نتایج جنگ با ایران می‌تواند شبیه شکست حقارت‌بار انگلستان و فرانسه در حمله به مصر باشد

آمریکا در «لحظه سوئز»

هارولد جیمز
استاد تاریخ و امور
 بین‌الملل دانشگاه پرینستون

 

در سال ۱۹۵۶، رهبران بریتانیا و فرانسه عملیاتی را برای سرنگونی دولت مصر و احیای برتری جهانی کشورهای خود آغاز کردند، اما شکست تحقیرآمیزی را متحمل شدند که آنها را ضعیف و وابسته به ایالات متحده کرد. آیا رئیس جمهوری ایالات متحده در حال کشاندن کشورش به مسیری مشابه در ایران است؟
جنگ همیشه یک قمار است. این حتی زمانی که رهبران آن را چیز دیگری می‌نامند، مانند «عملیات ویژه نظامی» (نامی که ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه، برای حمله تمام عیار خود به اوکراین به کار می‌برد) یا «گشت و گذار» (اصطلاح مورد علاقه دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، برای حمله به ایران) نیز صادق است.
البته، قمارهای پرخطر گاهی اوقات نتیجه می‌دهند. حمله آمریکا و اسرائیل به ایران ممکن است تغییری اساسی در سیاست آن کشور ایجاد کند. با این حال، با ادامه این سفر، خاطرات قمارهای شکست‌خورده گذشته شروع به خودنمایی می‌کنند و نمونه‌های ناامیدکننده‌ای را برای بحران فعلی قدرت آمریکا ارائه می‌دهند. به عنوان مثال، می‌توان به درام سال ۱۹۱۴ اشاره کرد، زمانی که رهبران نظام‌های امپراطوری در حال فروپاشی در روسیه و اتریش فکر می‌کردند می‌توانند اوضاع را با یک «جنگ کوچک کوتاه و پیروزمندانه» (حداقل آن را آن‌طور می‌نامیدند) تثبیت کنند. اما دو تجربه جدیدتر حتی چشمگیرتر و مرتبط‌تر هستند: تجربه بریتانیا و فرانسه در مصر در سال ۱۹۵۶ و  روسیه در سال ۲۰۲۲.
اولین مورد در ۲۹ اکتبر ۱۹۵۶ آغاز شد، زمانی که اسرائیل حمله‌ای را به شبه‌جزیره سینا برای شکستن محاصره تنگه تیران و خلیج عقبه توسط مصر آغاز کرد. دو روز بعد، بریتانیا و فرانسه بدون مشورت با ایالات متحده با «عملیات تفنگدار» وارد این نبرد شدند که هدف آن تصرف کانال سوئز، یک مسیر کشتیرانی حیاتی جهانی و خارج کردن آن از کنترل مصر بود. رهبران بریتانیا و فرانسه چیزی کمتر از سرنگونی جمال عبدالناصر رئیس جمهوری مصر نمی‌خواستند، زیرا معتقد بودند که ایالات متحده از منطق و جسارت این عملیات قدردانی خواهد کرد. از نظر آنها، موفقیت در این عملیات، برتری جهانی کشورهایشان را بازیابی می‌کرد.
اما این حمله شکست خورد و کانال به مدت 6 ماه بسته ماند. سیاست‌های بریتانیا و فرانسه به شدت قطبی شد و رهبران هر دو کشور بی‌اعتبار شدند. دوایت آیزنهاور رئیس‌جمهوری ایالات متحده و جان فاستر دالس وزیر امور خارجه ایالات متحده، خشمگین بودند، به ویژه به این دلیل که عملیات سوئز توجه را از آنچه که آنها چالش اصلی جهانی می‌دانستند، منحرف کرد: اتحاد جماهیر شوروی که با هجوم به مجارستان چهار روز بعد برای مهار جنبش مجاری‌ها، به طور کامل به نمایش گذاشته شد. در واقع، احتمالاً قمار سوئز بریتانیا و فرانسه نیکیتا خروشچف رهبر وقت شوروی را متقاعد کرد که قمار خود را آغاز کند.
