه مردم و رسانههای رسمی باشد. انسجام ملی پیش از هر چیز مستلزم شنیدهشدن همه صداها از تحلیلگران و کارشناسان برجسته تا صدای قومیتهای گوناگون است.
روایت آخرالزمانی
گرچه جنگ برای آحاد شهروندان تبعات سهمگینی دارد اما همواره زنان و بویژه کودکان بیش از سایر قربانیان مورد توجه و تصویرپردازی قرار میگیرند و افکار عمومی جهانی را علیه متجاوزان برمیانگیزند. اکنون در بحبوحه جنگ اخیر یکی از هولناکترین رویدادهای ممکن رخ داده است و جمع کثیری از دختران معصوم و بیگناه در شهر میناب به شهادت رسیدهاند، الزامی است که تصویرپردازی رسانهای و فرهنگی از آن بیش از همه مورد توجه قرار گیرد. هرآنقدر که رسانههای ایالات متحده مقامات کشورشان را درباره کشتار کودکان در جنوب ایران مورد سؤال قرار میدهند، در رسانههای رسمی ما نسبت به بازنمایی این رویداد هولناک کمتر توجه میشود. بنابراین، ضرورت دارد در این مورد بازنگری اساسی صورت گیرد. توسل به خون دختران مظلوم ایرانی میتواند سبب افزایش فشار شهروندان افکار عمومی جهانی بر دولتهای غربی و اتمام سریع تر جنگ علیه شهروندان ایران شود.از سوی دیگر، همچنانکه مقامات و رسانههای غربی نیز میگویند، جنگ کنونی میان رژیم صهیونیستی و ایران یک نبرد آخرالزمانی، موجودیتی و ایدئولوژیک است.
جنگ اخیر سبب شد تا شهروندان ایران با بزرگمنشی بار دیگر امر ملی را در اولویت قرار دهند و حول وطن بار دیگر متحد شوند. پاسداشت این اتحاد، مستلزم بازاندیشی در برخی سیاستگذاریهای فرهنگی و رسانهای است.