پیامدهای سیاسی بحران سوئز شامل وحشت مالی بود که بریتانیایی‌ها را مجبور به درخواست کمک از صندوق بین‌المللی پول کرد، صندوقی که تا آن زمان عمدتاً خواب‌آلود بود. در نهایت، هم بریتانیا و هم فرانسه باید سیستم‌های نرخ ارز خود را باز و کنترل‌های ارزی خود را محدود می‌کردند و به سمت تبدیل‌پذیری حساب‌های جاری حرکت می‌کردند و به محدودیت‌های پرداخت‌های تجاری پایان می‌دادند. به عبارت دیگر، هر دو کشور بزرگ اروپای غربی موظف بودند تحت نظارت یک نهاد بین‌المللی تحت سلطه ایالات متحده آزادسازی اقتصادی انجام دهند.
سابقه دوم، تهاجم به اوکراین است. این حمله که به عنوان یک حمله سریع و دقیق در نظر گرفته شده بود، این عملیات ویژه نظامی را به یک کارزار فرسایشی تبدیل کرد. یکی از فوری‌ترین تهدیدهای گسترده‌تر، متوجه ذخایر غذایی جهان بود، زیرا صادرات غلات و کود روسیه و اوکراین از بنادر دریای سیاه غیرممکن شد.
اشتباه بریتانیا و فرانسه در مورد کانال سوئز کوتاه بود؛ هر دو کشور را تحقیر و جاه‌طلبی‌های بین‌المللی آنها را نقش بر آب کرد. در هر صورت، ایالات متحده در حال مواجهه با مخمصه خود در خاورمیانه است. دقیقاً یک سال قبل از حمله اخیر به ایران، ترامپ جلسه‌ای بسیار پر سر و صدا (که برای تلویزیون طراحی شده بود) در دفتر بیضی شکل برگزار کرد که در آن او و معاون رئیس جمهور جی. دی. ونس، رئیس جمهوری اوکراین ولودیمیر زلنسکی را مورد انتقاد قرار دادند.
زلنسکی در پاسخ به آنها گفت که «در طول جنگ، همه مشکلات دارند، حتی شما. اما شما اقیانوس خوبی دارید و الان آن را حس نمی‌کنید، اما در آینده آن را حس خواهید کرد.» ترامپ سپس صدایش را بالا برد: «شما در موقعیتی نیستید که به ما دیکته کنید چه احساسی داشته باشیم. ما احساس بسیار خوب و بسیار قوی خواهیم داشت.»
یک سال چه تفاوتی ایجاد می‌کند. اقیانوس از ترامپ در برابر قیمت‌های بالاتر و افزایش نارضایتی عمومی از دولتش محافظت نمی‌کند. سؤالات زیادی در مورد مقدمات جنگ و اینکه آیا برنامه‌ای برای بستن تنگه هرمز توسط ایران وجود داشته است یا خیر، وجود دارد. به طور فزاینده‌ای به نظر می‌رسد که ایالات متحده ممکن است کارت‌های لازم برای تحقق عمل انجام شده‌ای را که ترامپ به آن امیدوار بود، نداشته باشد.
عواقب بلندمدت‌تر ممکن است مانند داستان سوئز به صورت معکوس باشد: تحقیر و به دنبال آن بازنگری در سیاست و تعهد جدید به تفکر در مورد چگونگی بازگرداندن آزادی اقتصادی. مانند بریتانیا و فرانسه پس از سال ۱۹۵۶، ایالات متحده قادر نخواهد بود بحرانی را که خود به تنهایی ایجاد کرده است، حل کند.
 منبع: Project Syndicate

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • بین الملل
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • ایران زمین
  • علم و فناوری-خودرو
  • حوادث
  • گزارش
  • ورزشی
  • کتاب
  • فرهنگی
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و نود و سه
 - شماره هشت هزار و نهصد و نود و سه - ۱۷ فروردین ۱۴۰۵